اشعار ولادت امام علی؛ شعر مذهبی درباره حضرت علی (ع)
اشعار ولادت امام علی (ع) را برای شما دوستان قرار دادهایم. علی بن ابیطالب(ع) مشهور به امام علی و امیرالمؤمنین (۱۳ رجب سال ۲۳ قبل از هجرت – ۲۱ رمضان سال ۴۰ق)، امام اول همهٔ مذاهب شیعه، صحابی، راوی، کاتب وحی و چهارمین خلیفه از خلفای راشدین نزد اهل سنت است. وی همچنین پسرعمو و داماد پیامبر اکرم(ص)، همسر حضرت فاطمه(س)، پدر و جدِّ یازده امام شیعه است.
پدر او ابوطالب و مادرش فاطمه بنت اسد بودند. به گفته عالمان شیعه و بسیاری از علمای اهل سنت، در کعبه زاده شد و نخستین مردی بود که به پیامبراسلام(ص) ایمان آورد. از نظر شیعه، علی(ع) به فرمان خدا و تصریح پیامبر(ص)، جانشین بلافصل رسول خدا(ص) است.

شعرهای ولادت امیر المونین
بر شوره زار قلبها باران می آید
بر دردهای بی دوا درمان می آید
دستان پشت پرده ی خلق است حیدر
روزی رسان عالَم امکان می آید
چشم زمین روشن به روی صاحبش شد
شأن نزول سوره ی انسان می آید
قبل از نبی کعبه بغل کرده علی را
بر جسم سرد کعبه حالا جان می آید
هم باطن یاسین و هم اُمّ ُالکتاب است
آیات مدح اوست در قرآن می آید
“ما خاک پای بچه های بوترابیم”
خیلی به نوکرهاش این عنوان می آید
باقی نمی ماند گناهی و سیاهی
تا عشق حیدر در دل ویران می آید
در سینه ام باشد غم عالم غمی نیست
پای ضریحش غصه ها پایان می آید
هم هوش و هم دل می برد ایوان طلایش
عاقل از ایوان نجف حیران می آید
او وعده داده، دلخوشی من همین است
در لحظه ی جان دادنم جانان می آید
در بیابان طلب یک العطش گوی تو خضر
در حریم قدس یک پروانه ات روح الامین
موجه ای از ریگ صحرایت صراط المستقیم
رشته ای از تار و پود جامه ات حبل المتین
بهترین خلق بعد از بهترین انبیا
ابن عم مصطفی داماد خیرالمرسلین
نقطه ی بسم اللهی فرقان موجودات را
در سواد توست علم اولین و آخرین
چون لباس کعبه بر اندام بت، زیبنده نیست
جز تو بر شخص دگر نام امیرالمؤمنین
امشب در میخانه، حق است که کوبیدن
لعل لب ساقی را حیف است نبوسیدن
گر مستم و هوشیارم، گر خوابم و بیدارم
کارم همه شب این است بر گرد تو گردیدن
ای شیر نجف حیدر وی شاه شعف حیدر
خوب است ز دست تو یک بادیه نوشیدن
ای پیر معارج تو وی باب حوائج تو
خوب است چنان باده در خم تو جوشیدن
ای کوه معانی تو ای بانگ ترانی تو
ای پیر و جوانی تو ای عمق پرستیدن
تو کیستی ای مولا سقا و اباالسقا
استاد ابوفاضل در آب ننوشیدن
چون بر لب آب افتاد زینب چو رباب افتاد
شد رخت اسارت را آماده ی پوشیدن
بدبخت می شود هر که ز مهرت رها شود
بیچاره می شود هرکه ز حبت جدا شود
دستش دراز نیست به هر جا و هر طرف
هر کس به درب خانه ی لطفت گدا شود
شیعه که ذکر نادعلی را به لب گرفت
آیا اسیر غصه و درد و بلا شود؟
باید دخیل به رشته ی زلف شما زند
هرکس که خواسته باشد اگر با خدا شود
ما با همه گفته ایم به کوری دشمنان
حیدر شفیع محشر و عقبای ما شود
شاهنشه نجف گدا بر درآمده
لطفی کنی ، روزی ما کربلا شود
ای کعبه! داری یک جهان جان در بر امشب
الحق که از هر شب شدی زیباتر امشبآغوش جان را باز کن جانانه آمد
هنگام قربانی است، صاحب خانه آمدجبریل را از بهر دربانی بیاور
مانند اسماعیل قربانی بیاورای کعبه! حقِّ صاحب خود را ادا کن
حجاج را در مقدم مولا فدا کنخیل ملائک کعبه را در بر گرفتند
بت ها به کعبه ذکر یا حیدر گرفتندحِجر و حَجر، رکن عراقی، رکن شامی
گویند مولا مقدمت بادا گرامیزمزم، به اشک شوق، جان را شستشو ده
هر چار رکن کعبه را با هم وضو دهمکه تجلی گاه داور گشته امشب
کعبه گریبان چاک حیدر گشته امشبای کعبه بنگر وجه الله الصمد را
آغوش بگشا، بار ده، بنت اسد راتاریخ می گوید علی مولود کعبه است
مولود کعبه نه، بگو موعود کعبه استاو پیشتر از کعبه بوده نکته این است
پس کعبه مولود امیرالمومنین استمکه به توفیق ولایت محترم شد
امشب حرم از مقدم مولا حرم شدسرّی است در این خانه باید لب فرو بست
حتی حرم این راز پنهان را ندیده ستغلامرضا سازگار
حال دل حور و ملک گردیده عالی
آمد به دنیا حضرت مولی الموالیذکر محبین، نور و تبارک، میلاد مولا، بادا مبارک
بر کلّ مخلوقان ولی آمد به دنیانجل ابوطالب علی آمد به دنیا
بادا مبارک مقدم مولود کعبهتفسیر آیات وفا آمد خوش آمد
جان نبی مصطفی آمد خوش آمدخاک حریمش، فخر و سعادت، قرآن بخواند، وقت ولادت
سیمای قرآن در کلام او عیان استنور عیانش را چه حاجت بر بیان است
بادا مبارک مقدم مولود کعبهمن که به عشق ناب حیدر مبتلایم
در اعتکاف کنج ایوان طلایمذکر یا حیدر، اوج عبادات، بر معتکف ها، روح مناجات
یا رب به حقّ شیعیان مرتضاییما را نما با یا علی کرببلایی
بادا مبارک مقدم مولود کعبه
مطلب مشابه: عکس پروفایل ولادت حضرت علی؛ عکس نوشته و متن های تبریک تولد امام علی (ع)
مطلب مشابه: متن و اشعار تبریک ولادت حضرت علی (ع) + جملات کوتاه و بلند تبریک ولادت امام اول

قسیم النار و الجنه محب ات را چه خواهی کرد
محب ات را بسوزانی محبت را چه خواهی کرد
تو آقاتر از آن هستی گدایت را برنجانی
گرفتم اینکه رنجاندی کرامت را چه خواهی کرد
تو سفره دار احسانی تو بابای کریمانی
نمی بخشی نمیدانم که عادت را چه خواهی کرد
قیامت دست آویزی ندارم جز ولای تو
امید من تویی آقا شفاعت را چه خواهی کرد
قیامت خوب میفهمم عجب چیزیست حب تو
تو با آن جلوه ی عشق ات قیامت را چه خواهی کرد
شنیدم آتش دوزخ نصیب دشمن زهراست
قسیم النار و الجنه محب ات را چه خواهی کرد
کشتی اسلام را غیر از علی لنگر کجاست؟
امّت آزاده را جز مـــرتضی رهبر کجاست؟
پهنـه ی ایمان و ملک عزّت و اخــلاص را
جز امیرالمومنین حیدر یکی سرور کجاست؟
گو بمیر آن را که بدخواه علی وآل اوست
خالی از عشق علی دل در کجا سر در کجاسـت؟
آسمان روشن توحید را در هـــر زمــان
نورافشانتر ز گفتار علی اختر کجاست ؟
دین اسلام و مرام شیعـــه را در قرن ها
جز علی مرد خدایار و خدامحور کجاسـت ؟
تا گذارم سر به پای خــادمان کوی او
میثم و مقداد کو ؟ عمّار کو؟قنبرکجاست؟
در میـــان کعـبه جـان ، پـرتـو حق جلــوه گر شــد
فاطمه بنت اســد هم ، صــاحب زیبـا پسر شــد
کعبه آن شب ، غـرقـه در نـور دل افـروز خـدا بـود
آسمان کعبه گویی ، مظــهر صــدها گهـــر شــد
عطــر جـانبخش بهشـتی در فضــای کعبه پیچید
تا کـه میـــلاد ســعید مـرتضی فخــر بشــر شــد
مـژده میـــلاد مـولا ، می کنــــد از غم رهـــــــایم
زین بشارت کام امّت ، مملو از شهد و شکر شـد
اسوه تقـوی علی و مظــهر ایمــان علی
عـزت آل پیمـــبر ، عاشــــق جانـان علی
منشــاء جـود و سخاوت ، موج دریای وفا
لعل رخشـــان ولایت ،گوهــر تـابـان علی
منبع مهــر و محبت ، صــاحب لطف و کرم
افتـــخار شیـعیان و آیت الـرحمــــان علی
خدا در کعبه مهمان دارد امشب
حرم در سینه قرآن دارد امشبزمین خورشیدِ تابان دارد امشب
محمد یک جهان جان دارد امشبدرون بیت جانان دارد امشب
فلک اسرار پنهان دارد امشبنوشته بر در و دیوار کعبه
که امشب بخت گشته یار کعبهالا عیدت مبارک باد کعبه
خدا امشب امامت داد کعبهعلی در تو قدم بنهاد کعبه
تولد یافت عدل و داد کعبهمبارک باد این میلاد کعبه
چه شوری در وجود افتاد کعبهبتان هم با علی گفتند امشب
سخن ها با علی گفتند امشبخداوند حرم را مظهر است این
محمد را چو جان در پیکر است اینتمام هستی پیغمبر است این
زمین و آسمان را محور است اینیم و طوفان و موج و لنگراست این
چگویم حیدر است این حیدر است اینتمام افتخار کعبه این است
خدا گفته امیر المؤمنین استمه برج اسد امشب اسد زاد
اسد، آری اسد، بنت اسد زادازل را جلوه ی حسن ابد زاد
جمال قل هو الله احد زادبگو مرآت الله الصمد زاد
خدارا چشم وگوش و وجه و ید زادرخ صاحب حرم تا شد هویدا
حرم گمگشته اش را کرد پیداجهان یک سایه از دیوار مولاست
زمان هم مست و هم هشیار مولاستفضا لبریز از انوار مولاست
حرم محو گل رخسار مولاستخدا در کعبه مهماندار مولاست
محمد عاشق دیدار مولاست
چنین روزی خجسته بی نظیر است
مبـارک شـیعیان عـید غـدیر استدر این عـیـد ولایـت گـشـت ثابت
علی مولاست گر چشمی بصیـر استامامت واجب است بعد از نبوت
که فرمان خداوند کبیر استخـلافـت پیـش ما معنـا ندارد
چو مولایـم علی تنها امـیر استعلی را نیست در عالم نــظیری
علی بــس که شجاع است و دلیـر استعلی بی حدّ غـنی و بی نیاز است
که دنـیا پـیـش چشمانش حقیر استعـلی لطف و کـرم دارد فراوان
که قارون هم به نزد او فقیر است
مطلب مشابه: متن روز پدر برای وضعیت واتساپ؛ قشنگ ترین جملات تبریک روز پدر کوتاه
مطلب مشابه: متن روز پدر احساسی | جملات عاشقانه تبریک روز پدر | عکس نوشته پروفایل روز پدر
عکس نوشته اشعار مولود امام علی (ع)
محو روی قمرم شب میلاد علی
با قمر همسفرم شب میلاد علی
من به شوق رخ یار مثل گلهای بهار
کعبه را می نگرم شب میلاد علی
او گل عرش نشین من به صد شور و یقین
سوی گل رهسپرم شب میلاد علی
کعبه لبریز عطاست دل من غرق صفاست
مست عطر سحرم شب میلاد علی
عکس خورشید ولا جوشش آب بقا
آمده در نظرم شب میلاد علی
فاطمه بنت اسد غنچه اش می شکفد
ره بدانسو ببرم شب میلاد علی
در برش کودک حق جلوه ی صبح و فلق
صبح را منتظرم شب میلاد علی
کعبه آغوش گشود آسمان نغمه سرود
آمد از گل خبرم شب میلاد علی
اسدالله رسید در شبم ماه رسید
داده حق بال و پرم شب میلاد علی
عاشقی شور گرفت مکه هم نور گرفت
سایه آمد به سرم شب میلاد علی
شد روان آب بقا در گلستان ولا
سبزتر از شجرم شب میلاد علی
مثل آیینه ی عشق مثل گنجینه ی عشق
غرق در سیم و زرم شب میلاد علی
مادری خنده زنان پسری عطر فشان
محو روی پسرم شب میلاد علی
“یاسر” از باور گل به رخ دفتر گل
می چکد شعر ترم شب میلاد علی
حریم کعبه است این جا و خیل پرده دارانش
به نزدیکش زنی، استاده دور از چشم یارانش
صفای باطنش پیداست از اشک چو بارانشصفات نیک در ذاتش، فلک حیران، ملک ماتش؟
حرم محو مناجاتش، برآید کاش حاجاتش!
گرفتارست و می خواند، خدا را با دل و جانشالهی! ذکر یارب یاربم باشد به لب تا کی؟
ز اندوه مَنِ بیدل، بنالد مرغ شب تا کی؟
دلم آمد به جان، این سوز و ساز و تاب و تب تا کی؟ببین برق نگاهم را، سرشکم را گواهم را
مؤثّر کن تو آهم را، به من بنمای راهم را
که من مشتاق آن راهم که پیروزی ست پایانشاگرچه بر سر راهم، غم ایام سد بسته
ولی صبر من این غم را به «حبلٌ مِنْ مَسَد» بسته
خدایا! دل به مهرت فاطمه بنت اسد بستهتویی قدّوس و سبّوحش، قرار قلب مجروحش
اگر فانی شود روحش، توییکشتی، تویی نوحش
که هرکس با تو دل دارد چه باک از موج توفانشبه محبوبی که اندر بطن من گوید سخن با من
به آه عافیت سوزی، که یا او می کشد یا من
مرا مپسند بیش از این، گلاب اشک در دامنکه یک روح و دو تن دارد، دو گل در یک چمن دارد
دو شمع انجمن دارد، حسین و هم حسن دارد
ولی پرورده دامان زهرا جان به قربانشعلی، آن کس که مرغِ دل به شوقِ وصل او پر زد
علی آن کس که جبریلِ امینش حلقه بر در زد
علی، آن کس که شاید تکیه بر جای پیمبر زدنظر با ما خَلَق دارد، به دین گوی سبق دارد
به صورت نور حق دارد، عنایت با «شفق» دارد
امیدست آن که بشمارند او را از محبّانشمحمدجواد غفورزاده

شعرهای کوتاه تولد لنگر زمین و آسمان
در مخزن لایموت دردانه علیست
در کون ومکان امیر فرزانه علیست
در کعبه طلوع کرد تا برهمه کس
معلوم شود که صاحب خانه علیست
نازد به خودش خدا که حیدر دارد
دریای فضائلی مطهر دارد
همتای علی نخواهد آمد والله
صدبار اگر کعبه ترک بر دارد
طوری زچارچوب در قلعه کنده است
انگار قلعه هیچ زمان در نداشته است
یا غیر لا فتی صفتی در خورش نبود
یا جبرئیل واژه یِ بهتر نداشته است
دل شکسته ی من انس با علی دارد
دل از همه بگسسته تا علی دارد
منم ز شهر ولایت، ز کوی سوختگان
شناسنامه ی من مهر یا علی دارد
خدا مدال علی دوستی به ما داده است
به غیر کشور ما شیعه کجا علی دارد
خدا یکی و علی هم یکی ست در عالم
علی چنانکه خدا را، خدا علی دارد
در آن محیط که از دست و پا نیاید کار
دل شکسته ی بی دست و پا علی دارد
نه در گذشته در آینده نیز هر ذی روح
نظر به مرحمت مرتضی علی دارد
به روز حشر بری شفاعت امّت
علی حسین و رسول خدا علی دارد
کعبه آنقدر بی تو زیبا نیست
بی حضورت مطاف دنیا نیستبی سبب رد نکرده مریم را
این طرف ها که جای عیسی نیستکعبه مختص حال امروز است
مثل دیروز و مثل فردا نیستسوره ات را خودت نزول بده
ور نه جبریل مرد این ها نیستتو که از این طرف نمیآیی
پس چه بهتر در حرم وا نیستای مسحای سبز بنت اسد
مزرع «لم یلد و لم یولد»علی اکبر لطیفیان

مسیح بر فلک و مرتضی علی به تراب
دلم ز آتش این غصه بود بسکه کباب
سوال کردم از این ماجرا ز پیر خرد
چو غنچه لب به تکلم گشود و داد جواب
که قدر هر دو به میزان عدل سنجیدند
علی گران تر از او بود در همه ابواب
بماند کفه ی میزان مرتضی به تراب
به آسمان چهارم مسیح کرد شتاب
مسیح کفه ی خورشید را گرفته به کف
به جستجوی علی هست تا به یوم الحساب
هستی امشب تا سحر اختر شماری میکند
خواب هم در دیده ها شب زنده داری میکندباد اعجاز نسیم نو بهاری میکند
خاک را از اشک خود مشک تتاری میکندچاه زمزم اشک شوق از دیده جاری میکند
کعبه چشمش در ره است و بیقراری میکندچشم بگشوده که صاحب خانه آید در حرم
باغبان روح با ریحانه آید در حرمای ملائک گل برافشانید بام کعبه را
بیشتر گیرید امشب احترام کعبه رابا وضو باید به لب آرید نام کعبه را
بشنود از چار رکن امشب پیام کعبه راهم پیام کعبه هم ذکر سلام کعبه را
مام کعبه آورد با خود امام کعبه راای حرم آماده شو تا میهمان داری کنی
میهمان خویش را در موج غم یاری کنیای حرم آغوش خود بگشا که جانانت رسید
میهمان نه میزبان میهمانانت رسیدغلامرضا سازگار
مطلب مشابه: شعر روز پدر (اشعار خاص و دلنشین برای قدردانی از پدر)
مطلب مشابه: دلنوشته روز پدر و مرد (جملات زیبای سنگین و کوتاه برای روز مرد و روز پدر)










