غزل شماره ۸۱ از غزلیات سعدی؛ چه روی است آن که پیش کاروان است …
غزل شماره ۸۱ از غزلیات سعدی را در روزانه خوانده و لذت ببرید. سعدی در برخی از غزلیات خود به نقد اجتماعی و سیاسی نیز پرداخته است. او با نگاهی تیزبینانه به مشکلات اجتماعی زمان خود، به نقد رفتارهای ناپسند میپردازد و تلاش میکند تا جامعه را به سمت اصلاح سوق دهد. همچنین غزل شماره ۸۲ از غزلیات سعدی؛ هزار سختی اگر بر من آید آسان است … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل زیبای شماره ۸۱ از سعدی بزرگ
چه روی است آن که پیش کاروان است
مگر شمعی به دست ساروان است
سلیمان است گویی در عماری
که بر باد صبا تختش روان است
جمال ماهپیکر بر بلندی
بهشتیصورتی در جوف محمل
چو برجی کآفتابش در میان است
خداوندان عقل این طرفه بینند
که خورشیدی به زیر سایبان است
چو نیلوفر در آب و مهر در میغ
پریرخ در نقاب پرنیان است
ز روی کار من برقع برانداخت
به یک بار آن که در برقع نهان است
شتر پیشی گرفت از من به رفتار
که بر من بیش از او بار گران است
زهی اندک وفای سستپیمان
که آن سنگیندل نامهربان است
تو را گر دوستی با ما همین بود
وفای ما و عهد ما همان است
بدار ای ساربان آخر زمانی
که عهد وصل را آخرزمان است
وفا کردیم و با ما غدر کردند
برو سعدی که این پاداش آن است
ندانستی که در پایان پیری
نه وقت پنجه کردن با جوان است
مطلب مشابه: غزل شماره ۸۰ از غزلیات سعدی؛ این خط شریف از آن بنان است وین نقل حدیث از آن دهان است …
مطلب مشابه: غزل شماره ۷۹ از غزلیات سعدی؛ این باد بهار بوستان است؟ یا بوی وصالِ دوستان است؟
تفسیر این شعر

این شعر از سعدی، شاعر بزرگ ایرانی، دارای مضامین عاشقانه و اجتماعی است. در ادامه به زبان سادهتر و با توضیحات مناسب، ابیات آن را بررسی میکنیم:
1. چه روی است آن که پیش کاروان است / مگر شمعی به دست ساروان است
– در این بیت، شاعر به زیبایی و جذابیت کسی اشاره میکند که در جلو کاروان (گروه مسافران) قرار دارد. او مانند شمعی است که نورش را به دیگران میدهد.
2. سلیمان است گویی در عماری / که بر باد صبا تختش روان است
– شاعر این شخص را به سلیمان، پادشاه معروف، تشبیه میکند. او در حالتی است که گویی تختش بر روی باد در حال حرکت است و نشاندهنده قدرت و عظمت اوست.
3. جمال ماهپیکر بر بلندی / بدان مانَد که ماه آسمان است
– زیبایی آن شخص مانند ماه است که در آسمان میدرخشد و توجه همه را جلب میکند.
4. بهشتیصورتی در جوف محمل / چو برجی کآفتابش در میان است
– شاعر به زیبایی یک زن اشاره میکند که درون محمل (وسیله نقلیه قدیمی) نشسته و مانند برجی است که خورشید در وسط آن میدرخشد.
5. خداوندان عقل این طرفه بینند / که خورشیدی به زیر سایبان است
– کسانی که عاقل هستند، زیبایی او را میبینند و متوجه میشوند که او مانند خورشیدی است که زیر سایبان قرار دارد.
6. چو نیلوفر در آب و مهر در میغ / پریرخ در نقاب پرنیان است
– زیبایی او را با نیلوفر در آب و عشق (مهر) در ابر مقایسه میکند. او مانند پریای است که در زیر پوشش نرم و لطیف (پرنیان) پنهان شده است.
7. ز روی کار من برقع برانداخت / به یک بار آن که در برقع نهان است
– او (شخص مورد نظر) برقع (پوشش) را از چهرهاش برداشت و نشان داد که چه زیباییای در زیر آن پنهان بوده است.
8. شتر پیشی گرفت از من به رفتار / که بر من بیش از او بار گران است
– شاعر احساس سنگینی و بار سنگینی را دارد و میگوید حتی شتر نیز از او جلوتر رفته است.
9. زهی اندک وفای سستپیمان / که آن سنگیندل نامهربان است
– شاعر از بیوفایی و نامهربانی کسانی که به او نزدیک هستند، شکایت میکند.
10. تو را گر دوستی با ما همین بود / وفای ما و عهد ما همان است
▪ اگر دوستی شما با ما اینگونه باشد، پس وفای ما نیز همین خواهد بود.
11. بدار ای ساربان آخر زمانی / که عهد وصل را آخرزمان است
▪ شاعر از سوارکار (ساربان) میخواهد تا زمانی را به یاد بیاورد که وعده وصال (اتحاد) به پایان رسیده است.
12. وفا کردیم و با ما غدر کردند / برو سعدی که این پاداش آن است
▪ شاعر میگوید ما وفا کردیم ولی آنها به ما خیانت کردند و از این رو به سعدی توصیه میکند که این پاداش خیانت آنهاست.
13. ندانستی که در پایان پیری / نه وقت پنجه کردن با جوان است
▪ در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که در پایان عمر، زمان مناسبی برای رقابت یا جنگ با جوانان نیست.
این شعر به زیباییها، عشق، وفا، خیانت و گذر زمان میپردازد و احساسات عمیق انسانی را به تصویر میکشد.
مطلب مشابه: غزل شماره ۷۸ از غزلیات سعدی؛ امشب به راستی شب ما روز روشن است …
مطلب مشابه: غزل شماره ۷۷ از غزلیات سعدی؛ بر من که صبوحی زدهام خرقه حرام است …
فال و سرگرمی امروز
فال روزانه ماه تولد، حافظ، تاروت، ابجد و استخاره را از مسیرهای اصلی روزانه ببینید.










