غزل شماره ۲۰ از غزلیات شهریار / ایرجا سر بِدَرآور که امیر آمده است
غزل شماره ۲۰ از غزلیات شهریار را در روزانه بخوانید. اشعار شهریار از تنوع بالایی در موضوعات و سبکها برخوردار است. از غزلهای عاشقانه تا قصاید دینی و اجتماعی، تمامی اینها نشاندهنده توانایی شهریار در به کارگیری انواع قالبهای شعری است. پیشنهاد میشود که غزل شماره ۲۱ از غزلیات شهریار را هم در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۲۰
ایرجا سر بِدَرآور که امیر آمده است
چه امیری که به عشق تو اسیر آمده است
چون فرستاده سیمرغ به سهراب دلیر
نوشداروست ولی حیف که دیر آمده است
گوئی از چشم نظرباز تو بی پروا نیست
چون غزالی به سر کشته شیر آمده است
خیز غوغای بهارست که پروانه شویم
غنچه شوخ پر از شکر و شیر آمده است
روح من نیز به دنبال تو گیرد پرواز
دگر از صحبت این دلشده سیر آمده است
سر برآور ز دل خاک و ببین نسل جوان
که مریدانه به پابوسی پیر آمده است
دیر اگر آمده شیر آمده عذرش بپذیر
که دل از چشم سیه عذرپذیر آمده است
گنه از دور زمان است که از چنبر او
آدمی را نه گریز و نه گزیر آمده است
گوش کن ناله این نی که چو لالای نسیم
اشکریزان به نوای بم و زیر آمده است
طبع من بلبل گلزار صفا بود و صفی
که چو مرغان بهشتی به صفیر آمده است
مکتب عشق به شاگرد قدیمت بسپار
شهریاری که درین شیوه شهیر آمده است
مطلب مشابه: غزل شماره ۱۹ از غزلیات شهریار؛ ماهم که هالهای به رخ از دود آهش است
مطلب مشابه: غزل شماره ۱۸ از غزلیات شهریار؛ تا چشم دل به طلعت آن ماه منظر است
تفسیر این شعر

این شعر از شاعر بزرگ ایرانی، شهریار، است و در آن به مضامین عشق، زیبایی و جوانی پرداخته شده است. حالا بیایید به زبان سادهتر و با توضیحات مناسب به بررسی هر بیت بپردازیم:
1. ایرجا سر بِدَرآور که امیر آمده است / چه امیری که به عشق تو اسیر آمده است
• شاعر از کسی دعوت میکند که سرش را بالا بیاورد چون یک امیر (شخص مهم) آمده است. این امیر به خاطر عشق او به اینجا آمده و در واقع به عشق او اسیر شده است.
2. چون فرستاده سیمرغ به سهراب دلیر / نوشداروست ولی حیف که دیر آمده است
• شاعر از داستان سهراب و رستم یاد میکند. سیمرغ (پرنده افسانهای) دارویی برای سهراب فرستاده، اما متأسفانه این دارو خیلی دیر رسیده و نتیجهای ندارد.
3. گوئی از چشم نظرباز تو بی پروا نیست / چون غزالی به سر کشته شیر آمده است
• شاعر میگوید که نگاه تو (عشق یا زیبایی) خیلی قوی است و مانند غزالی (گوزن) است که به نزد شیر (نماد خطر) رفته است. این نشاندهنده شجاعت و بیپروا بودن در عشق است.
4. خیز غوغای بهارست که پروانه شویم / غنچه شوخ پر از شکر و شیر آمده است
• شاعر میگوید که بهار آمده و زمان شادی و عشق است. او میخواهد مانند پروانهای شاداب باشد و غنچهها پر از شیرینی و شکر هستند.
5. روح من نیز به دنبال تو گیرد پرواز / دگر از صحبت این دلشده سیر آمده است
• روح شاعر در جستجوی معشوقش پرواز میکند و دیگر از صحبتهای بیمحتوا خسته شده است.
6. سر برآور ز دل خاک و ببین نسل جوان / که مریدانه به پابوسی پیر آمده است
• شاعر از کسی میخواهد که از دل خاکی خود بلند شود و نسل جوان را ببیند که با احترام به پای پیران میرسند.
7. دیر اگر آمده شیر آمده عذرش بپذیر / که دل از چشم سیه عذرپذیر آمده است
• اگر کسی دیر رسیده، باید عذر او را بپذیریم، زیرا دلها به خاطر عشق و زیبایی همیشه عذرخواهی میکنند.
8. گنه از دور زمان است که از چنبر او / آدمی را نه گریز و نه گزیر آمده است
• گناه از زمانه است و انسان نمیتواند از چنبره آن فرار کند. این نشاندهنده سرنوشت و تقدیر است.
9. گوش کن ناله این نی که چو لالای نسیم / اشکریزان به نوای بم و زیر آمده است
• شاعر از نی (ساز) صحبت میکند که نالهاش مانند لالایی نسیم است و صدایش هم بم و هم زیر است. این تصویر زیبایی از موسیقی و احساسات را نشان میدهد.
10. طبع من بلبل گلزار صفا بود و صفی / که چو مرغان بهشتی به صفیر آمده است
• شاعر خود را مانند بلبل در باغ صفا توصیف میکند که صدایش مانند مرغان بهشتی زیباست.
11. مکتب عشق به شاگرد قدیمت بسپار / شهریاری که درین شیوه شهیر آمده است
• شاعر میگوید که مکتب عشق را باید به شاگرد قدیمیاش بسپارد، زیرا او در این راه مشهور شده است.
این شعر در کل درباره عشق، زیبایی، جوانی و تقدیر صحبت میکند و احساسات عمیق انسانی را با تصاویری زیبا بیان میکند.
مطلب مشابه: غزل شماره ۱۷ از غزلیات شهریار (ای چشم خمارین، تو و افسانه نازت)
مطلب مشابه: غزل شماره ۱۶ از غزلیات شهریار؛ ای جگر گوشه کیست دمسازت










