غزل شماره ۲۱ از غزلیات شهریار؛ از کوری چشم فلک امشب قمر اینجاست
غزل شماره ۲۱ از غزلیات شهریار را در روزانه بخوانید. غزلیات شهریار نه تنها به دلیل زیبایی شعری و تکنیک شاعری او مهم هستند بلکه به عنوان یک میراث فرهنگی و ادبی، نقش بسزایی در حفظ و ترویج فرهنگ و زبان فارسی و نیز ترکی آذری دارند.

غزل شماره ۲۱
از کوری چشم فلک امشب قمر اینجاست
آری قمر امشب به خدا تا سحر اینجاست
آهسته به گوش فلک از بنده بگوئید
چشمت ندود این همه یک شب قمر اینجاست
آری قمر آن قمری خوشخوان طبیعت
آن نغمهسرا بلبل باغ هنر اینجاست
شمعی که به سویش من جانسوخته از شوق
پروانهصفت باز کنم بال و پر اینجاست
تنها نه من از شوق سر از پا نشناسم
یک دسته چو من عاشق بی پا و سر اینجاست
هر ناله که داری بکن ای عاشق شیدا
جائی که کند ناله عاشق اثر اینجاست
مهمان عزیزی که پی دیدن رویش
همسایه همه سرکشد از بام و در اینجاست
ساز خوش و آواز خوش و باده دلکش
اِی بیخبر آخر چه نشستی خبر اینجاست
آسایش امروزه شده دردسر اما
امشب دگر آسایش بیدردسر اینجاست
ای عاشق روی قمر ای ایرج ناکام
برخیز که باز آن بت بیدادگر اینجاست
آن زلف که چون هاله به رخسار قمر بود
بازآمده چون فتنه دور قمر اینجاست
ای کاش سحر ناید و خورشید نزاید
کامشب قمر این جا قمر این جا قمر اینجاست
مطلب مشابه: غزل شماره ۲۰ از غزلیات شهریار / ایرجا سر بِدَرآور که امیر آمده است
مطلب مشابه: غزل شماره ۱۹ از غزلیات شهریار؛ ماهم که هالهای به رخ از دود آهش است
تفسیر این شعر

این شعر به زیبایی و با زبانی شاعرانه، به توصیف شب و حضور ماه (قمر) میپردازد. در ادامه، به زبان سادهتر و با توضیحات مناسب، محتوای شعر را بررسی میکنیم:
بیت اول:
شاعر میگوید امشب به خاطر تاریکی آسمان، ماه در آسمان دیده میشود و تا صبح هم خواهد بود. این نشاندهنده زیبایی و روشنایی ماه در شب است.
بیت دوم:
شاعر از دیگران میخواهد که به آسمان بگویند که این شب، شب خاصی است و نباید آن را از دست بدهند. او میخواهد تا همه متوجه زیبایی این شب شوند.
بیت سوم:
شاعر ماه را به عنوان یک “قمری خوشخوان” توصیف میکند که صدای بلبل (پرندهای که آواز زیبایی دارد) را در باغ هنر میسازد. اینجا، ماه به عنوان نماد زیبایی و هنر معرفی میشود.
بیت چهارم:
شاعر خود را به یک شمع تشبیه میکند که به سمت ماه کشیده شده است. او از شوق و عشقش به ماه سخن میگوید و این حس عاشقانه را بیان میکند.
بیت پنجم:
شاعر میگوید که تنها او نیست که از شوق بیتاب است، بلکه دیگر عاشقان نیز همین احساس را دارند. اینجا اشاره به جمعی از عاشقان دارد که همه در انتظار دیدن ماه هستند.
بیت ششم:
شاعر به عاشقان توصیه میکند که اگر ناله و غمی دارند، باید آن را بیان کنند، زیرا این شب خاص جایی است که ناله عاشقان اثرگذار است.
بیت هفتم:
شاعر اشاره میکند که مهمانی عزیز (ماه) در این شب آمده و همه از دور او را تماشا میکنند. این تصویر نشاندهنده جذابیت و محبوبیت ماه است.
بیت هشتم:
شاعر از ساز و آواز و شراب خوشطعم صحبت میکند و به کسانی که بیخبر نشستهاند، هشدار میدهد که این شب خاص پر از لذت است.
بیت نهم:
شاعر بیان میکند که هرچند روزها ممکن است پر از دردسر باشد، اما امشب آرامش و راحتی بدون دردسر وجود دارد.
بیت دهم:
شاعر به خود و دیگر عاشقان یادآوری میکند که دوباره بت (نماد زیبایی) در این شب خاص حاضر است و باید از آن لذت برد.
بیت یازدهم:
شاعر به زلفهای زیبا اشاره میکند که مانند هالهای بر روی صورت ماه هستند و دوباره به زیبایی ماه اشاره دارد.
بیت دوازدهم:
شاعر آرزو میکند که صبح نیاید و خورشید طلوع نکند تا این زیبایی شب ادامه داشته باشد. او بارها تأکید میکند که ماه در این شب خاص حاضر است.
در کل، این شعر به زیبایی شب و حضور ماه، عشق و شوق عاشقان، و لذتهای زندگی اشاره دارد. شاعر از طریق تصویرسازیهای زیبا، احساسات عمیق خود را نسبت به زیباییهای طبیعت و عشق بیان میکند.
مطلب مشابه: غزل شماره ۱۸ از غزلیات شهریار؛ تا چشم دل به طلعت آن ماه منظر است
مطلب مشابه: غزل شماره ۱۷ از غزلیات شهریار (ای چشم خمارین، تو و افسانه نازت)










