شعر شماره ۴۲ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ خسته و غم زده با زمزمه ای حزن آلود …

شعر شماره ۴۲ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج را در روزانه بخوانید. شعرهای سایه نه تنها در زمان خود بلکه بر نسل‌های بعدی شاعران و هنرمندان تأثیر گذاشته است. بسیاری از شاعران جوان از سبک و مضامین او الهام گرفته‌اند و شعرهایش در محافل ادبی و هنری همچنان مورد تحلیل و بحث قرار می‌گیرند. همچنین شعر شماره ۴۳ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ بر سر گوری که روزی بود آتشگاه عشق من … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۴۲ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ خسته و غم زده با زمزمه ای حزن آلود ...

شعر شماره ۴۲

خسته و غم زده با زمزمه ای حزن آلود

شب فرو می خزد از بام کبود

تازه بند آمده باران و نسیمی نمناک

می تراود ز دل

سرد شبانگاه خموش

شمع افسرده ماه از پس آن ابر سیاه

گاه می خندد و می تابد از اندوهی س رد

خنده ای غم زده چون خنده درد

تابشی خسته و بی رنگ و تباه

چون نگاهی که در آن موج زند سایه نرگ

سوزناک از دل ویران درختان خموش

می رسد گاه یکی نغمه آشفته به گوش

نغمه ای گم شده از سینه نایی موهوم

بانگی آواره و شوم

می کشد مرغ شباهنگ خروش

می رود ابر و یکی سایه انبوه و سیاه

نرم وخاموش فرو می خزد از گوشه بام

آه دردی ست در آن اختر لرزنده که گاه

کورسو می زند و می شود از دیده نهان

وز نهیب نفس تیره شام

می کشد

مرغ شباهنگ فغان

آه ای مرغ شباهنگ خموش

بس کن این بانگ و خروش

بشکن این ناله پرسوز و گداز

بشکن این ناله که آن مایه ناز

تازه رفته ست به خواب

آری ای مرغک اندوه پرست

بس کن این شور و شتاب

بس کن این زمزمه او بیماراست

مطلب مشابه: شعر شماره ۴۱ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ باز واشد ز چشمه نوشی همچو باران زلال ناز و نگاه …

مطلب مشابه: شعر شماره ۴۰ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ می روی اما گریز چشم وحشی رنگ تو …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر به توصیف احساسات غم و اندوه در یک شب تاریک و سرد می‌پردازد. در اینجا، شاعر به تصویرسازی از محیط و احساسات خود می‌پردازد. حالا بیایید این شعر را به زبان ساده‌تر توضیح دهیم:

1. آغاز شعر: شاعر در ابتدای شعر خود احساس خستگی و غم را بیان می‌کند. او شب را توصیف می‌کند که آرام آرام از بالای آسمان (بام کبود) پایین می‌آید.

2. باران و نسیم: باران تازه بند آمده و نسیمی نمناک به فضا اضافه می‌شود. این احساسات به دل شاعر می‌تراود و نشان‌دهنده حالتی سرد و ساکت در شب است.

3. شمع ماه: ماه که به شکل یک شمع افسرده توصیف شده، گاهی از پشت ابرها می‌خندد و نورش را می‌تاباند، اما این نور هم غمگین و بی‌روح است. این تصویر به نوعی نشان‌دهنده امیدی کمرنگ در دل شب است.

4. نغمه آشفته: گاهی صدای نغمه‌ای آشفته به گوش می‌رسد که نشان‌دهنده وجود یک حس گم‌شده و دردناک است. این صداها از دل شب برمی‌خیزند و به نوعی احساس تنهایی و غم را منتقل می‌کنند.

5. مرغ شباهنگ: مرغ شباهنگ (پرنده‌ای که در شب آواز می‌خواند) فریاد می‌کشد و این فریادها نشان‌دهنده درد و رنج است. شاعر از مرغ شباهنگ درخواست می‌کند که دیگر فریاد نزند، زیرا این ناله‌ها برای او آزاردهنده است.

6. دعوت به سکوت: در پایان، شاعر از مرغ شباهنگ می‌خواهد که این ناله‌های غمگین را بشکند و آرام بگیرد، زیرا او (شاعر) اکنون در حال استراحت است و نمی‌خواهد بیشتر از این غم و اندوه را بشنود.

شعر در مجموع به حس تنهایی، غم و اندوه در یک شب سرد و تاریک اشاره دارد. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و غمگین، احساسات خود را بیان کرده و از دیگران (به ویژه مرغ شباهنگ) می‌خواهد که آرامش را در این شب تاریک حفظ کنند.

مطلب مشابه: شعر شماره ۳۹ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ چرا پنهان کنم ؟ عشق است و پیداست …

مطلب مشابه: شعر شماره ۳۸ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ می شنوم آِناست موسیقی چشم تو در گوش من …

پیشنهاد مرتبط

فال‌های سرگرم‌کننده روزانه

پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.