شعر شماره ۳۶ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ می خواهمت سرود بت بذله گوی من …
شعر شماره ۳۶ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج را در روزانه خوانده و لذت ببرید. ابتهاج در شعرهایش به عواطف انسانی، عشق، درد و رنج، و نوستالژی میپردازد. اشعار او در بیان احساسات پیچیده انسانی به قدری صادقانه و عمیق است که بسیاری از مخاطبان خود را در آن مییابند و با آن همذاتپنداری میکنند. همچنین شعر شماره ۳۷ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ مستانه سر به سینه مهتاب می گذاشت با خنده ای که … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۳۶
می خواهمت سرود بت بذله گوی من
روی لبش شکفت گل آرزوی من
خندید آسمان و فروریخت آفتاب
در دیه امیدم
باران روشنی
جوشید اشک شادی ازین پرتو افکنی
بخشید تازگی به گل گلشن شباب
می خواهمت شنفتم و پنداشتم که اوست
پنداشتم که مژده آن صبح روشن است
پنداشتم که نغمه گم گشته من است
پنداشتم که شاهد گمنام آرزوست
خواب فریب باز ز لالایی امید
در چشم آزمایش من
آشیانه ساخت
نای امید باز نوای هوس نواخت
باز بز برای بوسه دل خواهشم تپید
می خواهمت شنفتم و دنبال این سرود
رفتم به آسمان فروزنده خیال
دیدم چو بازگشتم ازین ره شکسته بال
این نغمه آه نغمه ساز فریب بود
می خواهمت بگو و دگرباره ام بسوز
در شعله
فریب دم دلنشین خویش
تا نوکم امید شکیب آفرین خویش
آری تو هم بگو که درین حسرتم هنوز
پایان این فسانه ناگفته تو را
نیرنگ این شکوفه نشکفته تو را
می دانم و هنوز ز افسون آرزو
در دامن سراب فریبننده امید
در جست و جوی مستی این جام ناپدید
می
خواهم از تو بشنوم ای دلربا بگو
مطلب مشابه: شعر شماره ۳۵ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ می رفت آفتاب و به دنبال می کشید دامن …
مطلب مشابه: شعر شماره ۳۴ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ برچید مهر دامن زربفت و خون گریست …
تفسیر این شعر

این شعر به بیان احساسات عمیق و پیچیده شاعر درباره عشق، امید و ناامیدی میپردازد. در ادامه، به زبان سادهتر و با توضیحات مناسب، مضامین اصلی شعر را بررسی میکنیم:
1. عشق و آرزو: شاعر در ابتدا از عشقش صحبت میکند و او را به عنوان “بت” یا معشوق ایدهآل خود معرفی میکند. او این عشق را مانند گل زیبایی میبیند که روی لبان محبوبش شکوفا شده است.
2. شادی و نور: شاعر توصیف میکند که وقتی به محبوبش فکر میکند، آسمان خندیده و نور خورشید بر او میریزد. این نور به او شادی و امید میبخشد و اشکهای شادی از چشمانش سرازیر میشود.
3. امید و فریب: شاعر به امیدهایی که در دل داشته اشاره میکند و اینکه فکر کرده آنچه میخواهد، واقعاً وجود دارد. او به اشتباه پنداشته که این عشق میتواند به او خوشبختی بدهد.
4. تجربه تلخ: اما بعد از یک سفر خیالی به آسمان، متوجه میشود که آنچه که فکر میکرده، فقط یک سراب بوده و در واقعیت چیزی جز فریب نبوده است. این نغمهای که او شنیده، نغمهای از ناامیدی بوده است.
5. آتش عشق: شاعر دوباره از عشقش میخواهد که او را بسوزاند، یعنی این احساسات را به شدت تجربه کند، حتی اگر این عشق فریبنده باشد. او در جستجوی امید و شکیبایی است.
6. نیرنگ و حسرت: شاعر به این نتیجه میرسد که هنوز در حسرت آن عشق است و میداند که داستان این عشق پایانی ندارد. او به نیرنگهایی که در عشق وجود دارد اشاره میکند و از محبوبش میخواهد که حقیقت را بگوید.
7. جستجوی حقیقت: در نهایت، شاعر از محبوبش میخواهد که حقیقت را بگوید، حتی اگر این حقیقت تلخ باشد. او در جستجوی حقیقت و واقعیت احساساتش است.
این شعر دربارهی تجربهی عشق، امید و ناامیدی است. شاعر با بیان احساسات عمیق خود، نشان میدهد که چگونه عشق میتواند هم شادابکننده و هم فریبنده باشد و او به دنبال حقیقتی است که در دل این احساسات نهفته است.
مطلب مشابه: شعر شماره ۳۳ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ در زیر ِ سایه روشن ِ مهتاب ِ خوابناک …
مطلب مشابه: شعر شماره ۳۲ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ دیدم و می آمد از مقابل من دوش …
فالهای سرگرمکننده روزانه
پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.










