غزل شماره ۴۶ از غزلیات شهریار؛ بی تو ای دل نکند لاله به بار آمده باشد …
غزل شماره ۴۶ از غزلیات شهریار را در روزانه بخوانید. طبیعت در اشعار شهریار نقش مهمی دارد. او با توصیف زیباییهای طبیعی، احساسات خود را به تصویر میکشد و خواننده را به دنیای خیالانگیز خود دعوت میکند. همچین غزل شماره ۴۷ از غزلیات شهریار؛ صبا به شوق در ایوان شهریار آمد … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۴۶
بی تو ای دل نکند لاله به بار آمده باشد
ما در این گوشه زندان و بهار آمده باشد
چه گلی گر نخروشد به شبش بلبل شیدا
چه بهاری که گلش همدم خار آمده باشد
نکند بی خبر از ما به در خانه پیشین
به سراغ غزل و زمزمه یار آمده باشد
از دل آن زنگ کدورت زده باشد به کناری
باز با این دل آزرده کنار آمده باشد
اینش آغوش وطن گر که در آن گردش خاطر
نوبت خاطرهٔ یار و دیار آمده باشد
یار کو رفته به قهر از سر ما هم ز سر مهر
شرط یاری که به پرسیدن یار آمده باشد
در دماغ دل از آن غالیهٔ زلف هنوزم
گوییا قافلهٔ مشک تتار آمده باشد
زلف شیرین که کمندیست شکارافکن و شاهین
شرطش این است که خسرو به شکار آمده باشد
لاله خواهم شدنش در چمن و باغ که روزی
به تماشای من آن لالهعذار آمده باشد
چه به نوشینی آن شربت مرگم که نگارین
با گل و شمع حزینم به مزار آمده باشد
جان به زندانِ تنِ سوخته میخواستی ای دل
جز پی داغ تو دیدن به چه کار آمده باشد
شهریار این سر و سودای تو دانی به چه ماند
روز روشن که به خواب شب تار آمده باشد
مطلب مشابه: غزل شماره ۴۵ از غزلیات شهریار؛ کاش پیوسته گل و سبزه و صحرا باشد …
مطلب مشابه: غزل شماره ۴۴ از غزلیات شهریار؛ رقیبت گر هنر هم دزدد از من من نخواهد شد …
تفسیر این شعر

این شعر زیبا از شاعر بزرگ ایرانی، شهریار، به عشق، دوری و احساسات عمیق انسانی میپردازد. حالا به زبان سادهتر توضیح میدهم:
1. بیت اول: شاعر میگوید که اگر تو (عشق یا معشوق) در کنار او نباشی، حتی لاله (گل زیبا) هم نمیتواند شکوفا شود. او در اینجا به احساس تنهایی و غم اشاره میکند.
2. بیت دوم: شاعر میپرسد چه فایدهای دارد اگر بلبل (پرندهای که عاشقانه میخواند) در شب بخواند، اگر گلها در کنار خارها باشند و نتوانند خود را نشان دهند.
3. بیت سوم: او نگران است که شاید معشوقش بیخبر از او به خانه قبلیشان برگشته باشد و به دنبال شعر و غزلهای عاشقانه باشد.
4. بیت چهارم: از دلش میخواهد که کدورتها و ناراحتیها را کنار بگذارد و با دل آزردهاش کنار بیاید.
5. بیت پنجم: شاعر میگوید که وطنش (محل زندگی) میتواند یادآور خاطرات خوشی باشد، اما در عین حال یاد معشوق و دیار (محل زندگی) نیز در آن وجود دارد.
6. بیت ششم: او از یاری که رفته و دیگر به او توجهی ندارد، میپرسد که آیا ممکن است به خاطر محبتش، دوباره به سراغش بیاید.
7. بیت هفتم: شاعر به زلف معشوق اشاره میکند که مانند کمند (توری برای شکار) است و برای شکار عشق، باید خسرو (پادشاه) به میدان بیاید.
8. بیت هشتم: او آرزو دارد که مانند لاله در باغ بشکفد تا معشوقش روزی برای تماشای او بیاید.
9. بیت نهم: شاعر به شربت مرگ اشاره میکند که در کنار گل و شمع (نمادهای زیبایی و زندگی) برایش آورده شده است.
10. بیت دهم: او از دلش میخواهد که جانش را در این زندان تن بسوزاند، اما تنها دلیل زندگیاش دیدن معشوق است.
11. بیت یازدهم: در آخر، شاعر از شهریار (معشوق) میپرسد که آیا میداند حال او چگونه است؟ روز روشن مانند خواب شب تار است، یعنی زندگی بدون عشق چقدر تاریک و خالی است.
در کل، این شعر احساسات عمیق عاشقانه و تنهایی را با تصاویری زیبا و شاعرانه بیان میکند. حافظ با استفاده از تشبیهات و استعارهها، عشق و غم را به تصویر کشیده است.
مطلب مشابه: غزل شماره ۴۳ از غزلیات شهریار؛ چو آفتاب به شمشیر شعله برخیزد …
مطلب مشابه: غزل شماره ۴۲ از غزلیات شهریار؛ آمد آن شاهد دل برده و جان بازآورد …
فال و سرگرمی امروز
فال روزانه ماه تولد، حافظ، تاروت، ابجد و استخاره را از مسیرهای اصلی روزانه ببینید.










