غزل شماره ۷۵ از غزلیات سعدی؛ کارم چو زلف یار پریشان و دَرهم است …

غزل شماره ۷۵ از غزلیات سعدی در روزانه سایت ادبی آماده شده است. سعدی با آثارش تأثیر زیادی بر فرهنگ و جامعه ایرانی گذاشته است. اشعار او در طول تاریخ منبع الهام برای شاعران بعدی بوده و در بسیاری از محافل ادبی مورد بحث و بررسی قرار گرفته‌اند. همچنین غزل شماره ۷۶ از غزلیات سعدی؛ یارا بهشت صحبت یاران همدم است … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۷۵ از غزلیات سعدی؛ کارم چو زلف یار پریشان و دَرهم است ...

غزل شماره ۷۵

کارم چو زلف یار پریشان و دَرهم است

پشتم به‌سان ابروی دل‌دار پرخَم است

غم شربتی ز خون دلم نوش کرد و گفت

«این شادی کسی که در این دور خُرم است»

تنها دل من‌ست گرفتار در غمان

یا خود در این زمانه دل شادمان کم است

زین‌سان که می‌دهد دل من دادِ هر غمی

انصاف ملک عالم عشقش مسَلم است

دانی خیال روی تو در چشم من چه گفت؟

آیا چه جاست این که همه روزه با نم است

خواهی چو روز روشن دانی تو حال من

از تیره‌شب بپرس که او نیز محرم است

ای کاشکی میان من‌استی و دل‌برم

پیوندی این چنین که میان من و غم‌است

مطلب مشابه: غزل شماره ۷۴ از غزلیات سعدی؛ شراب از دست خوبان سلسبیل‌ست …

مطلب مشابه: غزل شماره ۷۳ از غزلیات سعدی؛ دیده از دیدار خوبان برگرفتن مشکل‌ست …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از شاعر بزرگ ایرانی، سعدی شیرازی، است و به مضامین عشق، غم و تنهایی می‌پردازد. بیایید هر بیت را به زبان ساده توضیح دهیم:

1. کارم چو زلف یار پریشان و دَرهم است

   – کارها و اوضاع من به حالت پریشانی و بی‌نظمی زلف معشوقه‌ام است.

2. پشتم به‌سان ابروی دل‌دار پرخَم است

   – پشت من مانند ابروی معشوق خمیده و نازک است، یعنی در وضعیت ضعیف و آسیب‌پذیری قرار دارم.

3. غم شربتی ز خون دلم نوش کرد و گفت

   – غم به من گفت که از خون دلم نوشیدنی درست کرده و آن را به من تقدیم کرده است.

4. «این شادی کسی که در این دور خُرم است»

   – غم می‌گوید که شادی برای کسی است که در این دنیا خوشحال و شاداب است.

5. تنها دل من‌ست گرفتار در غمان

   – تنها قلب من است که در غم گرفتار شده و رنج می‌برد.

6. یا خود در این زمانه دل شادمان کم است

   – یا اینکه در این زمانه، افراد شاد و خوشحال بسیار کم هستند.

7. زین‌سان که می‌دهد دل من دادِ هر غمی

   – به این صورت که دل من هر غمی را می‌پذیرد و تحمل می‌کند.

8. انصاف ملک عالم عشقش مسَلم است

   – عدالت در عالم عشق وجود دارد و عشق او حقیقتاً ثابت شده است.

9. دانی خیال روی تو در چشم من چه گفت؟

   – آیا می‌دانی که خیال چهره‌ی تو در چشمان من چه احساسی را به وجود آورده؟

10. آیا چه جاست این که همه روزه با نم است

    ▪ آیا می‌دانی چرا هر روز چشمانم پر از اشک است؟

11. خواهی چو روز روشن دانی تو حال من

    ▪ اگر بخواهی، مثل روز روشن می‌توانی حال من را بفهمی.

12. از تیره‌شب بپرس که او نیز محرم است

    ▪ از شب تاریک بپرس که او هم رازهای من را می‌داند و محرم است.

13. ای کاشکی میان من‌استی و دل‌برم

    ▪ ای کاش تو میان من و محبوبم باشی.

14. پیوندی این چنین که میان من و غم‌است

    ▪ پیوندی مانند این که میان من و غم وجود دارد، بین ما هم برقرار باشد.

در کل، شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره‌ی عشق، غم و تنهایی است. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا، احساسات خود را درباره‌ی محبوب و مشکلاتی که با آن روبروست، بیان می‌کند.

مطلب مشابه: غزل شماره ۷۲ از غزلیات سعدی؛ پای سرو بوستانی در گِل است سرو ما را پای معنی در دل است …

مطلب مشابه: غزل شماره ۷۱ از غزلیات سعدی؛ دلی که عاشق و صابر بوَد، مگر سنگ است …

دسترسی سریع

فال و سرگرمی امروز

فال روزانه ماه تولد، حافظ، تاروت، ابجد و استخاره را از مسیرهای اصلی روزانه ببینید.

فال امروز ماه تولدت انتخاب فقط در همین مرورگر ذخیره می‌شود.
امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.