غزل شماره ۷۶ از غزلیات سعدی؛ یارا بهشت صحبت یاران همدم است …
غزل شماره ۷۶ از غزلیات سعدی را در روزانه بخوانید. غزلیات سعدی به خاطر زبان ساده و در عین حال زیبا و روانش، همواره مورد توجه شاعران و ادیبان قرار گرفته است. او با استفاده از تشبیهات و استعارههای زیبا، احساسات انسانی را به شکلی دلنشین و عمیق بیان کرده است. همچنین غزل شماره ۷۷ از غزلیات سعدی؛ بر من که صبوحی زدهام خرقه حرام است … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۷۶
یارا بهشت صحبت یاران همدم است
دیدار یار نامتناسب جهنم است
هر دم که در حضور عزیزی برآوری
دریاب کز حیات جهان حاصل آن دم است
نه هرکه چشم و گوش و دهان دارد آدمیست
بس دیو را که صورت فرزند آدم است
آن است آدمی که در او حُسنِ سیرتی
یا لطف صورتیست، دگر حشو عالم است
هرگز حسد نبرده و حسرت نخوردهام
جز بر دو روی یار موافق که در هم است
آنان که در بهار به صحرا نمیروند
بوی خوش ربیع بر ایشان مُحَرَّم است
وان سنگدل که دیده بدوزد ز روی خوب
پندش مده که جهل در او نیک محکم است
آرام نیست در همه عالم بهاتفاق
ور هست در مجاورتِ یارِ مَحْرَم است
گر خون تازه میرود از ریش اهل دل
دیدار دوستان که ببینند مرهم است
دنیا خوش است و مال عزیز است و تن شریف
لیکن رفیق بر همه چیزی مقدم است
مُمسِک برای مال همهساله تنگدل
سعدی به روی دوست همهروزه خرم است
مطلب مشابه: غزل شماره ۷۵ از غزلیات سعدی؛ کارم چو زلف یار پریشان و دَرهم است …
مطلب مشابه: غزل شماره ۷۴ از غزلیات سعدی؛ شراب از دست خوبان سلسبیلست …
تفسیر این شعر

این شعر از سعدی، شاعر بزرگ ایرانی، به بیان اهمیت دوستی و رفاقت در زندگی میپردازد. بیایید هر بخش را به زبان ساده توضیح دهیم:
1. یارا بهشت صحبت یاران همدم است / دیدار یار نامتناسب جهنم است
– در اینجا شاعر میگوید که بودن با دوستان و یاران، بهشت است و اگر کسی با دوستانش نباشد و تنها باشد، حس میکند که در جهنم است.
2. هر دم که در حضور عزیزی برآوری / دریاب کز حیات جهان حاصل آن دم است
– هر بار که در کنار عزیزان و دوستان هستی، بدان که آن لحظات، ارزشمندترین بخش زندگی هستند.
3. نه هرکه چشم و گوش و دهان دارد آدمیست / بس دیو را که صورت فرزند آدم است
– فقط داشتن اعضای بدن (چشم، گوش و دهان) کافی نیست تا کسی را انسان بنامیم. بسیاری از موجودات شبیه انسان هستند اما از نظر اخلاقی دیو و ناپاکاند.
4. آن است آدمی که در او حُسنِ سیرتی / یا لطف صورتیست، دگر حشو عالم است
– انسان واقعی کسی است که دارای اخلاق نیکو و زیبایی درونی باشد. بقیه چیزها بیاهمیت هستند.
5. هرگز حسد نبرده و حسرت نخوردهام / جز بر دو روی یار موافق که در هم است
– من هیچ وقت حسد نداشتهام، جز به دو چهره زیبا و دوستان خوبم که با هم هستند.
6. آنان که در بهار به صحرا نمیروند / بوی خوش ربیع بر ایشان مُحَرَّم است
– کسانی که در فصل بهار به طبیعت نمیروند، از زیباییها و خوشیهای زندگی محروماند.
7. وان سنگدل که دیده بدوزد ز روی خوب / پندش مده که جهل در او نیک محکم است
– شخصی که نمیتواند زیبایی را ببیند، نباید نصیحت شود؛ زیرا او در جهل خود ثابت قدم است.
8. آرام نیست در همه عالم بهاتفاق / ور هست در مجاورتِ یارِ مَحْرَم است
– در دنیا آرامش وجود ندارد مگر اینکه در کنار دوستان واقعی باشی.
9. گر خون تازه میرود از ریش اهل دل / دیدار دوستان که ببینند مرهم است
– اگر دل کسی غمگین باشد، دیدار دوستان میتواند تسکیندهنده باشد.
10. دنیا خوش است و مال عزیز است و تن شریف / لیکن رفیق بر همه چیزی مقدم است
▪ دنیا زیباست و ثروت مهم است، اما دوستی و رفاقت از همه چیز مهمتر است.
11. مُمسِک برای مال همهساله تنگدل / سعدی به روی دوست همهروزه خرم است
▪ کسانی که برای پول و ثروت خود تنگدل هستند، سعدی (شاعر) همیشه با دوستانش خوشحال و شاداب است.
در کل، این شعر تأکید میکند که دوستی و رفاقت ارزشمندتر از هر چیز دیگری در زندگی هستند و داشتن دوستان خوب میتواند زندگی را زیباتر کند.
مطلب مشابه: غزل شماره ۷۳ از غزلیات سعدی؛ دیده از دیدار خوبان برگرفتن مشکلست …
مطلب مشابه: غزل شماره ۷۲ از غزلیات سعدی؛ پای سرو بوستانی در گِل است سرو ما را پای معنی در دل است …










