اشعار رحلت پیامبر (ص) با مجموعه شعر غم انگیز سوزناک

رحلت پیامبر اکرم حضرت محمد (ص) از مهمترین مناسبتهای سوگواری در پایان ماه صفر است و اشعار آیینی این روز، از مرثیههای کوتاه و مناسب استوری تا شعرهای بلند برای روضه، دکلمه و مراسم مذهبی را در بر میگیرد. در این مجموعه تلاش کردهایم شعرهای موجود در روزانه را حفظ کنیم و با استفاده از منابع شعری تکمیلی، بخشهای بیشتری به آن بیفزاییم تا انتخاب شعر برای ۲۸ صفر آسانتر شود.
اگر علاوه بر شعر به جملات کوتاه، عکسنوشته و پیام آماده برای شبکههای اجتماعی نیاز دارید، مجموعه متن تسلیت رحلت پیامبر (ص) میتواند مکمل این صفحه باشد. در ادامه، شعرها بر اساس کوتاه یا بلند بودن و فضای مرثیهای دستهبندی شدهاند تا بتوانید سریعتر متن مناسب خود را پیدا و کپی کنید.
فهرست مطالب
شعرهای کوتاه و سوزناک رحلت پیامبر اکرم (ص)
این بخش برای کسانی مناسب است که شعرهای کوتاهتر برای استوری، کپشن، پیام تسلیت یا آغاز یک متن سوگواری میخواهند. هر شعر در یک کادر نقلقول جداگانه قرار گرفته تا کپی کردن آن راحت باشد.
باور کنید قامت حیدر خمیده است
رنگ از عذار حضرت زهرا پریده است
باور کنید بغض حسن مانده در گلو
خونِ دل حسین به صورت چکیده است
خورشید، رنگ باخته و روز، چون شب است
یک کربلا غـم است که در قلب زینب است
ای امت رسول، قیامت به پا کنید
لبریز، جام دیده ز اشک عزا کنید
در ماتم پیمبر و تنهایی علی
باید برای حضرت زهرا دعا کنید
داغ پیغمبر است و بلاییست بس عظیم
حیدر غــریب گشتـه و زهـرا شده یتیم
ختم رسل به سوی جنان میکند سفر
جان جهانیان ز جهان میکند سفر
ریزید خون ز دیده که در آخر صفر
کز پیکر وجود، روان میکند سفر
دریای اشک، ملک خداوند سرمد است
بــاور کنیــد روز عــزای محمّد است
جان جهان ز پیکر هستی جدا شده
خاموش، شمع محفل نورالهدی شده
ملک خداست غرق در اندوه و اضطراب
واویلتا عزای رسول خدا شده
عالم ز دود فتنه سیهپوش میشود
حقّ علـی و آل، فـراموش میشود

مطالب مرتبط: شعر در مورد حضرت محمد (ص)؛ اشعار عاشقانه و عرفانی برای پیامبر اسلام
اشعار ویژه رحلت پیامبر و سوگ مدینه
در این قسمت چند مرثیه کوتاهتر با فضای سوگ مدینه، اهلبیت و اندوه پس از رحلت رسول خدا آمده است. این شعرها برای دکلمه، متن مراسم یا استفاده میان بخشهای یک مداحی مناسباند.
سوگ رسول یا که غم بینهایت است
یا نقشۀ شکستن رکن هدایت است
تیغ سقیفه گشته حمایل به دست خصم
او را هوای حمله به بیت ولایت است
امت پس از نبـی ره طغیان گرفتهاند
با دست فتنه دامن شیطان گرفتهاند
پیغمبری که دست دو عالم به دامنش
با آن که آب غسل نخشکیده بر تنش
آزرد باغ لالهاش از نیش خارها
دیدند حملههای خزان را به گلشنش
اجر رسالتش چه قَدَر ظالمانه بود
بـر دست دخترش اثر تازیانه بود
مردم درِ سرای علی را نمیزنند
جز با لگد به بیت ولا پا نمیزنند
سلمان کجاست؟ بوذر و عمار کو؟ چرا
اینان سری به حجره زهرا نمیزنند
دیگر مدینه داده ز کف شور و حال را
کس نشنـود صــدای اذان بــلال را
ای آسمان بگرد و دل از غصه چاک کن
خود را نهان چو جسم پیمبر به خاک کن
دستی برون ز خاک کن ای ختم انبیا
اشک غم حسین و حسن را تو پاک کن
بیتو جهـان دچـار بلایی عظیم شد
بردار سر ز خاک! که زینب یتیم شد
افتاده پشت سر همه آیات ذوالجلال
قرآن چو حرمت نبوی گشته پایمال
اجر نبی به کشتن زهرا ادا شود
زهرا زند به پشت درِ خانه بالبال
حامی دین و یار ولی کیست؟ فاطمه
اول شهیـد راه علـی کیست؟ فاطمه
یارب! به اشک چشم علی، خون فاطمه
آن فاطمه که عرش خدا راست قائمه
بیش از هزارسال، شب و روز و ماه و سال
دارد به این دعا همه شب شیعه زمزمه
با تیغ مهدیاش دل ما را صفا بده
بـر سینـه شکستـه زهـرا شفا بده
اسلام، سرشکسته اعدا نمیشود
مهر علی برون ز دل ما نمیشود
درمان زخم سینه مجروح اهلبیت
جز با ظهور مهدی زهرا نمیشود
«میثم» هماره باشدش این ذکر بر زبان
عجّــل علـی ظهـورک یا صاحبالزمان

برای روزهای پایانی صفر: اشعار امام حسن مجتبی (ع)؛ مجموعه شعر در وصف و سوگ امام دوم
شعر «ملک الموت مزن شعله به زخم جگرم»
این مرثیه از زاویه گفتوگوی دختر با پدر روایت میشود و به همین دلیل حالوهوای روایی و عاطفی پررنگی دارد. برای دکلمههای مناسبتی یا بخش آرام روضه، انتخاب مناسبی است.
ملک الموت مزن شعله به زخم جگرم
وای من گر تو مدارا نکنی با پدرم
صبر کن سیر ببینم رخ بابایم را
چه کنم سدّ نگاهم شده اشک بصرم
قسمت این بود که بالای سرش بنشینم
چشم بگشایم و جان دادن او را نگرم
وقت جان دادن خود گفت: مقدر این است
دو مه و نیم دگر فاطمه را هم ببرم
ای پدر! مادر مظلومه من یار تو بود
من پس از رفتن تو جان علی را سپرم
با تن خسته و بازوی کبود از مسجد
قول دادم که علی را به سوی خانه برم
دست از دامن حیدر نکشم یک لحظه
گر بریزند همه اهل مدینه به سرم
قسمت این بود که بعد از تو بمانم بابا
تا که با دادن جان، جان علی را بخرم
به فدای سر یک موی علی باد پدر
گر میان در و دیوار دهد جان، پسرم
جگرت سوخت به هر بیت که گفتی «میثم»
اجر این سوختنت با احدِ دادگرم
شاعر: حاج غلامرضا سازگار
شعر بلند ۲۸ صفر؛ «گفتم که عمر ماه صفر رو به آخر است»
این شعر بلند در چهار بند تنظیم شده و بهدلیل ساختار مرحلهای آن، برای اجرای کامل در مراسم یا انتخاب چند بند مشخص برای مداحی کاربرد دارد. برای خوانایی بهتر، هر بند جداگانه آمده است.
بند اول
گفتم که عمر ماه صفر رو به آخر است
دیدم شروع محشر کبرای دیگر است
گردون شده سیاه و فضا پر زدود و آه
تاریک تر ز عرصه ی تاریک محشر است
گرد ملال بر رخ اسلام و مسلمین
اشک عزا به دیده ی زهرای اطهر است
گفتم چه روی داده که زهرا زند به سر
دیدم که روز، روز عزای پیمبر است
پایان عمر سید و مولای کائنات
آغاز دور غربت زهرا و حیدر است
قرآن غریب و فاطمه از آن غریب تر
اسلام را سیاه به تن، خاک بر سر است
روی حسین مانده به دیوار بی کسی
چشم حسن به اشک دو چشم برادر است
ای دل بیا گریه ی زینب نظاره کن
مانند پیرهن جگر خویش پاره کن
بند دوم
زهرا به خانه و ملک الموت پشت در
از بهر قبض روح شریف پیامبر
از هیچ کس نکرده طلب اذن و ای عجب
بی اذن فاطمه ننهد پای پیش تر
با آن که بود داغ پدر سخت، فاطمه
در باز کرد و اشک فرو ریخت از بصر
یک چشم او به سوی اجل چشم دیگرش
محو نگاه آخر خود بود بر پدر
اشک حسن چکیده به رخسار مصطفی
روی حسین بر روی قلب پیامبر
دیگر نداشت جان که کند هر دو را سوار
بر روی دوش خویش به هر کوی و هر گذر
زد بوسه ها به حلق حسین و لب حسن
از جان و دل گرفت چو جان هر دو را به بر
هر لحظه یاد کرد به افسوس و اشک و آه
گاهی ز طشت و گاه ز گودال قتلگاه
بند سوم
پیغمبری که دید ستم های بی شمار
از کس نخواست اجر رسالت به روزگار
چون ارتحال یافت خلایق شدند جمع
تا هدیه ای دهند به زهرای داغدار
گویا نداشت شهر مدینه درخت گل
کآن را کنند در قدم فاطمه نثار
بر دوش بار هیزمشان جای دسته گل
رنگ شرارت از رخشان بود آشکار
بابی که بود زائر آن سید رسل
آتش زدند عاقبت آن قوم نا به کار
بر روی دست و سینه ی آن بضعه ی الرسول
تقدیم شد سه لوحه به عنوان افتخار
سیلی و تازیانه و ضرب غلاف تیغ
ای دل بگیر آتش و ای دیده خون ببار
آید صدای فاطمه از پشت در به گوش
تا صبح روز حشر مباد این صدا خموش
بند چهارم
دردا که بعد فاطمه روز حسن رسید
روز ملال و غصه و رنج و محن رسید
از زهر همسرش جگرش پاره پاره شد
بس تیرها که لحظه ی دفنش به تن رسد
بعد از حسن به نیزه عیان شد سر حسین
بیش از هزار زخم ورا بر بدن رسید
بر پیکری که بود پر از بوسه ی رسول
از گرد و خاک و نیزه شکسته کفن رسید
از جامه های یوسف کرببلا فقط
بر زینب ستم زده یک پیرهن رسید
پاداش آن نصایح زیبا از آن گروه
تیرش درون سینه، سنان بر دهن رسید
«میثم» بگو به فاطمه زآن خیمه ها که سوخت
یک کربلا شراره ی آتش به من رسید
مرثیه خوان خامس آل عبا منم
در خیمه های سوخته اش سوخت دامنم
شاعر: حاج غلام رضا سازگار

شعر «مُلک وجود غرق در اندوه و در عزاست»
این مرثیه با تصویری گسترده از سوگ مدینه آغاز میشود و سپس اندوه رحلت پیامبر را به غربت اهلبیت پیوند میدهد. وزن و ساختار منظم آن باعث شده برای خوانش آیینی و مداحی نیز مناسب باشد.
مُلک وجود غرق در اندوه و در عزاست
آغاز صبح غربت زهرا و مرتضاست
قرآن عزا گرفته و عترت شده غریب
شهر مدینه را به جگر، داغ مصطفاست
خون گریه کن مدینه! کز این ماتم عظیم
گر آسمان خراب شود بر سرت رواست
گشتند انبیا همه چون فاطمه یتیم
زیرا عزای قافله سالار انبیاست
خلقت چه لایق است که صاحب عزا شود
عالم عزا گرفته و صاحب عزا خداست
اهل ولا، به هوش، که با رحلت نبی
شهر مدینه یکسره آبستن بلاست
قومی برای غصب خلافت شدند جمع
یا لَلعَجَب! وصی پیمبر، علی، کجاست
دار الولا محاصره، زهراست پشت در
دود و شراره بر فلک از بیت کبریاست
آتش زدن به خانه ریحانه رسول
پاداش رنج های شب و روز مصطفاست
آزردن بتول پس از رحلت رسول
باللَّه قسم شروع جنایات کربلاست
از لحظه ای که غصب خلافت شد از علی
تا حشر حقّ آل محمد به زیر پاست
هر روز راس شاه شهیدان به روی نِی
هر شب صدای ناله زهرا به گوش ماست
«میثم»! قسم به میثمِ آزاده علی
آزادگی ولایت سلطان اولیاست
شاعر: حاج غلامرضا سازگار
شعر «شبی که نور زلال تو در جهان گم شد»
فضای این شعر بیشتر ادبی و تصویری است؛ آسمان، سپیده، ستاره، بهار و باغ در آن به نشانههای سوگ تبدیل میشوند. برای دکلمه و متنهای ادبی ۲۸ صفر، این شعر حالوهوای متفاوتی نسبت به مرثیههای روایی دارد.
شبی که نور زلال تو در جهان گم شد
سپیده جامه سیه کرد و ناگهان گم شد
ستاره خون شد و از چشم آسمان افتاد
فلک ز جلوه فرو ماند و کهکشان گم شد
به باغ سبز فلک، مهر و ماه پژمردند
زمین به سر زد و لبخند آسمان گم شد
دوباره شب شد و در ازدحام تاریکی
صدای روشن خورشید مهربان گم شد
پس از تـو، پرسش رفتن بدون پاسخ ماند
به ذهن جاده، تکاپوی کاروان گم شد
بهار، صید خزان گشت و باغ گل پژمرد
شبی که خنده ی شیرین باغبان گم شد
ترانه از لب معصوم «یاکریم» افتاد
نسیم معجزه گل، ز بوستان گم شد
شکست قلب صبور فرشتگان از غم
شبی که قبـله ی توحید عاشقان گم شد
رسید حضرت روح الامین و بر سر زد
کشید صیحه ز دل، گفت: بوی جان گم شد
نشست بغض خدا در گلوی ابراهـیم
شبی که کعبه ی جان، قبله ی جهان گم شد
غرور کعبه از این داغ ناگهان پاشید
نماز و قبله و سجاده و اذان گم شد
«ستاره ای بدرخشید و…»، تسلیت ای عشق!
ز چشم زخم شب فتنه، ناگهان گم شد
به عزم وصف تو دل تا که از میان برخاست
قلم به واژه فرو رفت و ناگهان گم شد
به هفت شهر جمال تو ای دلیل عشق!
شبیه حضرت عطار، می توان گم شد
به زیر تیغ غمت، در گلوی مجنونم
ز شوق وصل تو، فریاد «الامان» گم شد
از آن دمی که دلم خوش نشین داغت شد
به مرگ خنده زد و از غم جهان گم شد
شاعر: رضا اسماعیلی
مناسب برای تکمیل برنامه ۲۸ صفر: متن و اشعار شهادت امام رضا (ع)
شعر «مرو رسول خدا بر دلم قدم مگذار»
این شعر لحن خطاب مستقیم دارد و با تکرار «مرو» حس وداع را پررنگ میکند. برای دکلمههای احساسی یا بخش پایانی یک مجلس سوگواری میتواند انتخاب مناسبی باشد.
مرو رسول خدا بر دلم قدم مگذار
مرو و دختر خود را به دست غم مسپار
مرو که بعد تو این شهر جای ماندن نیست
مرو که بی تو دگر نیست بخت با من یار
مرو که بی تو به این شهر اعتمادی نیست
علی غریبه شود با مهاجر و انصار
مرو که بی تو عوض می شود مدینه تو
مرو که رحم ندارند این در و دیوار
بیا و حداقل قبل رفتنت بنما
سفارش من و جسم مرا به این مسمار
کنار بستر تو یاد مادر افتادم
یتیم گشتن من باز می شود تکرار
به وقت دیدن بغض حسین و اشک حسن
تمام غصه دنیاست بر سرم آوار
شاعر: مهدی مقیمی
شعر «اسلام، تا پیمبر اعظم رسیدن است»
این مرثیه از رحلت پیامبر آغاز میشود و با روایتی پیوسته به رخدادهای پس از آن و مصائب اهلبیت میرسد. بهدلیل طول بیشتر و پیوستگی موضوعی، برای خواندن در مراسم مناسبتر از استفاده بهعنوان کپشن کوتاه است.
اسلام، تا پیمبر اعظم رسیدن است
بعد از رسول بار ولایت کشیدن است
بعد از نبی، هنوز تنش مانده بر زمین
نوبت به آه و ناله زهرا شنیدن است
بِاللَّه قسم که باورمان شد پس از نبی
لب بستن و نشستن و غربت چشیدن است
اینها کلام آخرِ آقاست با علی
تنها ره امام به خلوت خزیدن است
اهل نفاق بر حَرَمت حمله می برند
وز دربِ خانه شعله به هر سو کشیدن است
وقتی که دست قدرتِ تو بسته می شود
تکلیف فاطمه پیِ مولا دویدن است
آری سکوتِ تو وَ فریاد فاطمه
تنها رهِ به دادِ ولایت رسیدن است
سیلی اگر زدند به زهرا، صبور باش
روی کبودِ او سندِ ظلم، دیدن است
مردم دوباره جاهلیت را رقم زنند
یعنی مسیرشان ز علی دل بریدن است
حقِّ تو را سقیفه گَران، غصب می کنند
باطل هماره در پی مَسنَد گزیدن است
شورائیان به محضِ رسیدن به قصدِ خود
انکار می کنند،که این حق ندیدن است
اول فداییِ رهتان محسنِ شماست
رسمِ ستم، ز شاخه گُل، غنچه چیدن است
خانه نشینیِ تو، به محرابِ خون کِشد
سهمِ حسن ز زهرِ جفا، سرکشیدن است
بعد از حسن، که پاره جگر، کشته می شود
سهمِ حسینِ من به خدا، سر بریدن است
جز راه قتلگاه دگر راه چاره نیست
یعنی نصیب زینب من قد خمیدن است
شاعر: محمود ژولیده

شعر بلند رحلت پیامبر اکرم؛ «ای محمد ای رسول بهترین کردارها»
یکی از بلندترین شعرهای این مجموعه، با مدح شخصیت پیامبر آغاز میشود و سپس به فضای سوگ و وداع میرسد. وجود ابیات مدحی در آغاز، آن را برای دکلمهای که از توصیف مقام پیامبر به مرثیه میرسد مناسب کرده است.
ای محمد (ص) ای رسول بهترین کردارها
حسن خلقت شهره در اخلاقها، رفتارها
در بیانت بند می آید زبان ناطقان
قامت مدحت کجا و خلعت گفتارها
بال رفتن تا حریمت را ندارد این قلم
قاب قوسینت کجا و مرغک پندارها
طفل ابجد خوان تو سلمان سیصد ساله است
استوار مکتب ایثار تو عمارها
تا نفس داریم و تا خورشید می تابد به خاک
دل به عشق بی زوالت می کند اقرارها
پای بوسی تو عزت داده ما را اینچنین
گل نباشد کس نمی آید سراغ خارها
کی رود از خاطرتم یادت که در روز ازل
کنده اند اسم تو را بر سنگ دل حجارها
داغ تو در سینه ی ما هست چون خاک تواییم
لاله کی روییده در آغوش شوره زارها
گل که منسوب تو گردد رنگ و بویش می دهند
شاهد حرفم گلاب و شیشه ی عطارها
وقت رزمت آنچنانی که میان کارزار
رو به تو آرند وقت خستگی کرارها
ای که با خون دلت پرورده ایی اسلام را
چشم واکن که نهالت داده اکنون بارها
سنگ می خوردی و می گفتی که ایمان آورید
کس ندیده از رسولی اینچنین ایثارها
با عیادت از کسی که بارها آزرده ات
روح ایمان را دمیدی بر دل بیمارها
خم به ابرویت نیاوردی در این بیست و سه سال
بر سرت گرچه بلا بارید چون رگبارها
رفتی و داغ تو پشت دین رحمت را شکست
جان به لب شد از غمت، شهرت مدینه، بارها
تا که چشمت بسته شده ای قافله سالار عشق
رم نمودند عده ای و پاره شد افسارها
آنقدر گویم پس از تو میخ در هم خون گریست
ناله ها برخواست بعدت از در و دیوارها
(محسن عرب خالقی)
شعر «از سوز تب توانی به پیکر نداشتی»
این شعر با تمرکز بر روزهای پایانی زندگی پیامبر و اندوه حضرت فاطمه (س) نوشته شده و لحن آن بیشتر روضهای و روایی است.
از سوزِ تب توانی به پیکر نداشتی
فکری به غیر فاطمه در سر نداشتی
یادِ خدیجه می کنی و آه می کشی
یعنی که تاب دوریِ همسر نداشتی
بعد از غدیر و توطئه هایِ منافقین
دلشوره جز غریبی حیدر نداشتی
می خواستی سفارش حقِ علی کنی
امّا چه فایده که تو یاور نداشتی
عمری برای این که هدایت شوند خلق
در سینه غیر یک دلِ مضطر نداشتی
وقتی صدایِ فاطمه آمد که سوختم
در عرش می شنیدی و باور نداشتی
رفتی از این دیار وَ اِلّا به یک نفس
تابِ صدایِ نالۀ دختر نداشتی
مسمار داغ بود و لب از سینه بر نداشت
آنجا مگر بهشت مُعطّر نداشتی
پنجاه سالِ بعد مشخص شود چرا
از روی سینه جسمِ حسین بر نداشتی
وقتی عدو محاسن او را گرفته بود
ز ره رسیدی عمّامه بر سر نداشتی
زینب نیابتاً ز تو بوسید آن گلو
زیرا که تابِ بوسه حنجر نداشتی
(قاسم نعمتی)
مطالعه بیشتر: اشعار میلاد پیامبر اکرم (ص)؛ مجموعه شعر برای ولادت حضرت محمد
شعر «در ماتم فراق پدر گریه میکنم»
این شعر با تکرار «گریه میکنم» ریتم سوگوارانه مشخصی دارد و برای دکلمه و متنهای کوتاه عزاداری مناسب است. نسخه تکراری موجود در متن قبلی حذف شده تا یک شعر دوبار در صفحه نمایش داده نشود.
در ماتم فراق پدر گریه می کنم
همراه شمس و نجم و قمر گریه می کنم
شب ها و روزها ز غمش مویه می کنم
تا آخرین توان بصر گریه می کنم
خواب شبانه از سر زهرا پریده است
مانند شمع تا به سحر گریه می کنم
داغی عظیم دیده ام ای مردمان شهر
با لحن جانگدازی اگر گریه می کنم
پیغمبر طوایف اهل بکاء شدم
قدر تمام اشک بشر گریه می کنم
خشکد اگر که چشمه ی اشکم دوباره من
با دیده های سرخ جگر گریه می کنم

شعر «دخترم گریه تو پشت مرا میشکند»
این مرثیه نیز گفتوگومحور است و از زاویهای عاطفی به وداع پدر و دختر میپردازد. ساختار خطی و تصویرهای واضح آن باعث میشود برای اجرای روضه یا خوانش آرام مناسب باشد.
دخترم گریه ی تو پشت مرا می شکند
بیش از این گریه نکن قلب خدا می شکند
رحم کن بر دل خود آب شدی از گریه
بغض سر بسته از این حال و هوا می شکند
تا که نشکسته قدت راه برو در بر من
که پس از رفتن من دیده بلا می شکند
باز بوسیدم از این دست که زد شانه مرا
حیف یک روز کسی دست تو را می شکند
تو سیه پوش من و شهر به همدردی تو
حرمت شیر خدا را همه جا می شکند
کودکانت همه در پشت سرت می لرزند
که در خانه به یک ضربه ی پا می شکند
می دوی پشت علی تا که رهایش نکنی
ضربه ای می رسد و آینه را می شکند
بس که دنبال علی روی زمین می افتی
دل جدا سینه جدا شانه جدا می شکند
برای استوری، دکلمه یا مداحی کدام شعر را انتخاب کنیم؟
اگر هدفتان انتشار در شبکههای اجتماعی است، شعرهای ۴ تا ۸ بیتی ابتدای صفحه خواناترند و فضای کمتری میگیرند. برای دکلمه، شعرهای «شبی که نور زلال تو در جهان گم شد» و «مرو رسول خدا…» تصویرپردازی و لحن روایی خوبی دارند. برای مراسم و مداحی، شعرهای بلند «گفتم که عمر ماه صفر…» و «اسلام، تا پیمبر اعظم رسیدن است» بهدلیل پیوستگی و تعداد ابیات بیشتر مناسبترند.
اگر قصد دارید کنار شعر، متن کوتاه تسلیت یا عکسنوشته هم منتشر کنید، صفحه جملات و عکسنوشته رحلت پیامبر انتخابهای بیشتری در اختیارتان میگذارد. همچنین برای مناسبت همزمان ۲۸ صفر، میتوانید از مجموعه اشعار امام حسن مجتبی (ع) استفاده کنید.
سوالات متداول درباره اشعار رحلت پیامبر
برای استوری رحلت پیامبر چه شعری مناسبتر است؟
شعرهای کوتاه ۴ تا ۸ بیتی ابتدای مطلب برای استوری و کپشن مناسبترند؛ چون بدون بریدن بخش زیادی از شعر قابل استفاده هستند.
برای ۲۸ صفر چه شعر بلندی پیشنهاد میشود؟
شعر «گفتم که عمر ماه صفر رو به آخر است» بهصورت چندبندی و شعر «اسلام، تا پیمبر اعظم رسیدن است» برای اجرای بلندتر و مراسم مناسباند.
شعر «ملک الموت مزن شعله به زخم جگرم» از کیست؟
در منبع استفادهشده برای تکمیل این صفحه، این شعر به حاج غلامرضا سازگار نسبت داده شده است.
شعر «مُلک وجود غرق در اندوه و در عزاست» از کیست؟
در منبع تکمیلی این مجموعه، شاعر این مرثیه حاج غلامرضا سازگار معرفی شده است.
شعر «شبی که نور زلال تو در جهان گم شد» از کیست؟
در منبع تکمیلی، این شعر با نام رضا اسماعیلی آمده است.
شعر «مرو رسول خدا بر دلم قدم مگذار» از کیست؟
در منبع تکمیلی، این شعر به مهدی مقیمی نسبت داده شده است.
شعر «اسلام، تا پیمبر اعظم رسیدن است» از کیست؟
در منبع تکمیلی، این مرثیه با نام محمود ژولیده درج شده است.
آیا میتوان این شعرها را برای کپشن و پیام تسلیت استفاده کرد؟
بله؛ شعرهای کوتاه برای کپشن و پیام مناسبترند و از شعرهای بلند نیز میتوان یک بند کامل و مستقل انتخاب کرد.
چرا بعضی شعرها به صورت کادر نقلقول آمدهاند؟
چون متن اصلی صفحه شعر است و قرار گرفتن هر شعر در Quote باعث میشود مرز شعرها مشخص باشد و استفاده و کپی آنها آسانتر شود.
آیا شعرهای تکراری در نسخه جدید نگه داشته شدهاند؟
خیر؛ شعر کاملاً تکراری «در ماتم فراق پدر گریه میکنم» که در نسخه قبلی دوبار با تفاوت جزئی نگارشی آمده بود، یکبار نگه داشته شده است.










