شعر شماره ۴۸ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ در انتظار خوابم و صد افسوس خوابم به چشم باز نمی آید …
شعر شماره ۴۸ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد در سایت ادبی روزانه آماده شده است. شعر فروغ بسیار خودمانی و صمیمی است. او از تجربیات شخصی، احساسات و دردهای خود میگوید که به شعرش یک حالت زندگینامهای و خودزندگینامهای میبخشد. این صداقت در بیان احساسات، خواننده را به شدت درگیر میکند. همچنین شعر شماره ۴۹ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ شب چو ماه آسمان پر راز گرد خود آهسته … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۴۸ فروغ
در انتظار خوابم و صد افسوس
خوابم به چشم باز نمی آید
اندوهگین و غمزده می گویم
شاید ز روی ناز نمی آید
در دامهای روشن چشمانم
می خواند آن نهفتهٔ نامعلوم
در ضربه های نبض پریشانم
مغروق این جوانی معصومم
مغروق لحظه های فراموشی
مغروق این سلام نوازشبار
در بوسه و نگاه و همآغوشی
می خواهمش در این شب تنهایی
با دیدگان گمشده در دیدار
با درد ، درد ساکت زیبایی
سرشار ، از تمامی خود سرشار
می خواهمش که بفشردم بر خویش
بر خویش بفشرد من شیدا را
بر هستیم بپیچد ، پیچد سخت
آن بازوان گرم و توانا را
در لابلای گردن و موهایم
گردش کند نسیم نفسهایش
نوشد ، بنوشد که بپیوندم
با رود تلخ خویش به دریایش
وحشی و داغ و پر عطش و لرزان
چون شعله های سرکش بازیگر
در گیردم ، به همهمه در گیرد
خاکسترم بماند در بستر
در آسمان روشن چشمانش
بینم ستاره های تمنا را
در بوسه های پر شررش جویم
لذات آتشین هوسها را
می خواهمش دریغا ، می خواهم
می خواهمش به تیره ، به تنهایی
می خوانمش به گریه ، به بی تابی
می خوانمش به صبر ، شکیبایی
لب تشنه می دود نگهم هر دم
در حفره های شب ، شب بی پایان
او ، آن پرنده ، شاید می گرید
بر بام یک ستارهٔ سرگردان
مطلب مشابه: شعر شماره ۴۷ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ باز من ماندم و خلوتی سرد خاطراتی …
مطلب مشابه: شعر شماره ۴۶ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ هیچ جز حسرت نباشد کار من بخت بد …
تفسیر این شعر

این شعر به بیان احساسات عمیق و تنهایی شاعر در انتظار خواب و عشق میپردازد. در ادامه، به زبان سادهتر و با توضیحات مناسب، ابیات را بررسی میکنیم:
بیت اول:
شاعر در انتظار خواب است و از این که خوابش نمیآید، ناراحت است. او احساس میکند که شاید خواب به خاطر ناز و دلخواهی که دارد، به او نمیآید.
بیت دوم:
شاعر به تصویر سایهای اشاره میکند که خوابش را تحت تأثیر قرار داده و نمیتواند آن را تجربه کند. او در چشمانش روشناییهایی میبیند که نشاندهندهی امید و آرزوهایش است.
بیت سوم:
شاعر از احساسات درونی خود میگوید، از نبض قلبش که نشاندهندهی اضطراب و پریشانی اوست. او در این حالت، جوانی معصوم و بیگناهی را حس میکند که در میان لحظات فراموشی غرق شده است.
بیت چهارم:
شاعر از احساسی لطیف و عاشقانه صحبت میکند که در بوسهها و نگاهها و آغوشها نهفته است. او میخواهد در این شب تنهایی با کسی که دوست دارد، ارتباط عمیقتری برقرار کند.
بیت پنجم:
او خواهان آن است که معشوقش را نزدیک خود بگیرد و احساساتش را با او شریک کند. او میخواهد که معشوق با او باشد و در کنار هم لحظات شیرینی را تجربه کنند.
بیت ششم:
شاعر میخواهد نفسهای معشوقش را حس کند و در این حالت، به دنیای خود بپیوندد. او به شدت تشنهی عشق و ارتباط است.
بیت هفتم:
احساسات شاعر به شدت شعلهور و پرحرارت است. او میخواهد در آغوش معشوقش قرار گیرد و از عشق و زیبایی لذت ببرد.
بیت هشتم:
شاعر با احساساتی پر از عشق و آرزو، به دنبال لذتهای آتشین هوسهاست. او خواهان آن است که عشق را با تمام وجود تجربه کند.
بیت نهم:
در نهایت، شاعر با احساس تنهایی و بیتابی، عشق خود را صدا میزند. او در جستجوی معشوق خود است و احساس میکند که او مانند پرندهای بر بام ستارهای سرگردان گریان است.
این شعر به زیبایی احساسات عاشقانه، تنهایی، و آرزوهای شاعر را به تصویر میکشد. شاعر در جستجوی ارتباط عمیق با معشوق خود است و از حس تنهایی و انتظار رنج میبرد. این احساسات انسانی همواره در ادبیات عاشقانه وجود داشتهاند و نشاندهندهی عمق عشق و نیاز به ارتباط هستند.
مطلب مشابه: شعر شماره ۴۵ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ لای لای ای پسر کوچک من دیده بربند که …
مطلب مشابه: شعر شماره ۴۴ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ به زمین میزنی و میشکنی عاقبت شیشه امیدی را …
فالهای سرگرمکننده روزانه
پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.










