غزل شماره ۴ از غزلیات شهریار (سنین عمر به هفتاد می‌رسد ما را)

غزل شماره ۴ از غزلیات شهریار را در این بخش از سایت ادبی روزانه برای شما قرار داده‌ایم. این شعر زیبا به همراه معنی ساده و افسیر عمیق است. پس اگر به آثار استاد شهریار علاقه دارید، در ادامه همراه ما باشید.

غزل شماره ۴ از غزلیات شهریار (سنین عمر به هفتاد می‌رسد ما را)

غزل شماره ۴

سنین عمر به هفتاد می‌رسد ما را

خدای من که به فریاد می‌رسد ما را

سرِ دوراهی تودیع جسم و جان، دارد

اجل به موعد و میعاد می‌رسد ما را

گرفتم آنکه جهانی به یاد ما بودند

دگر چه فایده از یاد می‌رسد ما را

حدیث قصه سهراب و نوشداروی او

فسانه نیست کز اجداد می‌رسد ما را

اگر که دجله پر از قایق نجات شود

پس از خرابی بغداد می‌رسد ما را

به چاه گور دگر منعکس شود فریاد

چه جای داد که بیداد می‌رسد ما را

چو ما به داد کسی در حیات خود نرسیم

کجا به گوش کسی داد می‌رسد ما را

چو نیک و بد به موازین عدل می‌سنجند

همان تفاوت مازاد می‌رسد ما را

اِرم چه حاصل و ذات‌العماد، کآخر کار

همان نصیبهٔ شدّاد می‌رسد ما را

ولی گر از قفس خاکدان پریدن بود

کجا به گردِ طلب، باد می‌رسد ما را

به چاه ویل اگر جان ما نه زندانی

فضای خُرَّم و آزاد می‌رسد ما را

اگر صواعق دوزخ نه در کمین بودند

حدائقِ گُل و شمشاد می‌رسد ما را

بلی اگر علی‌آبادِ ما خراب نبود

نجاتی از نجف‌آباد می‌رسد ما را

تو شهریار علی گو که در کشاکش حشر

علی و آل به امداد می‌رسد ما را

مطلب مشابه: غزل شماره ۳ از غزلیات شهریار / به چشمک این همه مژگان به هم مزن یارا

معنی ساده و تفسیر این شعر

معنی ساده و تفسیر این شعر

این شعر از شاعر بزرگ ایرانی، شهریار، به بررسی موضوعاتی مانند زندگی، مرگ، یاد و خاطره، و عدالت می‌پردازد. در ادامه، به زبان ساده و با توضیحات مناسب، مفاهیم اصلی آن را شرح می‌دهم:

سنین عمر و فریاد خدا:

شاعر به سن خود اشاره می‌کند که به هفتاد سالگی نزدیک می‌شود و از خدا می‌خواهد که به کمک او بیاید. این نشان‌دهنده نگرانی او درباره گذر زمان و نزدیک شدن به پایان عمر است.

اجل و موعد:

در اینجا شاعر به مرگ اشاره می‌کند که در هر لحظه ممکن است سر برسد. او در دوراهی جدایی از جسم و جان قرار دارد و این موضوع او را نگران کرده است.

یاد دیگران:

شاعر به یاد کسانی که در گذشته بودند اشاره می‌کند و می‌گوید که یاد آن‌ها برایش فایده‌ای ندارد. این نشان می‌دهد که او احساس تنهایی و بی‌فایده بودن یادها را دارد.

داستان سهراب:

اشاره به داستان سهراب و نوشدارو نشان‌دهنده این است که برخی داستان‌ها و افسانه‌ها از نسل‌های گذشته به ما رسیده‌اند و هنوز هم معانی عمیقی دارند.

خرابی بغداد:

شاعر به این نکته اشاره می‌کند که حتی اگر رود دجله پر از قایق‌های نجات شود، بعد از خرابی بغداد هم هیچ فایده‌ای ندارد. این نمادی از نابودی و بی‌توجهی به گذشته است.

فریاد در چاه گور:

فریاد انسان‌ها در هنگام مرگ به جایی نمی‌رسد و هیچ دادخواهی وجود ندارد. این بیانگر احساس ناامیدی و بی‌پناهی اوست.

عدالت:

شاعر به عدالت اشاره می‌کند و می‌گوید که نیک و بد بر اساس معیارهای عدالت سنجیده می‌شوند. این به معنای این است که در نهایت همه چیز به عدالت برمی‌گردد.

نصیبه‌ها و سرنوشت:

شاعر به سرنوشت افراد اشاره می‌کند و می‌گوید که در نهایت، آنچه برای ما مقدر شده، به ما خواهد رسید.

آزادی روح:

اگر روح از قفس جسم آزاد شود، به جای آنکه در چاه ویل زندانی شود، به فضایی آزاد می‌رسد.

جهنم و بهشت:

شاعر به وجود عذاب‌های جهنم اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر این عذاب‌ها وجود نداشت، انسان‌ها به باغ‌های گل و زیبایی دسترسی پیدا می‌کردند.

خرابی علی‌آباد:

شاعر به وضعیت بد علی‌آباد اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر این مکان خراب نبود، نجاتی برای او وجود داشت.

دعوت از شهریار علی:

در پایان، شاعر از شهریار علی (علی ابن ابی‌طالب) درخواست کمک می‌کند و امیدوار است که او و خاندانش در روز قیامت به یاری او بیایند.

در کل، شعر به تأمل درباره زندگی، مرگ، یاد دیگران، عدالت، و امید به کمک الهی پرداخته است. شاعر در تلاش است تا معنای عمیق‌تری از زندگی را کشف کند و با احساسات خود نسبت به آن روبرو شود.

مطلب مشابه: غزل شماره ۲ از غزلیات شهریار؛ علی ای همای رحمت، تو چه آیتی خدا را

مطلب مشابه: غزل شماره 1 از غزلیات شهریار با معنی ساده و مفهوم این غزل

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.