غزل شماره ۲۲ از غزلیات شهریار؛ پا شو ای مست که دنیا همه دیوانهٔ توست
غزل شماره ۲۲ از غزلیات شهریار را برای شما دوستان قرار دادهایم. غزلیات شهریار به دلیل زیبایی و عمق معناییشان، محبوبیت زیادی در بین مردم دارند و تأثیر زیادی بر شاعران و نویسندگان بعد از خود گذاشتهاند. پیشنهاد می کنیم که غزل شماره ۲۳ از غزلیات شهریار را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۲۲
پا شو ای مست که دنیا همه دیوانهٔ توست
همه آفاق پر از نعرهٔ مستانهٔ توست
در دکان همه بادهفروشان تخته است
آن که باز است همیشه در میخانهٔ توست
دست مشاطهٔ طبع تو بنازم که هنوز
زیور زلف عروسان سخن شانهٔ توست
دور پیوند تسلسل به تو دادند آری
دست غیبیست که با گردش پیمانهٔ توست
ای زیارتگه رندان قلندر برخیز
توشهٔ من همه در گوشهٔ انبانهٔ توست
همت ای پیر که کشکول گدایی در کف
رندم و حاجتم آن همّت رندانهٔ توست
ای کلید در گنجینهٔ اسرار ازل
عقل دیوانهٔ گنجی که به ویرانهٔ توست
شمع من دور تو گردم به کاخ شب وصل
هر که توفیق پری یافته پروانهٔ توست
در خرابات تو سر نیست که ماند دستار
وای از آن سرکه شرابی که به خمخانهٔ توست
همه غواص ادب بودم و هرجا صدفیست
همه بازش دهن از حیرت دردانهٔ توست
تخت جم دیدم و سرمایهٔ شاهان عجم
که نه با سرمدی شوکت شاهانهٔ توست
در یکی آینه عکس همه آفاق ای جان
این چه جادوست که در جلوهٔ جانانهٔ توست
زهره گو تا دم صبح ابد افسون بدمد
چشمک نرگس مخمور به افسانهٔ توست
ای گدای سر خوانت همه شاهان جهان
شهریار آمده دربان در خانهٔ توست
مطلب مشابه: غزل شماره ۲۱ از غزلیات شهریار؛ از کوری چشم فلک امشب قمر اینجاست
مطلب مشابه: غزل شماره ۲۰ از غزلیات شهریار / ایرجا سر بِدَرآور که امیر آمده است
تفسیر این شعر

این شعر از شاعر بزرگ ایرانی، شهریار است و به زیبایی احساسات عمیق و عشق را بیان میکند. بیایید آن را به زبان ساده توضیح دهیم:
1. آغاز شعر: شاعر از یک شخص مست (عاشق یا کسی که در حال شیدایی است) میخواهد که بیدار شود؛ چراکه دنیا به خاطر او دیوانه شده و همه جا پر از صدای شادمانی اوست.
2. میخانه: اشاره به این دارد که در دکان بادهفروشان (شرابفروشیها) هیچ چیز نیست و تنها میخانهای که همیشه باز است، میخانه عشق و محبت اوست.
3. مشاطه: شاعر دست آرایشگر (مشاطه) را ستایش میکند که هنوز هم زینت بخش زلف عروسان سخن اوست. یعنی کلامش زیبا و دلنشین است.
4. تسلسل و غیب: شاعر به پیوندی اشاره میکند که به او دادهاند و آن را به دست غیبی نسبت میدهد که با گردش پیمانه (شراب) او ارتباط دارد.
5. زیارتگاه رندان: شاعر به مکان مقدسی اشاره میکند که رندها (آدمهای آزاداندیش و بیپروا) در آن جمع میشوند و توشهاش را در گوشهای از آنجا مییابد.
6. همت پیر: شاعر از یک پیر (شخصی با تجربه) میخواهد که کمک کند، زیرا او هم رند است و حاجتش همان همت رندانه است.
7. کلید اسرار: شاعر به کسی اشاره میکند که کلید اسرار ازلی را در دست دارد و عقل دیوانهاش گنجی است که در ویرانه عشق او قرار دارد.
8. شمع و پروانه: شاعر خود را مانند شمعی میداند که دور پروانهای (عاشق) میگردد و هر کسی که توفیق پیدا کند، به این عشق نزدیک میشود.
9. خرابات: در اینجا شاعر به خرابات (محل جمع شدن رندها) اشاره میکند و میگوید که در آنجا سر نیست که بماند، بلکه شراب آنجا بسیار ارزشمند است.
10. غواص ادب: شاعر خود را غواصی در دریای ادب میداند و هر جا صدفی باشد، همه در انتظار زیبایی عشق او هستند.
11. تخت جم و شاهان: شاعر تخت جمشید و ثروت شاهان را دیده اما آنها هیچکدام با شکوه عشق او قابل مقایسه نیستند.
12. آینه و جادو: در آینه تصویر همه چیز را میبیند و از جادوی عشق او شگفتزده است.
13. زهره و چشمک نرگس: شاعر از زهره (ستاره) میخواهد تا صبح ابد افسون کند و چشمک نرگس مخمور را به یاد عشقش بیاورد.
14. گدای سر خوان: در پایان، شاعر خود را مانند گدایی در کنار سفرهای میبیند که همه شاهان جهان در آنجا جمع شدهاند و شهریار (عشق) در خانه اوست.
در کل، این شعر به زیبایی عشق، شیدایی و زیباییهای زندگی اشاره دارد و نشاندهندهی قدرت عشق در زندگی انسانهاست.
مطلب مشابه: غزل شماره ۱۹ از غزلیات شهریار؛ ماهم که هالهای به رخ از دود آهش است
مطلب مشابه: غزل شماره ۱۸ از غزلیات شهریار؛ تا چشم دل به طلعت آن ماه منظر است










