غزل شماره ۷۷ از غزلیات سعدی؛ بر من که صبوحی زدهام خرقه حرام است …
غزل شماره ۷۷ از غزلیات سعدی در روزانه آماده شده است. غزلیات سعدی به خاطر زبان ساده و در عین حال زیبا و روانش، همواره مورد توجه شاعران و ادیبان قرار گرفته است. او با استفاده از تشبیهات و استعارههای زیبا، احساسات انسانی را به شکلی دلنشین و عمیق بیان کرده است. همچنین غزل شماره ۷۸ از غزلیات سعدی؛ امشب به راستی شب ما روز روشن است … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۷۷ از مجموعه غزلیات سعدی شاعر معروف
بر من که صبوحی زدهام خرقه حرام است
ای مجلسیان راه خرابات کدام است
هر کس به جهان خرمیی پیش گرفتند
ما را غمت ای ماه پریچهره تمام است
برخیز که در سایهٔ سروی بنشینیم
کانجا که تو بنشینی بر سرو قیام است
دام دل صاحب نظرانت خم گیسوست
وان خال بناگوش مگر دانهٔ دام است
با چون تو حریفی به چنین جای در این وقت
گر باده خورم خمر بهشتی نه حرام است
با محتسب شهر بگویید که زنهار
در مجلس ما سنگ مینداز که جام است
غیرت نگذارد که بگویم که مرا کشت
تا خلق ندانند که معشوقه چه نام است
دردا که بپختیم در این سوز نهانی
وان را خبر از آتش ما نیست که خام است
سعدی مبر اندیشه که در کام نهنگان
چون در نظر دوست نشینی همه کام است
مطلب مشابه: غزل شماره ۷۶ از غزلیات سعدی؛ یارا بهشت صحبت یاران همدم است …
تفسیر این شعر

این شعر از سعدی، شاعر بزرگ ایرانی، به زیبایی احساسات و تفکرات عمیق انسانی را بیان میکند. در زیر، هر بیت را به زبان ساده توضیح میدهم:
1. بر من که صبوحی زدهام خرقه حرام است
شاعر میگوید که چون من در حال نوشیدن شراب هستم، پوشیدن لباس روحانی (خرقه) برای من مناسب نیست. این نشاندهندهٔ تضاد بین زندگی عرفانی و لذتهای دنیوی است.
2. ای مجلسیان راه خرابات کدام است
او از جمعیت در مجلس میپرسد که راهی به سمت خرابات (محل شرابخوری و خوشگذرانی) کجاست.
3. هر کس به جهان خرمیی پیش گرفتند
در اینجا شاعر به این نکته اشاره میکند که هر کسی در زندگی خود به دنبال شادی و خوشی است.
4. ما را غمت ای ماه پریچهره تمام است
او میگوید که غم او به خاطر معشوقهاش، که زیبا و ماهروی است، تمام شده است.
5. برخیز که در سایهٔ سروی بنشینیم
شاعر از معشوقهاش میخواهد که بلند شود تا در سایهٔ درخت سرو بنشینند و از زیبایی طبیعت لذت ببرند.
6. کانجا که تو بنشینی بر سرو قیام است
این بیت نشاندهندهٔ اهمیت حضور معشوقه در زندگی شاعر است؛ او با حضورش، همه چیز را زیباتر میکند.
7. دام دل صاحب نظرانت خم گیسوست
شاعر میگوید که دل عاشقان در دام زیبایی موهای معشوقه گرفتار شده است.
8. وان خال بناگوش مگر دانهٔ دام است
او به خال روی صورت معشوقه اشاره میکند و آن را مثل دانهای از دام میداند که دلها را به خود جذب میکند.
9. با چون تو حریفی به چنین جای در این وقت
شاعر میگوید که با کسی مثل تو (معشوقه) هیچ حریفی (رقیبی) وجود ندارد.
10. گر باده خورم خمر بهشتی نه حرام است
او میگوید اگر شراب بنوشد، این کار نه تنها حرام نیست بلکه مثل شراب بهشتی است.
11. با محتسب شهر بگویید که زنهار
شاعر از دیگران میخواهد که به محتسب (ناظر شرع) بگویند که در مجلس آنها سنگ نندازند زیرا آنجا فقط شراب است.
12. در مجلس ما سنگ مینداز که جام است
او خواهان آرامش و عدم مداخله در شادیهای خود است.
13. غیرت نگذارد که بگویم که مرا کشت
شاعر میگوید که غیرت او اجازه نمیدهد نام معشوقهاش را فاش کند، حتی اگر این کار باعث مرگش شود.
14. تا خلق ندانند که معشوقه چه نام است
او نمیخواهد دیگران بدانند معشوقهاش کیست.
15. دردا که بپختیم در این سوز نهانی
شاعر از درد و رنجی که در دل دارد سخن میگوید، رنجی که کسی از آن خبر ندارد.
16. وان را خبر از آتش ما نیست که خام است
او اشاره میکند که دیگران از آتش عشق او بیخبرند و فکر میکنند که او خاموش است.
17. سعدی مبر اندیشه که در کام نهنگان
شاعر به خود و دیگران میگوید که نباید نگران چیزهایی باشند که خارج از کنترل آنهاست.
18. چون در نظر دوست نشینی همه کام است
او نتیجه میگیرد که وقتی در کنار دوست و معشوقهای هستی، همه چیز زیبا و رضایتبخش است.
به طور کلی، این شعر بیانگر عشق، لذتهای دنیوی و تضادهای زندگی انسانی است و سعدی با زبانی زیبا و شاعرانه احساسات عمیق خود را منتقل کرده است.
مطلب مشابه: غزل شماره ۷۵ از غزلیات سعدی؛ کارم چو زلف یار پریشان و دَرهم است …
مطلب مشابه: غزل شماره ۷۴ از غزلیات سعدی؛ شراب از دست خوبان سلسبیلست …
مطلب مشابه: غزل شماره ۷۳ از غزلیات سعدی؛ دیده از دیدار خوبان برگرفتن مشکلست …










