معنی ضرب المثل آویزه گوش کردن (با حکایت و انشا مرتبط)

معنی ضرب المثل آویزه گوش کردن در سایت بزرگ و ادبی روزانه برای شما همراهان گرامی آماده شده است. ضرب‌المثل‌ها به ادبیات شفاهی و نوشتاری غنا می‌بخشند و می‌توانند به عنوان ابزارهای سرگرمی و تفریح نیز مورد استفاده قرار گیرند.

معنی ضرب المثل آویزه گوش کردن (با حکایت و انشا مرتبط)

معنی ضرب المثل معروف آویزه گوش کردن

ضرب‌المثل “آویزه گوش کردن” به معنای با دقت گوش دادن به نصایح و تجربه‌های دیگران و استفاده از آن‌ها در زندگی است. این ضرب‌المثل به ما یادآوری می‌کند که باید به تجربه‌ها و نصایح کسانی که از ما بزرگتر یا با تجربه‌تر هستند، توجه کنیم و آن‌ها را فراموش نکنیم.

حکایت این ضرب المثل

روزی روزگاری بازرگانی ثروتمند به نام حاجی احمد در یکی از شهرهای کهن ایرانزمین زندگی میکرد. او پسری داشت به نام کریم که جوانی کمتجربه و عجول بود. حاجی احمد پیش از آنکه سفری طولانی به سرزمین هند برود، سه پند ارزشمند را بر لوحی از عاج نوشت و به پسرش داد و گفت:

«فرزندم، این سه پند را چون گوشواره آویزهٔ گوش کن، تا در هر کاری بهکارت آید. اول: در خشم به دشنام و کار زشت دست مزن. دوم: در سفر، همسفر ناشناس را زودتر از سه روز امین مدار. سوم: هیچگاه راز خود را با خدمتکار خانه در میان مگذار.»

کریم لوح عاج را گرفت و با بیاعتنایی به حاشیهٔ اطاق انداخت. پس از رفتن پدر، کریم بهسبب نادانی، با بازرگانان همسفر شد، اما در میان راه بر سر تقسیم شترها با آنان به خشم آمد و چنان ناسزایی گفت که همسفران از او پراکنده شدند. سپس شخصی ناشناس خود را به او رساند و گفت همسفر وفاداری است، اما پس از دو شب، کریم را نیمهشب تنها گذاشت و بارش را دزدید.

در بازگشت، خدمتکاری که راز گنج پدر را از زبان کریم شنیده بود، خانه را خالی کرد و گریخت. کریم درمانده و پشیمان به مسافرخانهای پناه برد. آنجا لوح عاج را یادش آمد که زیر فرش اطاق پدر افتاده بود. به خانه بازگشت و لوح را پیدا کرد. هر سه پند را خواند و چنان گریست که سنگها به گریه آمدند.

چند ماه بعد، حاجی احمد بازگشت. پسر با چشمانی اشکبار ماجرا را تعریف کرد. پدر آهی کشید و گفت:

«اگر آن سه پند را آویزهٔ گوش خود کرده بودی، نه بارت میرفت، نه همسفرت فریبت میداد، نه خدمتکارت به رازت دست مییافت. ای پسر، تا زندهای، این پندها را چون گوشواره از گوش دل بیاویز.»

از آن روز به بعد در شهر ضربالمثل شد: «فلان پند را آویزهٔ گوش کن»؛ یعنی آن را همیشه یاد داشته باش، چنانکه گوشواره از گوش جدا نمیشود.

مطلب مشابه: معنی ضرب المثل وقت طلاست + انشا و حکایت

مطلب مشابه: معنی ضرب المثل آب را زیر هفت طبقه زمین می بیند + حکایت و انشا

انشا درباره ضرب المثل آویزه گوش کردن

مقدمه:

زبان فارسی پر از تعبیرها و کنایه‌های شیرینی است که هر کدام دریچه‌ای به فرهنگ و خرد نیاکان ما می‌گشاید. یکی از این تعبیرهای زیبا و عمیق، ضربالمثل «آویزهٔ گوش کردن» است. این عبارت مانند نگینی است که بر گوش جان می‌آویزیم تا هر لحظه یادآور نکته‌ای ارزشمند باشد. اما واقعاً چرا باید بعضی سخنان را «آویزهٔ گوش» کنیم؟ و چه فرقی دارد میان شنیدن گذرا و همیشه در گوش داشتن یک پند؟

بدنه:

وقتی می‌گوییم چیزی را آویزهٔ گوش می‌کنیم، یعنی آن را نه فقط می‌شنویم، نه فقط حفظ می‌کنیم، بلکه چنان در جان و رفتارمان ریشه می‌دهیم که گویی جزئی از وجودمان شده است. درست مانند گوشواره‌ای که همیشه بر گوش است و هرگاه به آینه نگاه کنیم، آن را می‌بینیم.

در زندگی من، پدرم همیشه می‌گفت: «هر کاری را با نام خدا آغاز کن و پیش از حرف زدن، سه بار نفس بکش.» این جمله را از کودکی بارها شنیدم. اما در نوجوانی، روزی در مدرسه با دوستم به شدت دعوا کردم و بی‌آنکه نفس بکشم، حرفی زدم که تا مدت‌ها پشیمانی‌اش را کشیدم. آن شب، پدرم با مهربانی گفت: «مگر نگفته بودم این پند را آویزهٔ گوش کنی؟» راست می‌گفت. من شنیده بودم، اما آویزهٔ گوش نکرده بودم. از آن روز به بعد، آن جمله را بر برگه‌ای نوشتم و بالای میز تحریرم چسباندم تا هر روز ببینمش. به تدریج پیش از هر سخنی، مکث کردن عادتم شد. انگار آن پند، از لاله گوشم آویزان بود و مدام به من یادآوری می‌کرد: تامل کن، سپس سخن بگو.

از دیگر پندهایی که سعی کردم آویزهٔ گوش کنم، سخن مادربزرگم است: «هیچ کس را به روی خودت راه نده، مگر آنکه سه بار در سختی امتحانش کرده باشی» و نیز حرف معلم اخلاق مان: «عجله کار شیطان است، آرام قدم بردار تا جهان به استقبالت بیاید.» راستش، همه این پندها را اگر یک بار بشنویم، زود فراموش می‌شوند، اما اگر تصمیم بگیریم آنها را آویزهٔ گوش کنیم، هر روز در موقعیت‌های مختلف، ناخودآگاه یادمان می‌آید و رفتارمان را اصلاح می‌کند.

نتیجه‌گیری:

«آویزهٔ گوش کردن» فقط یک کنایه نیست؛ سبک زندگی است. در دنیای پرشتاب امروز که هر روز با صدها نصیحت و توصیه روبرو می‌شویم، هنر آن است که ارزشمندترین پندها را برگزینیم و چنان در دلمان جا دهیم که گویی گوشواره‌ای همیشگی بر گوش جانمان آویخته‌اند. کاش همیشه این جرأت را داشته باشیم که از تجربه‌های دیگران بیاموزیم و پندهای بزرگان را نه فقط بشنویم، که آویزهٔ گوش کنیم؛ چرا که خردمندان راست گفته‌اند:

«سخن شنیدن و در گوش جان نهادن، هنر است. آن گوش که پند در آن نماند، گوش نیست، غربال است.»

مطلب مشابه: معنی ضرب المثل جنگ زرگری راه انداختن (حکایت + انشا)

مطلب مشابه: معنی ضرب المثل پیش غازی و معلق‌بازی (کاربرد، ریشه و شکل دیگر)

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.