غزل شماره ۸۲ از غزلیات سعدی؛ هزار سختی اگر بر من آید آسان است …

غزل شماره ۸۲ از غزلیات سعدی را در روزانه خوانده و لذت ببرید. غزلیات سعدی به نوعی فلسفه زندگی را نیز در خود دارند. او با بیان نکات اخلاقی و اجتماعی، به خوانندگان یادآوری می‌کند که چگونه باید در زندگی عمل کنند و به چه ارزش‌هایی پایبند باشند. همچنین غزل شماره ۸۳ از غزلیات سعدی؛ مگر نسیم سحر بوی زلف یار منست … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۸۲ از غزلیات سعدی؛ هزار سختی اگر بر من آید آسان است ...

غزل شماره ۸۲ سعدی

هزار سختی اگر بر من آید آسان است

که دوستی و ارادت هزار چندان است

سفر دراز نباشد به پای طالب دوست

که خار دشت محبت گل است و ریحان است

اگر تو جور کنی جور نیست، تربیتست

و گر تو داغ نهی داغ نیست، درمان است

نه آبروی، که گر خون دل بخواهی ریخت

مخالفت نکنم آن کنم که فرمان است

ز عقل من عجب آید صوابگویان را

که دل به دست تو دادن خِلاف در جان است

من از کنار تو دور اوفتاده‌ام نه عجب

گرم قرار نباشد، که داغِ هجران است

عجب در آن سر زلف مُعَنْبَرِ مَفتول

که در کنار تو خسبد چرا پریشان است؟

جماعتی که ندانند حظ روحانی

تفاوتی که میان دَواب و انسان است

گمان برند که در باغ عشق، سعدی را

نظر به سیب زنخدان و نار پستان است

مرا هرآینه خاموش بودن اولی‌تر

که جهل پیش خردمند عذر نادان است

وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسی و لا أُزَکِّیها

که هر چه نقل کنند از بشر در امکان است

مطلب مشابه: غزل شماره ۸۱ از غزلیات سعدی؛ چه روی است آن که پیش کاروان است …

مطلب مشابه: غزل شماره ۸۰ از غزلیات سعدی؛ این خط شریف از آن بنان است وین نقل حدیث از آن دهان است …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از سعدی، شاعر بزرگ ایرانی، به بیان عشق و دوستی و چالش‌های آن می‌پردازد. بیایید هر بیت را به زبان ساده توضیح دهیم:

1. هزار سختی اگر بر من آید آسان است

   اگر هزار مشکل و سختی بر من بیفتد، برایم آسان است. 

   توضیح: شاعر می‌گوید که اگر در راه دوستی با کسی سختی بکشد، برایش قابل تحمل است.

2. که دوستی و ارادت هزار چندان است

   چون دوستی و محبت برای من بسیار ارزشمندتر از این مشکلات است. 

   توضیح: ارزش دوستی و محبت به قدری بالاست که مشکلات در برابر آن کوچک به نظر می‌رسند.

3. سفر دراز نباشد به پای طالب دوست

   برای کسی که به دنبال دوست است، سفر طولانی دشوار نیست. 

   توضیح: کسی که در جستجوی دوست واقعی است، حتی اگر مسیر طولانی باشد، خسته نمی‌شود.

4. که خار دشت محبت گل است و ریحان است

   در دشت محبت، حتی خارها نیز به مانند گل و ریحان زیبا هستند. 

   توضیح: در عشق و محبت، تمام چالش‌ها و سختی‌ها زیبا و ارزشمند هستند.

5. اگر تو جور کنی جور نیست، تربیتست

   اگر تو در رفتار خود سخت‌گیری کنی، این تربیت است نه جور. 

   توضیح: شاعر اشاره دارد که اگر کسی در دوستی سخت‌گیر باشد، باید به آن به عنوان یک نوع تربیت نگاه کرد.

6. و گر تو داغ نهی داغ نیست، درمان است

   اگر تو درد و رنجی به من بدهی، این درد نیست بلکه راهی برای درمان است. 

   توضیح: گاهی اوقات دردها می‌توانند به ما کمک کنند تا رشد کنیم و بهتر شویم.

7. نه آبروی، که گر خون دل بخواهی ریخت

   اگر بخواهی آبرویم را ببری یا خون دل من را بریزی، مخالفت نخواهم کرد. 

   توضیح: شاعر می‌گوید که برای دوستی حاضر است هر چیزی را تحمل کند.

8. مخالفت نکنم آن کنم که فرمان است

   من هر آنچه که تو بگویی انجام می‌دهم. 

   توضیح: نشان‌دهنده اطاعت و تسلیم در برابر عشق است.

9. ز عقل من عجب آید صوابگویان را

   عقل من برای کسانی که درست فکر می‌کنند عجیب است. 

   توضیح: عشق و احساسات گاهی با عقل و منطق سازگار نیستند.

10. که دل به دست تو دادن خِلاف در جان است

    سپردن دل به دست تو برخلاف جان من است. 

    توضیح: عاشق شدن و تسلیم شدن در برابر عشق ممکن است خطرناک باشد.

11. من از کنار تو دور اوفتاده‌ام نه عجب

    دور شدن از تو برایم عجیب نیست. 

    توضیح: وقتی کسی از محبوبش دور می‌شود، این موضوع طبیعی است.

12. گرم قرار نباشد، که داغِ هجران است

    اگر قرار نباشد، این دوری باعث درد و رنج می‌شود. 

    توضیح: دوری از محبوب باعث احساس تنهایی و غم می‌شود.

13. عجب در آن سر زلف مُعَنْبَرِ مَفتول

    عجیب است که در آن سر زلف زیبا چه چیزی نهفته است. 

    توضیح: زیبایی‌های ظاهری همیشه معما هستند.

14. که در کنار تو خسبد چرا پریشان است؟

    چرا کسی که در کنار تو خوابیده، پریشان حال است؟ 

    توضیح: شاید عشق و زیبایی باعث سردرگمی و پریشانی می‌شود.

15. جماعتی که ندانند حظ روحانی

    کسانی که از لذت‌های روحانی بی‌خبرند. 

    توضیح: برخی افراد نمی‌دانند که عشق واقعی چه لذتی دارد.

16. تفاوتی که میان دَواب و انسان است

    تفاوت میان انسان‌ها و حیوانات چیست؟ 

    توضیح: انسان‌ها باید از عشق و احساسات خود بهره ببرند تا از حیوانات متمایز شوند.

17. گمان برند که در باغ عشق، سعدی را

    برخی فکر می‌کنند که سعدی فقط به زیبایی‌های ظاهری عشق توجه دارد. 

    توضیح: شاعر انتقاد می‌کند از کسانی که فقط به ظاهر عشق نگاه می‌کنند.

18. نظر به سیب زنخدان و نار پستان است

    آنها فکر می‌کنند عشق فقط به زیبایی‌های ظاهری محدود می‌شود. 

    توضیح: عشق فراتر از ظواهر است و باید عمق آن را درک کرد.

19. مرا هرآینه خاموش بودن اولی‌تر

    بهتر است که من سکوت کنم. 

    توضیح: گاهی اوقات سکوت بهتر از بیان احساسات پیچیده است.

20. که جهل پیش خردمند عذر نادان است

    جهل در مقابل دانش عذری برای نادانی است. 

    توضیح: وقتی کسی نادان باشد، نمی‌تواند به خوبی درک کند.

21. وَ ما أُبَرِّئُ نَفْسی و لا أُزَکِّیها

    من خودم را تبرئه نمی‌کنم و نمی‌گویم پاک هستم. 

    توضیح: شاعر اعتراف می‌کند که هیچ کس کامل نیست.

22. که هر چه نقل کنند از بشر در امکان است

    هر چیزی که درباره انسان گفته شود ممکن است درست باشد. 

    توضیح: انسان‌ها پیچیده هستند و همه چیز درباره آنها ممکن است درست باشد.

در کل، این شعر درباره ارزش دوستی، عشق واقعی و چالش‌های آن صحبت می‌کند و نشان‌دهنده عمق احساسات انسانی است.

مطلب مشابه: غزل شماره ۷۹ از غزلیات سعدی؛ این باد بهار بوستان است؟ یا بوی وصالِ دوستان است؟

مطلب مشابه: غزل شماره ۷۸ از غزلیات سعدی؛ امشب به راستی شب ما روز روشن است …

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.