غزل شماره ۲۳ از غزلیات شهریار؛ شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردن است

غزل شماره ۲۳ از غزلیات شهریار را در روزانه قرار داده‌ایم. غزلیات شهریار فراتر از عشق شخصی هستند و به مسائل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نیز می‌پردازند. شعر “علی ای همای رحمت” نمونه‌ای از عمق احساسات مذهبی و عرفانی اوست که به خوبی نشان‌دهنده دغدغه‌های اجتماعی او نیز هست. پیشنهاد می کنیم که غزل شماره ۲۴ از غزلیات شهریار را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۲۳ از غزلیات شهریار؛ شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردن است

غزل شماره ۲۳

شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردن است

روز ستاره تا سحر تیره به آه کردن است

متن خبر که یک قلم بی تو سیاه شد جهان

حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردن است

چون تو نه در مقابلی عکس تو پیش رو نهیم

این هم از آب و آینه خواهش ماه کردن است

نو گل نازنین من تا تو نگاه می‌کنی

لطف بهار عارفان در تو نگاه کردن است

لوح خدا نمایی و آیینهٔ تمام‌قد

بهتر از این چه تکیه بر منصب و جاه کردن است

ماه عبادت است و من با لب روزه‌دار از این

قول و غزل نوشتنم بیم گناه کردن است

لیک چراغ ذوق هم این همه کشته داشتن

چشمه به گل گرفتن و ماه به چاه کردن است

من همه اشتباه خود جلوه دهم که آدمی

از دم مهد تا لحد در اشتباه کردن است

غفلت کائنات را جنبش سایه‌ها همه

سجده به کاخ کبریا خواه نخواه کردن است

از غم خود بپرس کو با دل ما چه می‌کند

این هم اگرچه شکوه شحنه به شاه کردن است

عهد تو سایه و صبا گو بشکن که راه من

رو به حریم کعبه لطف اله کردن است

گاه به گاه پرسشی کن که زکات زندگی

پرسش حال دوستان گاه به گاه کردن است

بوسهٔ تو به کام من کوهنورد تشنه را

کوزهٔ آب زندگی توشهٔ راه کردن است

خود برسان به شهریار ای که در این محیط غم

بی تو نفس کشیدنم عمر تباه کردن است

مطلب مشابه: غزل شماره ۲۲ از غزلیات شهریار؛ پا شو ای مست که دنیا همه دیوانهٔ توست

مطلب مشابه: غزل شماره ۲۱ از غزلیات شهریار؛ از کوری چشم فلک امشب قمر اینجاست

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از شاعر بزرگ ایرانی، شهریار، به زیبایی احساسات عمیق عاشقانه و تنهایی را بیان می‌کند. بیایید هر بیت را به زبان ساده توضیح دهیم:

1. شب همه بی تو کار من شکوه به ماه کردن است / روز ستاره تا سحر تیره به آه کردن است

   • در شب‌ها، من بدون تو فقط می‌توانم به ماه شکایت کنم و در روزها، ستاره‌ها را نگاه می‌کنم و با حسرت و آه زندگی می‌کنم.

2. متن خبر که یک قلم بی تو سیاه شد جهان / حاشیه رفتنم دگر نامه سیاه کردن است

   • وقتی خبری از تو نیست، دنیا برای من تاریک و بی‌معنا می‌شود. حتی وقتی که می‌روم، نامه‌ام هم بدون تو سیاه و بی‌روح است.

3. چون تو نه در مقابلی عکس تو پیش رو نهیم / این هم از آب و آینه خواهش ماه کردن است

   • وقتی تو در مقابل من نیستی، حتی نمی‌توانم به تصویر تو نگاه کنم. این حس انتظار و آرزو مانند آب و آینه است که همیشه خواهان دیدن تو هستند.

4. نو گل نازنین من تا تو نگاه می‌کنی / لطف بهار عارفان در تو نگاه کردن است

   • ای گل نازنین، وقتی به تو نگاه می‌کنم، احساس می‌کنم که لطف بهار در وجود تو نهفته است و این نگاه، برای عارفان بسیار ارزشمند است.

5. لوح خدا نمایی و آیینهٔ تمام‌قد / بهتر از این چه تکیه بر منصب و جاه کردن است

   • تو مانند لوح خدا و آینه‌ای هستی که تمام زیبایی‌ها را نشان می‌دهد. هیچ چیز بهتر از این نیست که بر زیبایی‌های تو تکیه کنم.

6. ماه عبادت است و من با لب روزه‌دار از این / قول و غزل نوشتنم بیم گناه کردن است

   • ماه برای من نماد عبادت است و من با لب روزه‌دار نمی‌توانم شعر بنویسم، زیرا می‌ترسم که این کار گناه باشد.

7. لیک چراغ ذوق هم این همه کشته داشتن / چشمه به گل گرفتن و ماه به چاه کردن است

   • اما این عشق و ذوق باعث شده که من به این اندازه دچار درد شوم، مانند چشمه‌ای که در گل فرو رفته یا ماهی که در چاه افتاده باشد.

8. من همه اشتباه خود جلوه دهم که آدمی / از دم مهد تا لحد در اشتباه کردن است

   • من تمام اشتباهات خود را نشان می‌دهم زیرا انسان از زمان تولد تا مرگ در اشتباه است.

9. غفلت کائنات را جنبش سایه‌ها همه / سجده به کاخ کبریا خواه نخواه کردن است

   • غفلت جهان باعث می‌شود که سایه‌ها هم به کاخ کبریا (خدا) سجده کنند، خواه ناخواه.

10. از غم خود بپرس کو با دل ما چه می‌کند / این هم اگرچه شکوه شحنه به شاه کردن است

    • از غم خود بپرس که با دل ما چه می‌کند، حتی اگر این سؤال مانند شکایت از یک نگهبان به شاه باشد.

11. عهد تو سایه و صبا گو بشکن که راه من / رو به حریم کعبه لطف اله کردن است

    • اگر عهد تو شکسته شود، من باید به سوی حریم کعبه بروم و از لطف الهی بهره‌مند شوم.

12. گاه به گاه پرسشی کن که زکات زندگی / پرسش حال دوستان گاه به گاه کردن است

    • گاهی از حال دوستانت بپرس، زیرا این پرسش زکات زندگی است.

13. بوسهٔ تو به کام من کوهنورد تشنه را / کوزهٔ آب زندگی توشهٔ راه کردن است

    • بوسه‌ی تو مانند آبی برای کوهنورد تشنه است و باعث حیات من می‌شود.

14. خود برسان به شهریار ای که در این محیط غم / بی تو نفس کشیدنم عمر تباه کردن است

    • ای کسی که در این محیط غم هستی، خودت را به شهریار برسان زیرا بدون تو زندگی من بی‌معنا و تباه شده است.

به طور کلی، این شعر شامل احساسات عمیق عاشقانه، تنهایی و آرزوی وصال معشوق است. شاعر با استفاده از تشبیهات زیبا و عاطفی، عمق احساسات خود را بیان کرده و نشان می‌دهد که عشق چگونه بر زندگی او تأثیر گذاشته است.

مطلب مشابه: غزل شماره ۲۰ از غزلیات شهریار / ایرجا سر بِدَرآور که امیر آمده است

مطلب مشابه: غزل شماره ۱۹ از غزلیات شهریار؛ ماهم که هاله‌ای به رخ از دود آهش است

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.