غزل شماره ۱۰۰ از غزلیات صائب تبریزی | با زمینگیری به منزل میرسانم خلق را با تفسیر
غزل شماره ۱۰۰ از غزلیات صائب تبریزی، با مطلعِ باریکبینانهٔ «با زمینگیری به منزل میرسانم خلق را…»، یکی از غزلهای پرمغز و فلسفیِ این شاعرِ سبک هندی است که در آن، به نقشِ «زمینگیری» (فروتنی و تواضع) در رساندنِ خلق به منزلِ مقصود اشاره شده است. صائب در این سروده، با نگاهی تازه و تصاویری بدیع، راهِ رسیدن به کمال را نه در «بلندپروازی» و «غرور»، که در «فروتنی» و «زمینگیری» میداند. او با تصاویری چون «بالکشیدنِ مرغِ دانهچین» و «راه بردنِ رهروانِ کور» به ناتوانیِ ظاهریِ عارف و قدرتِ باطنیِ او در هدایتِ دیگران اشاره میکند. در این بخش از سایت، ضمن ارائهٔ متن کامل این غزل و تفسیر روان و ساده از تکبیتهای آن، به بررسی درونمایهٔ فروتنیِ عارفانه، نقشِ «زمینگیری» در رستگاری، و نگاهِ فلسفیِ صائب به تواضع خواهیم پرداخت.

غزل زیبای صائب تبریزی
با زمینگیری به منزل میرسانم خلق را
در بیابانِ طلب سنگِ نشانم خلق را
سینهٔ بی کینهای دارم که چون زنبورِ شهد
میشود شیرین دهان از کسرِ شأنم خلق را
میکنند از من تهی پهلو چو تیغِ آبدار
گرچه از طبعِ روان، آبِ روانم خلق را
این گرانجانان سزاوارِ سبکباری نیند
ورنه از یک ناله از خود میرهانم خلق را
نیست از یوسف بجز حسرت نصیبِ مفلسان
از بهای خویش بر خاطر گرانم خلق را
چون شرابِ تلخ، صائب نیست بیکیفیتی
حرفِ تلخی کز نصیحت میچشانم خلق را
غزلیات بیشتر از صائب: غزل شماره ۹۹ از غزلیات صائب تبریزی | غزل شماره ۹۸ از غزلیات صائب تبریزی
غزلیات بیشتر از صائب: غزل شماره ۹۷ از غزلیات صائب تبریزی | غزل شماره ۹۶ از غزلیات صائب تبریزی
تفسیر این شعر

این غزل از صائب تبریزی، یکی از پرمضمونترین، عرفانیترین و تأملبرانگیزترین سرودههای اوست. صائب در این شعر با زبانی شورمند و سرشار از تصاویر بدیع، از نقش خود به عنوان راهنمای مردم، از سینهی بیکینه، از طبع روان، و از تلخی نصیحت سخن میگوید. او میگوید که با زمینگیری (فروتنی) مردم را به منزل میرساند و در بیابان طلب، سنگ نشان (راهنما) است. او سینهای بیکینه دارد که مانند زنبور شهد، دهان را شیرین میکند. او از طبع روان خود، آب روانی برای مردم است. در پایان، به تلخی نصیحت خود اشاره میکند که مانند شراب تلخ، بیکیفیت نیست.
فضای کلی غزل
صائب در این غزل با لحنی ستایشآمیز و خودآگاهانه، به چند نکته اشاره میکند:
– زمینگیری و فروتنی – با فروتنی، مردم را به منزل میرساند.
– سنگ نشان – در بیابان طلب، راهنمای مردم است.
– سینهی بیکینه – سینهای پاک و بیکینه دارد که مانند زنبور شهد، شیرینی میپراکند.
– طبع روان – طبع روان او، آب روانی برای مردم است.
– تلخی نصیحت – نصیحت او تلخ است، اما بیکیفیت نیست.
تفسیر بیتبهبیت
بیت اول:
«با زمینگیری به منزل میرسانم خلق را / در بیابانِ طلب سنگِ نشانم خلق را»
– با فروتنی و زمینگیری، مردم را به منزل (مقصد) میرسانم.
– در بیابان طلب (جستوجوی حقیقت)، سنگ نشان (راهنما) هستم.
نکته: صائب میگوید که با فروتنی، مردم را هدایت میکند و در بیابان طلب، راهنمای آنهاست.
بیت دوم:
«سینهٔ بی کینهای دارم که چون زنبورِ شهد / میشود شیرین دهان از کسرِ شأنم خلق را»
– سینهای بیکینه دارم که مانند زنبور شهد،
– با کاهش (کسر) شأن (ارزش) خود، دهان مردم را شیرین میکند.
نکته: شاعر سینهای پاک و بیکینه دارد که با فروتنی، مردم را از شیرینی خود بهرهمند میکند.
بیت سوم:
«میکنند از من تهی پهلو چو تیغِ آبدار / گرچه از طبعِ روان، آبِ روانم خلق را»
– مردم از من (با وجود سخاوت) تهی میشوند، مانند تیغ آبدار (که آب از آن میچکد)،
– هرچند از طبع روان من، آب روانی برای مردم هستم.
نکته: شاعر با وجود سخاوت، مردم از او بهره میبرند و او چون آب روان، به همه میرسد.
بیت چهارم:
«این گرانجانان سزاوارِ سبکباری نیند / ورنه از یک ناله از خود میرهانم خلق را»
– این گرانجانان (سنگیندلان) سزاوار سبکباری (رهایی) نیستند،
– وگرنه با یک ناله، مردم را از خود رها میکردم.
نکته: سنگیندلان شایستهی رهایی نیستند، اما شاعر میتوانست با یک ناله، آنها را رها کند.
بیت پنجم:
«نیست از یوسف بجز حسرت نصیبِ مفلسان / از بهای خویش بر خاطر گرانم خلق را»
– مفلسان (بینوایان) از یوسف جز حسرت نصیب ندارند.
– از بهای خود، بر خاطر مردم سنگین هستم (ارزش خود را میدانم).
نکته: مردم بینوا از یوسف (معشوق) جز حسرت نمیبرند، اما شاعر ارزش خود را میداند.
بیت ششم (مقطع):
«چون شرابِ تلخ، صائب نیست بیکیفیتی / حرفِ تلخی کز نصیحت میچشانم خلق را»
– مانند شراب تلخ، ای صائب، نصیحت من بیکیفیت نیست.
– حرف تلخی که از راه نصیحت به مردم میچشانم، دارای کیفیت است.
نکته: نصیحت صائب، هرچند تلخ است، اما مانند شراب تلخ، بیکیفیت نیست و دارای ارزش است.
تحلیل عمیقتر
۱. زمینگیری و فروتنی
صائب میگوید که با فروتنی، مردم را به منزل میرساند. این نشان از تواضع و بزرگواری او دارد.
۲. سنگ نشان
در بیابان طلب (جستوجوی حقیقت)، شاعر سنگ نشان (راهنما) است. او مردم را در مسیر حقیقت هدایت میکند.
۳. سینهی بیکینه
شاعر سینهای پاک و بیکینه دارد که مانند زنبور شهد، دهان مردم را شیرین میکند. این نشان از پاکدلی و سخاوت او دارد.
۴. طبع روان
طبع روان شاعر، آب روانی برای مردم است. او به همه میرسد و از سخاوت خود، مردم را بهرهمند میکند.
۵. گرانجانان
سنگیندلان شایستهی رهایی نیستند. شاعر میتوانست با یک ناله، آنها را رها کند، اما آنها سزاوار نیستند.
۶. تلخی نصیحت
نصیحت صائب، هرچند تلخ است، اما مانند شراب تلخ، بیکیفیت نیست و دارای ارزش است.
خلاصه به زبان ساده
صائب میگوید:
با فروتنی، مردم را به منزل میرسانم و در بیابان طلب، راهنمای آنها هستم.
سینهای بیکینه دارم که مانند زنبور شهد، دهان مردم را شیرین میکند.
مردم از من بهره میبرند، هرچند از طبع روان من، آب روانی برای آنها هستم.
سنگیندلان سزاوار رهایی نیستند، وگرنه با یک ناله، آنها را رها میکردم.
مردم بینوا از یوسف جز حسرت نمیبرند، اما من ارزش خود را میدانم.
نصیحت من، هرچند تلخ است، اما مانند شراب تلخ، بیکیفیت نیست و دارای ارزش است.
غزلیات بیشتر از صائب: غزل شماره ۹۵ از غزلیات صائب تبریزی | غزل شماره ۹۴ از غزلیات صائب تبریزی
غزلیات بیشتر از صائب: غزل شماره ۹۳ از غزلیات صائب تبریزی | غزل شماره ۹۲ از غزلیات صائب تبریزی
نکته پایانی
این غزل صائب، سرود فروتنی، راهنمایی و پاکدلی است. صائب در این شعر، با زبانی شورمند و تصاویری بدیع، از نقش خود به عنوان راهنمای مردم، از سینهی بیکینه، از طبع روان، و از تلخی نصیحت سخن میگوید. او میگوید که با فروتنی، مردم را هدایت میکند و در بیابان طلب، راهنمای آنهاست. سینهای پاک و بیکینه دارد که مانند زنبور شهد، شیرینی میپراکند. نصیحت او، هرچند تلخ است، اما بیکیفیت نیست و دارای ارزش است. این غزل، یکی از بهترین نمونههای شعر عرفانی و خودآگاهانهی صائب است که در آن، شاعر با افتخار از نقش خود در هدایت مردم سخن میگوید.










