رباعی شماره ۱۹ از رباعیات خیام / بر چهرۀ گل نسیم نوروز خوش است…

رباعی شماره ۱۹ از رباعیات خیام در این بخش از سایت روزانه برای شما علاقه‌مندان به شعر آماده شده است. رباعیات خیام نه تنها به عنوان یک اثر ادبی ارزشمند شناخته می‌شوند، بلکه به عنوان منبعی برای تفکر فلسفی و اجتماعی نیز اهمیت دارند. این اشعار با عمق فکری و زیبایی‌شناسی خود، همواره مورد توجه خوانندگان و پژوهشگران قرار گرفته‌اند. همچنین رباعی شماره ۲۰ از رباعیات خیام؛ پیش از من و تو لیل و نهاری بوده‌ست… را درسایت روزانه بخوانید.

رباعی شماره ۱۹ از رباعیات خیام / بر چهرۀ گل نسیم نوروز خوش است...

رباعی شماره ۱۹ خیام

بر چهرۀ گل نسیم نوروز خوش است

در صحن چمن روی دل‌افروز خوش است

از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست

خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است

مطلب مشابه: رباعی شماره ۱۸ از رباعیات خیام؛ این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت …

مطلب مشابه: رباعی شماره ۱۷ از رباعیات خیام؛ این کهنه رباط را که عالم نام است …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این رباعی از حکیم عمر خیام نیشابوری، سرشار از نگاه لحظه‌گرا، نشاط‌آمیز و خردمندانهی او به زندگی است. خیام برخلاف برخی شاعران که به آینده یا گذشته می‌اندیشند، روی «حال» و «دم» تکیه دارد. تفسیر بیت‌به‌بیت:

مصراع اول:

«بر چهرهٔ گل، نسیم نوروز خوش است» 

نسیم بهاری که بر رخسارهٔ گل می‌وزد، لذت‌بخش و خوش است. تصویر باغ و گل و نوروز، نماد طراوت و زندگیست. نکته: نوروز در فرهنگ ایرانی، نماد تجدید حیات است، نه نوحه بر مردگان.

مصراع دوم:

«در صحن چمن، روی دل‌افروز خوش است» 

در میان باغ و چمن، دیدن چهرهٔ دلبری که دل را روشن می‌کند، خوش است. «روی دل‌افروز» می‌تواند معشوق زمینی یا نماد هر زیبایی و شادیِ زودگذر باشد.

مصراع سوم:

«از دی که گذشت، هر چه گویی خوش نیست» 

از دیروز (روزهای گذشته) هرچه بگویی، خوش و دلپذیر نیست. گذشته، هرچند شیرین بوده، رفته و بازگشتی ندارد. غمِ آن خوردن فایده‌ای ندارد. خیام نمی‌گوید گذشته بد است، می‌گوید: گفتن از آن و اندوه خوردن خوش نیست.

مصراع چهارم:

«خوش باش و ز دی مگو، که امروز خوش است» 

شاد باش و از روز رفته سخن مگو، زیرا امروز خود خوش و دلپذیر است. این مصراع هستهٔ اصلی تفکر خیام است: غنیمت شمردن اکنون، زندگی در «دم»، نه حسرت دیروز و نه ترس از فردا.

تفسیر کلی رباعی:

خیام دو نگاه متداول را کنار می‌زند:

1. نگاهِ عارفانه (فردا بهشت است، امروز را فدا کن).

2. نگاهِ زاهدانه (دیروز را برای امروز و فردا گریه کن).

به جای این‌ها می‌گوید:

– هستی گذراست مثل نسیم نوروز و چهرهٔ گل.

– از گذشته حرف مزن چون رفته.

– آینده در دست تو نیست.

– تنها چیزی که داری، همین امروز و همین دم است.

– اگر امروز خوش نیست، وظیفهٔ توست که آن را خوش کنی (با معشوق، با می، با نگاه به بهار).

نکته کلیدی:

در فلسفهٔ خیام، «خوش باش» یک دستور اخلاقی نیست، بلکه حاصل ناامیدی از تغییر گذشته و دست‌نیافتنی بودن آینده است. او نمی‌گوید «بی‌خیال شو»، می‌گوید: «تنها راه ممکن زیستن، زیستن در همین لحظه است».

پیوند با دیگر رباعیات خیام:

این رباعی با دو رباعی مشهور او همخوانی کامل دارد:

– «چون ابر به نوروز رخ لاله بشست» (باز هم نوروز و تازگی)

– «در کارگه کوزه‌گری بودم دوش» (تأکید بر گذر عمر و دم غنیمت)

خلاصه به زبان ساده:

«دیروز را فراموش کن، فردا هم معلوم نیست؛ به جای حسرت، از همین نسیم بهاری و روی دلبر لذت ببر. امروز را طوری زندگی کن که انگار هیچ دیروز و فردایی نیست.»

مطلب مشابه: رباعی شماره ۱۵ از رباعیات خیام؛ این کوزه چو من عاشقِ زاری بوده‌ست …

مطلب مشابه: رباعی شماره ۱۴ از رباعیات خیام؛ این بحرِ وجود آمده بیرون ز نَهُفْت …

مطلب مشابه: کلیپ اشعار خیام (ویدیوهای کوتاه رباعیات خیام برای استوری)

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.