غزل شماره ۱۳ از غزلیات حافظ (می‌دمد صبح و کِلِّه بست سحاب)

غزل شماره ۱۳ از غزلیات حافظ را به همراه تفسیر قرار داده‌ایم. غزلیات حافظ تأثیر عمیقی بر فرهنگ ایرانی و ادبیات فارسی گذاشته‌اند. اشعار او در شعر فارسی بعد از خود نیز تأثیرگذار بوده و بسیاری از شاعران بعدی از او الهام گرفته‌اند.

غزل شماره ۱۳ از غزلیات حافظ (می‌دمد صبح و کِلِّه بست سحاب)

غزل شماره ۱۳

می‌دمد صبح و کِلِّه بست سحاب

الصَبوح الصَبوح یا اصحاب

می‌چکد ژاله بر رخِ لاله

المُدام المُدام یا احباب

می‌وزد از چمن نسیمِ بهشت

هان، بنوشید دَم به دَم مِیِ ناب

تخت زُمْرُد زده است گل به چمن

راحِ چون لعلِ آتشین دریاب

درِ میخانه بسته‌اند دگر

اِفتَتِح یا مُفَتِّح الاَبواب

لب و دَندانْت را حقوق نمک

هست بر جان و سینه‌هایِ کباب

این چنین موسِمی عجب باشد

که ببندند میکده به شتاب

بر رخِ ساقیِ پری پیکر

همچو حافظ بنوش بادهٔ ناب

مطلب مشابه: غزل شماره ۱۲ از غزلیات حافظ / ای فروغِ ماهِ حُسن‌، از روی رخشان شما

مطلب مشابه: غزل شماره ۱۱ از غزلیات حافظ {ساقی به نورِ باده برافروز جامِ ما}

تفسیر

تفسیر

این شعر از شاعر بزرگ ایرانی، حافظ، به مضامین عشق، شادی و لذت از زندگی اشاره دارد. در ادامه، هر بیت را به زبان ساده توضیح می‌دهیم:

1. می‌دمد صبح و کِلِّه بست سحاب 

   (صبح می‌رسد و ابرها کنار می‌روند) 

   توضیح: صبح فرامی‌رسد و آسمان روشن می‌شود.

2. الصَبوح الصَبوح یا اصحاب 

   (صبح بخیر، صبح بخیر ای دوستان) 

   توضیح: شاعر به دوستانش صبح بخیر می‌گوید و آن‌ها را به بیداری دعوت می‌کند.

3. می‌چکد ژاله بر رخِ لاله 

   (قطرات شبنم بر گل‌های لاله می‌چکد) 

   توضیح: زیبایی طبیعت با شبنم روی گل‌ها توصیف شده است.

4. المُدام المُدام یا احباب 

   (بیا بنوشید، بیا بنوشید ای عزیزان) 

   توضیح: شاعر دوستانش را به نوشیدن دعوت می‌کند.

5. می‌وزد از چمن نسیمِ بهشت 

   (نسیم بهشتی از چمن می‌وزد) 

   توضیح: هوای لطیف و خوشبو مانند نسیم بهشت توصیف شده است.

6. هان، بنوشید دَم به دَم مِیِ ناب 

   (بیا هر لحظه شراب ناب بنوشید) 

   توضیح: دعوت به لذت بردن از شراب و شادی در لحظه‌های زندگی است.

7. تخت زُمْرُد زده است گل به چمن 

   (گل‌ها مانند تخت زمرّد در چمن هستند) 

   توضیح: زیبایی گل‌ها در چمن مانند جواهرات توصیف شده است.

8. راحِ چون لعلِ آتشین دریاب 

   (به ساقی که مانند لعل آتشین است توجه کن) 

   توضیح: شاعر به زیبایی ساقی اشاره کرده که جذاب و دلرباست.

9. درِ میخانه بسته‌اند دگر 

   (در میخانه دیگر بسته شده است) 

   توضیح: اشاره به این دارد که دسترسی به میخانه محدود شده است.

10. اِفتَتِح یا مُفَتِّح الاَبواب 

    (ای کسی که درها را باز می‌کنی، در را باز کن) 

    توضیح: درخواست برای باز کردن در میخانه و دسترسی به شادی و شراب.

11. لب و دَندانْت را حقوق نمک 

    (لب و دندان تو حاکم بر جان و دل ما هستند) 

    توضیح: زیبایی لب و دندان معشوق بر دل عاشق تأثیر دارد.

12. هست بر جان و سینه‌هایِ کباب 

    (این زیبایی بر جان و دل ما تأثیر عمیق دارد) 

    توضیح: اشاره به تأثیر عمیق عشق و زیبایی بر احساسات انسان.

13. این چنین موسِمی عجب باشد 

    (این فصل شگفت‌انگیز است) 

    توضیح: شاعر به زیبایی‌های این فصل اشاره می‌کند.

14. که ببندند میکده به شتاب 

    (که چرا باید میکده را سریع ببندند؟) 

    توضیح: انتقاد از محدودیت‌ها و جلوگیری از شادی.

15. بر رخِ ساقیِ پری پیکر 

    (بر چهره ساقی زیبا) 

    توضیح: توصیف زیبایی ساقی و جذابیت او.

16. همچو حافظ بنوش بادهٔ ناب 

    (مثل حافظ شراب ناب بنوشید) 

    توضیح: دعوت به لذت بردن از زندگی و شادی، همانند حافظ.

در کل، این شعر درباره‌ی لذت بردن از زندگی، زیبایی‌های طبیعت، عشق و دعوت به شادی و نوشیدن شراب صحبت می‌کند. شاعر از دوستانش می‌خواهد که از لحظه‌ها بهره ببرند و زندگی را جشن بگیرند.

مطلب مشابه: غزل شماره ۱۰ از غزلیات حافظ؛ دوش از مسجد سویِ میخانه آمد پیرِ ما

مطلب مشابه: غزل شماره ۹ از غزلیات حافظ | رونق عهد شباب است دگر بُستان را

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.