اسم خدا در بیش از ۱۲۰ زبان مختلف دنیا؛ معنی، تلفظ و تفاوت واژهها

واژهای که در فارسی «خدا» میگوییم، در زبانهای جهان شکلهای بسیار متفاوتی دارد؛ از God در انگلیسی و Dieu در فرانسوی گرفته تا الله در عربی، خودو در تاجیکی، Tanrı در ترکی، 上帝 در چینی و 神 در ژاپنی. با این حال، همه این واژهها دقیقاً یک مفهوم واحد ندارند. بعضی به «خدای یگانه» اشاره میکنند، بعضی واژهای عمومی برای «خدا یا موجود الهی» هستند و برخی در فرهنگ بومی میتوانند «روح، نیروی مقدس یا موجود فراطبیعی» را هم دربر بگیرند.
در این مقاله، نام یا معادل رایج خدا در بیش از ۱۲۰ زبان را همراه با خوانش تقریبی آوردهایم و در ادامه تفاوت میان واژههایی مانند «خدا»، «الله»، «إله»، «God»، «Deus»، «Bog»، «Kami» و «Shangdi» را توضیح میدهیم. هدف این فهرست ارائه یک راهنمای زبانی و فرهنگی است، نه یکسان دانستن باورهای دینی فرهنگهای مختلف.
خلاصه سریع: انگلیسی God، عربی الله یا إله، فرانسوی Dieu، آلمانی Gott، اسپانیایی Dios، ایتالیایی Dio، روسی Бог، ترکی Tanrı، هندی ईश्वर / भगवान، چینی 上帝 / 神، ژاپنی 神 و کرهای 하나님 / 하느님 است.
فهرست موضوعات این مطلب
یک نکته مهم: «اسم خدا» همیشه ترجمه تحتاللفظی نیست
در ترجمه واژههای دینی، زمینه اهمیت زیادی دارد. برای نمونه، در انگلیسی میان god به معنای یک خدا یا موجود الهی و God بهعنوان اشاره به خدای یگانه در سنتهای توحیدی تفاوت نوشتاری وجود دارد. در عربی، إله واژهای عمومی برای «معبود» است، در حالی که الله نام و عنوان رایج خدای یگانه است. در ژاپنی نیز 神 (kami) فقط معادل ساده God نیست و میتواند برای انواع موجودات و نیروهای مقدس در سنت شینتو به کار رود.
به همین دلیل، جدولهای زیر را باید «معادلهای رایج» دانست، نه اینکه تصور کنیم همه واژهها در همه فرهنگها بار معنایی یکسانی دارند. برای دیدن کاربرد واژه «الله» و نام خدا در آیات و احادیث، مطلب آیات و احادیث ماه رمضان و کاربرد نام الله در روزانه نمونه مرتبطتری است.
اسم خدا به زبانهای اروپایی
در بسیاری از زبانهای اروپایی میتوان چند خانواده واژگانی مشخص دید. زبانهای رومی شکلهایی نزدیک به لاتین Deus دارند، زبانهای ژرمنی شکلهایی مانند God، Gott و Gud را حفظ کردهاند و در شمار زیادی از زبانهای اسلاوی شکلهایی از Bog/Boh/Bóg دیده میشود.
| زبان | واژه رایج | خوانش تقریبی |
|---|---|---|
| انگلیسی | God | گاد |
| آلبانیایی | Zot | زوت |
| ارمنی | Աստված | آستواتس / Astvats |
| باسکی | Jainko | خاینکو / Jainko |
| بلاروسی | Бог | بوه / Boh |
| بوسنیایی | Bog | بوگ |
| بلغاری | Бог | بوگ |
| برتون | Doue | دوئه |
| کاتالان | Déu | دِئو |
| کُرسی | Diu | دیو |
| کرواتی | Bog | بوگ |
| چکی | Bůh | بوخ |
| دانمارکی | Gud | گود |
| هلندی | God | خود / گاد |
| استونیایی | Jumal | یومال |
| فنلاندی | Jumala | یومالا |
| فرانسوی | Dieu | دیو / دیُ |
| فریسی غربی | God | گاد |
| گالیسیایی | Deus | دِئوس |
| آلمانی | Gott | گُت |
| یونانی | Θεός | تِئوس / Theós |
| مجارستانی | Isten | ایشتِن |
| ایسلندی | Guð | گوذ / Guð |
| ایرلندی | Dia | دیا |
| ایتالیایی | Dio | دیو |
| لتونیایی | Dievs | دیِوس |
| لیتوانیایی | Dievas | دیِواس |
| لوگزامبورگی | Gott | گُت |
| مقدونی | Бог | بوگ |
| مالتی | Alla | آلا |
| نروژی | Gud | گود |
| لهستانی | Bóg | بوگ / بوک |
| پرتغالی | Deus | دِئوس |
| رومانیایی | Dumnezeu | دومنِزِئو |
| روسی | Бог | بوگ / بوخ |
| گالیک اسکاتلندی | Dia | دیا |
| صربی | Бог | بوگ |
| اسلواکی | Boh | بوه |
| اسلوونیایی | Bog | بوگ |
| اسپانیایی | Dios | دیوس |
| سوئدی | Gud | گود |
| اوکراینی | Бог | بوه |
| ولزی | Duw | دیو |
| ییدیش | גאָט | گات / Got |

اسم خدا در خاورمیانه، آسیای مرکزی و جنوب آسیا
این منطقه از نظر زبانی و دینی بسیار متنوع است. در زبانهای ایرانی ردپای خانواده واژه «خدا» دیده میشود؛ در زبانهای ترکی واژههایی مانند Tanrı، Tengri و صورتهای نزدیک به آن وجود دارند و در بسیاری از زبانهای جوامع مسلمان نیز «الله» بهصورت مستقیم وارد کاربرد روزمره شده است.
| زبان | واژه رایج | خوانش تقریبی |
|---|---|---|
| فارسی | خدا / خداوند | خُدا / خُداوَند |
| عربی | الله / إله | الله / اِله |
| عبری | אלוהים / אל | اِلوهیم / اِل |
| آرامی | ܐܠܗܐ | آلاها / Alaha |
| ترکی استانبولی | Tanrı / Allah | تانری / الله |
| آذربایجانی | Tanrı / Allah | تانری / الله |
| کردی کرمانجی | Xwedê | خوهدِ |
| پشتو | خدای | خُدای / Xudāy |
| تاجیکی | Худо | خودو |
| ازبکی | Xudo | خودو |
| ترکمنی | Hudaý | خودای |
| قزاقی | Құдай | قودای |
| قرقیزی | Кудай | کودای |
| تاتاری | Алла / Тәңре | آللا / تَنگره |
| اویغوری | تەڭرى | تِنگری |
| اردو | خدا / اللہ | خُدا / الله |
| هندی | ईश्वर / भगवान | ایشوَر / بَگوان |
| بنگالی | ঈশ্বর | ایشْوَر |
| پنجابی | ਰੱਬ | رَب |
| گجراتی | ભગવાન | بَگوان |
| مراتی | देव | دِو |
| نپالی | भगवान | بَگوان |
| سانسکریت | भगवान | بَگَوان |
| آسامی | ঈশ্বৰ | ایشْوَر |
| اودیا | ଭଗବାନ | بَگَوان |
| تامیل | இறைவன் | ایرایوَن |
| تلوگو | దేవుడు | دِوودو |
| کانارا | ದೇವರು | دِوارو |
| مالایالم | ദൈവം | دایوَم |
| بوجپوری | भगवान | بَگوان |
| مایتیلی | ईश्वर | ایشْوَر |
| دوگری | ईश्वर | ایشْوَر |
| سندی | خدا | خُدا |
| دیوهی | ﷲ | الله |
در متون فارسی اسلامی، «خدا»، «خداوند»، «پروردگار» و «الله» هر کدام بسته به بافت کاربرد دارند. در مجموعه احادیث امام جواد (ع) درباره خدا، توکل و استغفار نمونههای روشنی از کاربرد «خدا»، «خداوند» و تعبیرهای دینی فارسی دیده میشود.
اسم خدا در شرق و جنوبشرق آسیا
در این بخش باید بیش از سایر مناطق از ترجمه یککلمهای فاصله گرفت. واژه ژاپنی kami، واژه چینی 神 و برخی واژههای سنتی شرق آسیا الزاماً همان تعریف خدای یگانه در ادیان ابراهیمی را ندارند. در ترجمههای دینی ممکن است اصطلاح دیگری برای تأکید بر «خدای برتر» یا «خدای یگانه» انتخاب شود.
| زبان | واژه رایج | خوانش تقریبی |
|---|---|---|
| چینی ماندارین | 上帝 / 神 | شانگدی / شِن |
| ژاپنی | 神 / 神様 | کامی / کامیساما |
| کرهای | 하나님 / 하느님 | هانانیم / هانُنیم |
| مغولی | Бурхан | بورخان |
| برمهای | ဘုရားသခင် | بُرایا تَخین / تقریبی |
| تایلندی | พระเจ้า | فرا جائو |
| ویتنامی | Thượng Đế / Chúa | توئونگ دِ / چُوا |
| لائوسی | ພະເຈົ້າ | فَ جائو |
| خمری | ព្រះជាម្ចាស់ | پریه چیا مچاس / تقریبی |
| اندونزیایی | Tuhan | توهان |
| مالایی | Tuhan | توهان |
| جاوهای | Pangeran / Gusti Allah | پانگِران / گوستی الله |
| فیلیپینی (تاگالوگ) | Diyos | دیوس |
| سبویی | Dios | دیوس |
| ایلوکانو | Dios | دیوس |
| همونگ | Vajtswv | واچو / تقریبی |
| میزو | Pathian | پاتیان |
تفاوت میان «ترجمه لغوی» و «مفهوم دینی» یادآور این نکته است که زبان فقط مجموعهای از واژهها نیست؛ هر کلمه بخشی از تاریخ و فرهنگ یک جامعه را حمل میکند. برای نمونه فارسی از مفهوم «یاد خدا» و «توکل به خدا» میتوانید بخشهای مرتبط در نوشتههای روزانه درباره عشق را ببینید.

اسم خدا در زبانهای آفریقایی
قاره آفریقا صدها زبان و سنت دینی دارد و بسیاری از واژههای مربوط به الوهیت از مفاهیمی مانند «آفریدگار»، «روح بزرگ»، «صاحب آسمان» یا «موجود برتر» شکل گرفتهاند. در زبانهای جوامع مسلمان آفریقا نیز «Allah» یا صورتهای نزدیک به آن رواج فراوان دارد.
| زبان | واژه رایج | خوانش تقریبی |
|---|---|---|
| آفریکانس | God | خوت / گاد |
| آمهری | አምላክ | آملاک |
| تیگرینیا | ፈጣሪ | فِتاری / «آفریدگار» |
| سواحیلی | Mungu | مونگو |
| سومالیایی | Ilaah | ایلااه |
| هوسا | Allah | الله |
| یوروبایی | Ọlọ́run | اُلورون |
| ایگبو | Chukwu / Chineke | چوکو / چینِکه |
| زولویی | uNkulunkulu | اونکولونکولو |
| خوسایی | uThixo | اوتیکسو |
| شونا | Mwari | مواری |
| کینیارواندا | Imana | ایمانا |
| چیچوا / نیانجا | Mulungu | مولونگو |
| سوتو | Modimo | مودیمو |
| سوتوی شمالی | Modimo | مودیمو |
| تسونگا | X Xikwembu | شیکومبو / تقریبی |
| اورومو | Waaqa | واقا |
| آکان | Nyame | نیامه |
| اِوه | Mawu | ماوو |
| لینگالا | Nzambe | نزامبه |
| لوگاندا | Katonda | کاتوندا |
در فارسی نیز بسیاری از متنهای مذهبی، بهجای تکرار یک نام، از عنوانهایی مانند «پروردگار»، «آفریدگار»، «حق» و «خداوند» استفاده میکنند. برای دیدن کاربرد ترکیبهایی مانند «نصر من الله»، «ولیالله» و «نور خدا» در متن مذهبی فارسی، اشعار مذهبی ولادت امام محمد باقر (ع) نمونه مرتبطی است.
اسم خدا در اقیانوسیه، قاره آمریکا و زبانهای دیگر
در اقیانوسیه و زبانهای بومی آمریکا نیز واژههایی وجود دارد که دامنه معنایی آنها گاه گستردهتر از «God» انگلیسی است. برای مثال Atua در زبانهای پلینزیایی میتواند به خدا، الهه یا موجود روحانی اشاره کند.
همچنین مطالب متن آرامش خدایی، متن در مورد خدا، دلنوشته در مورد خدا و متن انگیزشی خدا را نیز بخوانید.
| زبان | واژه رایج | خوانش تقریبی |
|---|---|---|
| هاوایی | Akua | آکوا |
| مائوری | Atua | آتوا |
| ساموایی | Atua | آتوا |
| فیجیایی | Kalou | کالو |
| مالاگاسی | Andriamanitra | آندریامانیترا |
| کریول هائیتی | Bondye | بوندیه |
| کِچوا | Taytacha | تایتاچا |
| آیمارا | Tatitu | تاتیتو |
| گوارانی | Ñandejára | نیاندهیارا |
| لاتین | Deus | دِئوس |
| اسپرانتو | Dio | دیو |
| آینو | カムイ | کاموی / Kamuy |
چرا بعضی نامهای خدا در زبانهای مختلف شبیه هم هستند؟
شباهتها معمولاً تصادفی نیستند. بخشی از آنها نتیجه خویشاوندی تاریخی زبانها و بخشی دیگر حاصل وامگیری فرهنگی و دینیاند. چند الگوی مهم عبارتاند از:
۱. خانواده Deus، Dios، Dieu و Dio
لاتین Deus به معنای «خدا/معبود» است و صورتهای خویشاوند آن را در زبانهای رومی میبینیم: Dios در اسپانیایی، Dieu در فرانسوی، Dio در ایتالیایی، Deus در پرتغالی و گالیسیایی و Déu در کاتالان.
۲. خانواده God، Gott و Gud
انگلیسی God، آلمانی Gott، هلندی God و صورتهای اسکاندیناویایی Gud از خانواده زبانهای ژرمنی هستند. شباهت ظاهری آنها نتیجه تاریخ مشترک زبانی است.
۳. خانواده Bog، Bóg و Boh
در زبانهای اسلاوی صورتهایی مانند روسی Бог، لهستانی Bóg، چکی Bůh، اسلواکی Boh و کرواتی/صربی/اسلوونیایی Bog دیده میشود. تلفظ دقیق در هر زبان متفاوت است، اما خویشاوندی واژگانی آنها آشکار است.
۴. خدا، خودو، Xudo و Hudaý
واژه فارسی «خدا» با صورتهایی در زبانهای پیرامونی پیوند تاریخی دارد؛ از جمله تاجیکی Худо، ازبکی Xudo و ترکمنی Hudaý. خود واژه فارسی نیز سابقهای کهن دارد و از فارسی میانه آمده است.
یکی از کاربردهای مهم نام خدا در فارسی مذهبی، همراه شدن آن با تعبیرهای قرآنی و دعایی است. در اشعار ولادت امام حسن مجتبی (ع) با اشاره به خدا و آیتالکرسی نمونههایی از همین شیوه کاربرد دیده میشود.
فرق «الله» و «إله» چیست؟
در عربی إله (ilāh) اسم عام است و میتواند به معنای «خدا، معبود یا موجودی که پرستیده میشود» باشد. الله (Allāh) در کاربرد اسلامی نام خدای یگانه است و در عربی امروز نیز واژه استاندارد برای اشاره به God در ادیان توحیدی به شمار میرود. نکته مهم این است که «الله» فقط در زبان عربیِ مسلمانان دیده نمیشود؛ عربزبانان مسیحی نیز برای God از واژه «الله» استفاده میکنند.
از نظر ریشهشناسی، بسیاری از منابع «الله» را مرتبط با صورت al-ilāh به معنای «آن خدا / خدای یگانه» میدانند. این خانواده واژگانی با صورتهایی در دیگر زبانهای سامی، از جمله عبری و آرامی، نیز ارتباط دارد.
در متون مذهبی فارسی گاهی صورت عربی نام خدا بدون ترجمه و در ترکیبهایی مانند «بسمالله» به کار میرود. برای دیدن نمونههای واقعی این کاربرد در متن فارسی، نمونههای «بسمالله» در متون مذهبی و نوحه در روزانه قابل مشاهده است.
خدا در ژاپنی، چینی و کرهای؛ چرا یک ترجمه کافی نیست؟
ژاپنی: 神 (kami) و 神様 (kami-sama)
در ژاپنی، 神 (kami) را معمولاً «خدا، الوهیت یا روح مقدس» ترجمه میکنند؛ اما مفهوم آن در شینتو بسیار گستردهتر از خدای یگانه است. صورت محترمانه 神様 (kami-sama) نیز رایج است. بنابراین وقتی متن درباره یک دین توحیدی است، مترجم باید از بافت کمک بگیرد و نمیتوان گفت kami در همه موقعیتها دقیقاً برابر God با G بزرگ است.
چینی: 上帝، 神 و 天主
در چینی چند اصطلاح در سنتهای مختلف دیده میشود. 上帝 (Shàngdì) را میتوان «فرمانروای برتر/خدای برتر» ترجمه کرد و 神 (shén) واژهای عمومیتر برای خدا یا موجود روحانی است. در سنت کاتولیک چینی نیز 天主 (Tiānzhǔ)، به معنای «پروردگار آسمان»، کاربرد مهمی دارد. همین تنوع نشان میدهد انتخاب واژه میتواند با سنت دینی گوینده مرتبط باشد.
کرهای: 하나님 و 하느님
در کرهای صورتهای 하나님 (Hananim) و 하느님 (Haneunim) هر دو در بافتهای دینی دیده میشوند و تاریخ ترجمه کتاب مقدس در کره درباره انتخاب میان این نامها بحثهای مفصلی داشته است. بنابراین در یک جدول عمومی بهتر است هر دو صورت ذکر شوند، نه اینکه فقط یکی را «تنها ترجمه درست» بدانیم.
ریشه واژه «خدا» در فارسی چیست؟
«خدا» واژهای فارسی با سابقه پیش از فارسی نو است. فرهنگهای ریشهشناختی آن را به صورتهای فارسی میانه مانند xwadāy با معنای «سرور، فرمانروا یا صاحب» مرتبط میدانند. این واژه در طول تاریخ علاوه بر کاربردهای دنیویِ قدیمی، در فارسی نو به واژه اصلی برای اشاره به ذات الهی تبدیل شده است.
«خداوند» نیز از «خدا» بهاضافه پسوند «ـوند» ساخته شده و در فارسی امروز یکی از محترمانهترین و رایجترین عنوانها برای خداست. واژههایی مانند «پروردگار»، «آفریدگار»، «یزدان» و «ایزد» نیز در سبکهای مختلف ادبی، تاریخی و دینی به کار میروند، اما دامنه معنایی و تاریخ کاربرد آنها کاملاً یکسان نیست.
آیا اسم خدا در تمام زبانها معنای یکسانی دارد؟
خیر. از دید زبانشناسی، ممکن است دو واژه در فرهنگ لغت به یکدیگر ترجمه شوند اما بار فرهنگی، دینی و تاریخی یکسانی نداشته باشند. پژوهشهای زبانشناختی درباره شیوه خطاب به خدا در زبانهای اروپایی نیز نشان میدهند که حتی وقتی مفهوم کلی مشترک است، عبارتهای خطاب، لحن، دستور زبان و تداعیهای فرهنگی میتوانند متفاوت باشند.
به همین دلیل، در ترجمه متن مقدس، دعا، شعر یا نوشته فلسفی بهتر است تنها به فرهنگ لغت تکیه نشود. زمینه دینی و فرهنگی مشخص میکند منظور از واژه، «خدای یگانه»، «یک خدا»، «موجود الهی»، «روح مقدس»، «آفریدگار» یا یک عنوان احترامآمیز است.
نکات مهم درباره تلفظ نام خدا در زبانهای مختلف
- خوانشهای فارسی این مقاله تقریبیاند و جایگزین تلفظ بومی یا آوانگاری علمی IPA نیستند.
- در برخی زبانها، حرفی که شبیه حروف لاتین آشنا نوشته میشود تلفظ متفاوتی دارد؛ برای نمونه Guð ایسلندی را نباید دقیقاً مانند حروف انگلیسی خواند.
- در زبانهای چینی، ویتنامی و برخی زبانهای آفریقایی، آهنگ و تُن میتواند در تلفظ و معنی نقش داشته باشد.
- در زبانهای دارای چند سنت دینی، ممکن است چند واژه درست برای God وجود داشته باشد؛ مانند چینی، کرهای، هندی و ترکی.
- نوشتن God با حرف بزرگ در انگلیسی معمولاً برای خدای یگانه است، در حالی که god با حرف کوچک میتواند اسم عام باشد.
جمعبندی
نام خدا در زبانهای مختلف فقط مجموعهای از ترجمههای جالب نیست؛ این واژهها بخشی از تاریخ زبان، دین و فرهنگ ملتها هستند. خانوادههای واژگانی مانند Deus/Dios/Dieu، God/Gott/Gud، Bog/Boh/Bóg و Khoda/Xudo/Khudo نشان میدهند زبانها چگونه در طول تاریخ به هم مرتبط بودهاند. در مقابل، نمونههایی مانند kami ژاپنی یا shén و Shangdi چینی یادآور میشوند که یک ترجمه ساده همیشه تمام معنای فرهنگی واژه را منتقل نمیکند.
اگر هدف شما استفاده از یکی از این نامها در متن، طراحی، تتو، نامگذاری هنری یا نوشته مذهبی است، بهتر است پیش از استفاده نهایی، شکل واژه و معنای آن را در همان زبان و بافت دینی دوباره بررسی کنید؛ زیرا تفاوت میان «خدا»، «معبود»، «روح»، «پروردگار» و «نام خاص خدای یگانه» در بعضی زبانها بسیار مهم است.
سوالات متداول
خدا به انگلیسی چه میشود؟
رایجترین واژه God است. در انگلیسی God با حرف بزرگ معمولاً به خدای یگانه اشاره میکند و god با حرف کوچک میتواند اسم عام برای یک خدا یا موجود الهی باشد.
خدا به عربی چه میشود؟
«الله» واژه رایج برای خدای یگانه است. «إله» اسم عام به معنای خدا یا معبود است.
خدا به ترکی چه میشود؟
Tanrı معادل عمومی خدا در ترکی است و Allah نیز بهویژه در بافت اسلامی بسیار رایج است.
خدا به فرانسوی چه میشود؟
Dieu؛ تلفظ تقریبی آن در فارسی «دیو/دیُ» است.
خدا به آلمانی چه میشود؟
Gott؛ تلفظ تقریبی آن «گُت» است.
خدا به اسپانیایی چه میشود؟
Dios؛ تلفظ آن تقریباً «دیوس» است.
خدا به روسی چه میشود؟
Бог که بهصورت Bog نوشته میشود و تلفظ آن به «بوگ/بوخ» نزدیک است.
خدا به ژاپنی چه میشود؟
神 (kami) واژه رایج برای خدا، الوهیت یا روح مقدس است و 神様 (kami-sama) شکل احترامآمیز آن است؛ اما مفهوم kami دقیقاً با خدای یگانه یکسان نیست.
خدا به چینی چه میشود؟
بسته به بافت، 上帝 (Shàngdì)، 神 (shén) یا در سنت کاتولیک 天主 (Tiānzhǔ) دیده میشود.
خدا به کرهای چه میشود؟
하나님 (Hananim) و 하느님 (Haneunim) هر دو در بافتهای دینی کاربرد دارند.
ریشه واژه خدا در فارسی چیست؟
واژه «خدا» از صورتهای فارسی میانه مانند xwadāy آمده و در گذشته معنای «سرور، صاحب یا فرمانروا» نیز داشته است.
آیا همه ترجمههای جدول دقیقاً به معنی خدای یگانه هستند؟
خیر. بعضی واژهها معنای عام «خدا/معبود/روح مقدس» دارند و بسته به دین و فرهنگ ممکن است برای خدای یگانه یا مفاهیم دیگر به کار روند.










