شعر شماره ۳۹ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ چرا پنهان کنم ؟ عشق است و پیداست …

شعر شماره ۳۹ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج را در روزانه بخوانید. بسیاری از اشعار ابتهاج به مسائل اجتماعی و سیاسی روزگار خود پرداخته‌اند. شعرهای او اغلب حاوی انتقادات ضمنی یا صریح از وضعیت جامعه، عدالت اجتماعی و آزادی‌های مدنی است که باعث شده شعرش به عنوان صدای مردم شناخته شود. همچنین شعر شماره ۴۰ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ می روی اما گریز چشم وحشی رنگ تو … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۳۹ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ چرا پنهان کنم ؟ عشق است و پیداست ...

شعر شماره ۳۹

چرا پنهان کنم ؟ عشق است و پیداست

درین آشفته اندوه نگاهم

تو را می خواهم ای چشم فسون بار

که می سوزی نهان از دیرگاهم

چه می خواهی ازین خاموشی سرد ؟

زبان بگشا که می لرزد امیدم

نگاه بی قرارم بر لب توست

که می بخشی به شادی های نویدم

دلم تنگ است و چشم حسرتم باز

چراغی در شب تارم برافروز

به جان آمد دل از ناز نگاهت

فرو رز این سکوت آشناسوز

مطلب مشابه: شعر شماره ۳۸ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ می شنوم آِناست موسیقی چشم تو در گوش من …

مطلب مشابه: شعر شماره ۳۷ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ مستانه سر به سینه مهتاب می گذاشت با خنده ای که …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر، شعری عاشقانه و احساسی است که شاعر در آن از عشق و longing (دلتنگی) خود صحبت می‌کند. در ادامه، به زبان ساده‌تر و با توضیحات مناسب، مضمون شعر را بررسی می‌کنیم:

1. عشق آشکار: شاعر در ابتدا می‌گوید که عشقش پنهان نیست و همه می‌توانند آن را ببینند. او احساساتش را به وضوح ابراز می‌کند.

2. احساسات عمیق: در این قسمت، شاعر از اندوه و غم درونی‌اش صحبت می‌کند و نشان می‌دهد که این احساسات به خاطر عشق اوست.

3. خواستن معشوق: شاعر به معشوقش، که او را با نام “چشم فسون بار” خطاب کرده، ابراز می‌کند که چقدر او را می‌خواهد. این تعبیر نشان‌دهنده‌ی زیبایی و جذابیت معشوق است.

4. نیاز به ارتباط: شاعر از معشوقش می‌خواهد که از سکوت خارج شود و با او صحبت کند، زیرا او به شدت به امید و ارتباط با او نیاز دارد.

5. نگاه بی‌قرار: او بیان می‌کند که نگاهش همیشه به لب‌های معشوق است، چون او انتظار شنیدن خبرهای خوش از او را دارد.

6. احساس تنگی دل: شاعر از تنگی دل و حسرت خود صحبت می‌کند و از معشوق می‌خواهد که مانند چراغی در شب تار، نور و روشنی به زندگی‌اش بیاورد.

7. سکوت آزاردهنده: در پایان، شاعر به سکوتی اشاره می‌کند که برایش آزاردهنده است و از ناز نگاه معشوقش به شدت تحت تأثیر قرار گرفته است.

این شعر بیانگر یک عشق عمیق و پرشور است که شاعر در آن از احساسات و نیازهای خود صحبت می‌کند. او به دنبال ارتباط با معشوق است و می‌خواهد که عشقش را ابراز کند. این شعر نشان‌دهنده‌ی زیبایی‌های عشق و همچنین دردهای ناشی از دوری و سکوت است.

مطلب مشابه: شعر شماره ۳۶ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ می خواهمت سرود بت بذله گوی من …

مطلب مشابه: شعر شماره ۳۵ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ می رفت آفتاب و به دنبال می کشید دامن …

پیشنهاد مرتبط

فال‌های سرگرم‌کننده روزانه

پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.