غزل شماره ۹۴ از غزلیات صائب تبریزی | از سیهبختی نگردد دیده گریان برق را
غزل شماره ۹۴ از غزلیات صائب تبریزی، با مطلعِ پرمغز و باریکبینانهٔ «از سیهبختی نگردد دیده گریان برق را…»، یکی از نمونههای برجستهٔ سبک هندی است که در آن شاعر با نگاهی تازه و تصاویر بدیع، به تقدیر و سرنوشت، ناپایداریِ جهان، و رابطهٔ عاشق و معشوق پرداخته است. صائب در این غزل، «برق» (آذرخش) را نمادِ عشقِ آتشین و گذرا میگیرد و با بازیِ زبانی میان «سیهبختی» و «گریه»، نشان میدهد که گاه بدبیاری و شوربختی، خود مانعی برای گریستن و ابراز احساسات است. در این بخش از سایت، ضمن ارائهٔ متن کامل این غزل و تفسیر روان و ساده از تکبیتهای آن، به بررسی درونمایهٔ تضادِ عشق و تقدیر، بیاعتباریِ ظواهر، و نگاهِ فلسفیِ صائب به زندگی خواهیم پرداخت. هدف آن است که خواننده با زبانی غیر از زبانِ خشکِ دانشگاهی، با لایههای پنهانِ این شعرِ ماندگار آشنا شود. پیشنهاد می کنیم غزل شماره ۹۵ از غزلیات صائب تبریزی؛ ساقیِ محجوب میباید شرابِ عشق را… را هم بخوانید.

غزل شماره نود و چهار صائب
از سیهبختی نگردد دیده گریان برق را
میشود ز ابرِ سیه آیینه رخشان برق را
پردهٔ ناموس نتواند حجابِ عشق شد
ابر چون پنهان کند در زیرِ دامان برق را؟
چربنرمی میکند خصم سبکسر را دلیر
میشود سنگِ فسان ابرِ بهاران برق را
عاشقان را کثرتِ اغیار سدِّ راه نیست
جوشِ خار و خس نسازد تنگ میدان برق را
میتواند سوزِ دل را گریه هم تخفیف داد
آب بر آتش زند گر ابر و باران برق را
خار و خس را مویِ آتش دیدهکردن سهل نیست
پیچ و خم باشد به جا در رشتهٔ جان برق را
نیست از بختِ سیه دلهای روشن را ملال
هست در ابرِ ترشرو چهرهٔ خندان برق را
میکند گل، حسنِ شوخ از پردهٔ شرم و حیا
تیغبازیهاست در ابرِ بهاران برق را
ای که پرسی چیست حالِ دل ترا در چنگِ عشق
گوی مومین چون بود در پیشِ چوگان برق را؟
حسن را پروای عاجزنالیِ عشاق نیست
دل نمیسوزد به فریادِ نیستان برق را
مینماید خویش را از زیر چادر حسنِ شوخ
ابر نتواند شدن مانع ز جولان برق را
برگرفت از لب مرا مُهرِ خموشی رازِ عشق
ابر صائب چون تواند کرد پنهان برق را؟
غزل شماره ۹۳ از غزلیات صائب تبریزی / آه باشد بِه ز زلفِ عنبرین عشاق را به همراه تفسیر
غزل شماره ۹۲ از غزلیات صائب تبریزی | کِی نیامِ پوچ میسازد به تمکین تیغ را؟…
تفسیر این شعر

این غزل از صائب تبریزی، یکی از پرمضمونترین و تصویریترین سرودههای اوست. صائب در این شعر با بیانی ایهامی و تصاویر بدیع، «برق» (آذرخش) را به عنوان نماد عشق و شیدایی به کار میگیرد. او نشان میدهد که برق، با وجود سختیها (سیهبختی، ابر سیه، پردهٔ ناموس، و…)، همچنان میدرخشد و راه خود را مییابد. برق، نماد عاشقانی است که با وجود موانع، نور و روشنایی خود را حفظ میکنند. در پایان، صائب از «مُهرِ خموشی راز عشق» سخن میگوید و میپرسد که چگونه میتوان برق عشق را پنهان کرد.
فضای کلی غزل
صائب در این غزل، «برق» را به عنوان نماد عشق و شیدایی به کار میگیرد. او:
– برق را با وجود سیهبختی و ابر سیاه، همچنان درخشان میداند.
– پردهٔ ناموس (آبرو و حیثیت) را نمیتواند حجاب عشق شود.
– از چربنرمی دشمن و سنگ فسان (افسون) ابر میگوید که برق را تقویت میکند.
– عاشقان را به برق تشبیه میکند که گرفتار خار و خس (موانع) نمیشوند.
– از گریه و سوز دل، از چهرهٔ خندان برق در ابر ترشرو، و از حسن شوخ و تیغبازیهای برق در ابر بهاران سخن میگوید.
– در پایان، از پنهان نبودن برق عشق و مُهر خموشی راز آن میپرسد.
تفسیر بیتبهبیت
بیت اول:
«از سیهبختی نگردد دیده گریان برق را / میشود ز ابرِ سیه آیینه رخشان برق را»
– برق از سیهبختی (تاریکی و بدبختی) گریان و دیدهتر نمیشود.
– بلکه از ابر سیاه، آیینهی رخشان و درخشانتر میشود.
نکته: برق در تاریکی ابر، نه تنها خاموش نمیشود، بلکه درخشانتر میگردد. عاشق نیز در سختیها، نورانیتر میشود.
بیت دوم:
«پردهٔ ناموس نتواند حجابِ عشق شد / ابر چون پنهان کند در زیرِ دامان برق را؟»
– پردهٔ ناموس (آبرو و حیثیت) نمیتواند حجاب عشق شود.
– ابر چگونه میتواند برق را در زیر دامان خود پنهان کند (در حالی که برق میدرخشد و آشکار است)؟
نکته: عشق، نورانیتر از آن است که با آبرو و ناموس پنهان شود. برق عشق، از هر پردهای میگذرد.
بیت سوم:
«چربنرمی میکند خصم سبکسر را دلیر / میشود سنگِ فسان ابرِ بهاران برق را»
– چربنرمی (نرمش و مدارا) دشمن سبکسر را دلیر میکند.
– (اما) سنگ فسان (افسون و نیرنگ) ابر بهاران، برق را تیزتر و برندهتر میکند.
نکته: نرمش دشمن، او را گستاخ میکند، اما افسون ابر (موانع) برق را تیزتر میسازد.
بیت چهارم:
«عاشقان را کثرتِ اغیار سدِّ راه نیست / جوشِ خار و خس نسازد تنگ میدان برق را»
– کثرت اغیار (بیگانگان و دشمنان) برای عاشقان مانع راه نیست.
– جوش و خروش خار و خس (موانع کوچک) نمیتواند میدان برق را تنگ کند.
نکته: عاشقان از موانع نمیهراسند. برق عشق از خار و خس (موانع) عبور میکند.
بیت پنجم:
«میتواند سوزِ دل را گریه هم تخفیف داد / آب بر آتش زند گر ابر و باران برق را»
– گریه میتواند سوز دل را تخفیف دهد (کمی آرام کند).
– اما اگر ابر و باران بر برق (عشق) بیایند، آب بر آتش میزند (آتش عشق را خاموش میکند).
نکته: گریه میتواند کمی از سوز دل بکاهد، اما ابر و باران (اشک و اندوه) میتوانند آتش عشق را خاموش کنند. یعنی باید مراقب بود که اشک، آتش عشق را خاموش نکند.
بیت ششم:
«خار و خس را مویِ آتش دیدهکردن سهل نیست / پیچ و خم باشد به جا در رشتهٔ جان برق را»
– تبدیل خار و خس به موی آتشدیده (تابدیده و صیقلی) کار آسانی نیست.
– در رشتهی جان برق، پیچ و خمهایی وجود دارد.
نکته: برای عبور از موانع، باید تحمل کرد و پیچ و خمهای راه را پذیرفت.
بیت هفتم:
«نیست از بختِ سیه دلهای روشن را ملال / هست در ابرِ ترشرو چهرهٔ خندان برق را»
– دلهای روشن (عاشقان) از بخت سیاه ملال ندارند (ناراحت نمیشوند).
– در ابر ترشرو (تاریک و گرفته)، چهرهی خندان برق وجود دارد.
نکته: عاشقان از بدبختی ناراحت نمیشوند، زیرا در دل تاریکی، نور عشق میدرخشد.
بیت هشتم:
«میکند گل، حسنِ شوخ از پردهٔ شرم و حیا / تیغبازیهاست در ابرِ بهاران برق را»
– گل، حسن شوخ (زیبایی بیپروا) را از پردهی شرم و حیا بیرون میکند.
– در ابر بهاران، تیغبازیهای برق (جولان و درخشش برق) دیده میشود.
نکته: زیبایی، خود را از پردهی شرم و حیا بیرون میکشد و برق عشق، در ابر بهاران میجولاند.
بیت نهم:
«ای که پرسی چیست حالِ دل ترا در چنگِ عشق / گوی مومین چون بود در پیشِ چوگان برق را؟»
– ای که میپرسی حال دل تو در چنگ عشق چیست؟
– گوی مومین (گوی سربی) در پیش چوگان، چگونه است (برای برق)؟
نکته: عاشق چون گوی سربی (نرم) در برابر چوگان عشق است – هر جا خواست، او را میزند و میکشاند.
بیت دهم:
«حسن را پروای عاجزنالیِ عشاق نیست / دل نمیسوزد به فریادِ نیستان برق را»
– حسن (زیبایی) به عاجزنالی (نالهی عاجزانه) عاشقان توجهی ندارد.
– دل (معشوق) به فریاد نیستان (نالهی عاشقان) نمیسوزد و برق را (به حال خود) رها میکند.
نکته: معشوق به نالهی عاشقان توجه نمیکند و دلش برای آنان نمیسوزد.
بیت یازدهم:
«مینماید خویش را از زیر چادر حسنِ شوخ / ابر نتواند شدن مانع ز جولان برق را»
– حسن شوخ (زیبایی بیپروا) خود را از زیر چادر (پرده) نشان میدهد.
– ابر نمیتواند مانع جولان و درخشش برق شود.
نکته: زیبایی خود را آشکار میکند و هیچ ابری (موانعی) نمیتواند برق عشق را متوقف کند.
بیت دوازدهم (مقطع):
«برگرفت از لب مرا مُهرِ خموشی رازِ عشق / ابر صائب چون تواند کرد پنهان برق را؟»
– مهر خموشی (سکوت) راز عشق را از لب من گرفت (مرا وادار به سخن کرد).
– ای صائب، ابر چگونه میتواند برق را پنهان کند؟
نکته: راز عشق چنان آشکار است که نمیتوان آن را پنهان کرد. برق عشق، از هر ابری میگذرد و میدرخشد.
خلاصه به زبان ساده
صائب میگوید:
برق از سیهبختی گریان نمیشود، بلکه از ابر سیاه، درخشانتر میشود.
پردهٔ ناموس نمیتواند حجاب عشق شود. ابر چگونه میتواند برق را در زیر دامان خود پنهان کند؟
نرمش دشمن، او را دلیر میکند، اما افسون ابر، برق را تیزتر میکند.
فراوانی دشمنان، مانع عاشقان نمیشود. خار و خس، میدان برق را تنگ نمیکند.
گریه میتواند سوز دل را کاهش دهد، اما اگر ابر و باران بر برق بیایند، آتش عشق را خاموش میکنند.
تبدیل خار و خس به موی آتشدیده، آسان نیست. در رشتهٔ جان برق، پیچ و خمها وجود دارد.
دلهای روشن از بخت سیاه ملال ندارند. در ابر ترشرو، چهرهٔ خندان برق وجود دارد.
گل، حسن شوخ را از پردهٔ شرم و حیا بیرون میکند. در ابر بهاران، تیغبازیهای برق دیده میشود.
ای که میپرسی حال دل در چنگ عشق چیست؟ گوی مومین در پیش چوگان چگونه است؟
زیبایی به نالهٔ عاشقان توجه ندارد. دلش برای فریاد نیستان نمیسوزد.
حسن شوخ خود را از زیر چادر نشان میدهد. ابر نمیتواند مانع جولان برق شود.
مهر خموشی راز عشق، مرا به سخن واداشت. ای صائب، ابر چگونه میتواند برق را پنهان کند؟
نکته پایانی
این غزل صائب، نمونهای کامل از سبک هندی است که در آن، «برق» به عنوان نماد عشق و شیدایی، با تصاویر بدیع و مضامین عمیق به کار رفته است. صائب نشان میدهد که عشق، مانند برق، در تاریکی میدرخشد، از موانع عبور میکند، و هرگز قابل پنهان کردن نیست. «پردهٔ ناموس»، «ابر سیه»، «خار و خس»، «چربنرمی دشمن» – همه نمادهای موانعی هستند که عشق را نه تنها خاموش، که درخشانتر میکنند. در پایان، صائب با پرسش «ابر چگونه میتواند برق را پنهان کند؟» به این نکته اشاره میکند که عشق حقیقی، هرگز قابل پنهان کردن نیست و مانند برق، از هر پرده و ابری میگذرد.
غزل شماره ۹۱ از غزلیات صائب تبریزی؛ چون کند آن غمزه خونریز عریان تیغ را…
غزل شماره ۹۰ از غزلیات صائب تبریزی؛ روح پاک من کند پاکیزه گوهر تیغ را…










