شعر شهادت امام حسن عسکری علیه السلام / 20 شعر سوزناک از شهادت امام یازدهم

در این بخش از سایت ادبی و هنری روزانه چندین شعر شهادت امام حسن عسکری علیه السلام را برای شما دوستان قرار دادهایم. حسن بن علی بن محمد(ع) مشهور به امام حسن عسکری(ع) (۲۳۲-۲۶۰ق) یازدهمین امام شیعیان اثناعشری است که به مدت شش سال امامت را بر عهده داشت. او فرزند امام هادی(ع) و پدر امام مهدی(عج) است.
مشهورترین لقب وی، عسکری است که به اقامت اجباریاش در سامرا اشاره دارد. او در سامرا تحت مراقبت حکومت عباسی قرار داشت و برای فعالیتهایش با محدودیت روبهرو بود.
امام حسن عسکری(ع) در ۸ ربیعالاول سال ۲۶۰ قمری، در ۲۸ سالگی در سامرا به شهادت رسید و در کنار مرقد پدرش دفن شد. مدفن آن دو به حرم عسکریین مشهور است و از زیارتگاههای شیعیان در عراق به شمار میآید.
اشعار سوزناک از شهادت امام حسن عسکری
سخت است مردی گوشه زندان بیفتد
در غربت و در وادی هجران بیفتد
زهرا دوباره آمد و جانم حسن گفت
پاشد حسن بر پای این مهمان بیفتد
زهر افتاده به جان جگرم مهدی جان
لرزه انداخت ز پا تا به سرم مهدی جان
به لب خشک پدر آب گوارا برسان
که من از سوز عطش شعله ورم مهدی جان
بر خلایق لطف کردی، منتها برعکس شد!
پاسخ «خوبی» نمیدانم چرا برعکس شد؟
خوب بودی، با بدی امّا جوابت دادهاند
سنّت آن روزگاران با شما برعکس شد
سخت محتاجم به خلوتگاهِ طور سامرا
قلب تاریکم شده محتاج نور سامرا
می شود دل، گیرِ این منزل اگر عاشق شود
با دو لقمه نانِ حضرت، از تنور سامرا
آسمان زیر قدمهات تردد میکرد
به نماز تو مباهات, تجرد میکرد
ماه مدیون شما بود به والله قسم
عشق در خون شما بود به والله قسم

حسن شدی که کریمان فقط دوتا باشند
دوتا کریم در عالم برای ما باشند
حسن شدی که اگر از بقیع برگشتند
کبوتران همه راهی سامرا باشند
ساقیا ما همه از برکت جامت مستیم
یازده مرتبه از بردن نامت مستیم
آنچه از دست تو جاری ست شرابی ست طهور
شکر در سایه ی الطاف “امامت” مستیم
کسی که بهر تو دست دعا بلند کند..
به عرش طالع او را خدا بلند کند
ترحّمی به زمین خورده ی مسیرت کن
مرا مگر که دعای شما بلند کند
عاشق و مبتلای عسکری ام
نوکر و جانفدای عسکری ام
در هوایش نفس نفس زده ام
از ازل در هوای عسکری ام
خودش تنها خبر از داغ های بیکرانش داشت
که مانند علی(ع) داغی در عمقِ استخوانش داشت
امان از کینهٔ دیرینه! میدانم که پیش از زهر
چه بغضی خفته در هر لقمه هایِ خشکِ نانش داشت
مطلب مشابه: شعر امام زمان + مجموع اشعار با موضوع حضرت مهدی (عج)
شعرهای غمگین از شهادت امام حسن عسکری
چشم پدر به راه بود اي پسر بيا
تا جان نرفته از تن او زودتر بيا
از پشت ابراي قمر فاطمي درآي
تا شب به در رود چون فروغ سحر بيا
هم صاحب الزماني و هم صاحب عزا
بهر نماز بر تن پاک پدر بيا
افتاد جام آب ز بس دست لرزه داشت
در پيکرش نمانده تواني ديگر بيا
در احتضار باشد و چشم انتظار تست
بازست اين دو پنجره بر ره ز در بيا
بياشک مردم از پي تشييع آمدند
خاکي نمانده شيعه چه ريزي در به سر بيا
صاحب عزا به ختم حضورش مسلم است
مردم تمام منتظر اي منتظر بيا
با ره جگر شده ست و جگر پاره
جز تو نيست اي پاره جگر بر پاره جگر بيا
امروز عسکري ز جهان ديده بسته است
قلب جهان و قطب زمان دلشکسته است
آن حجت خداي ز بيداد معتصم
پيوند زندگانيش از هم گسسته است
صاحب عزاست صاحب عصر اندراين عزا
روحش به چهار سالگي از کينه خسته است
بر چهره ي امام زمان آن در يتيم
از باد ظلم گرد يتيمي نشسته است
در خانه اي که مرکز اندوه و ماتم است
دشمن کمر به غارت آن خانه بسته است
از لطف آن که نار کند برد بر خليل
صاحب زمان ز آتش بيداد رسته است
اندر بقيع و سامره و کربلا و طوس
گلهاي فاطمه بنگر دسته دسته است

ای مهــر جهانپـــرور، از مــات سلامالله
ای آینـــــۀ داور، از مــــــات ســــلامالله
وای از همگان برتر، از مــات ســــلامالله
ای زادۀ پیغمبــــر، از مـــات ســــلامالله
ای ز چشــم همگــان ریختــه اشــک بصـــرت
حسنی و چو حسن خون شده عمری جگرت
همچــو اجــداد غـــریبت همـــۀ عمــــر غـریب
بـــه جـــوانی شـده مسمـوم چـو جد و پدرت
در پی مــــاه صفــــر معتمـــد از زهــــر جفـــا
کـــرد بـا عـم گــــرامیت حســن همسفـــرت
بـسکه در جامعـه مظلوم و غـریب و تنهاست
عکس نوشته اشعار شهادت امام حسن عسکری
ای متجلــــی از رخـت جلــــوۀ حسـن داوری
غیـــر نبـــی بـــه انبیــــا داده خـــدات برتـری
هم به زمین امامت و هم به سمات، سروری
خلقت و طینتت همه فاطمی است و حیدری
حسـن نکــویت از همــه کــرده ندیــده دلبری
تویی امام عسکری تویی امام عسکری
چنانکه درد ز مرهم جدا نخواهد شد
غم از نگاه تو یکدم جدا نخواهد شد
محرم و صفر و فاطمیه، نه هر روز
دل تو لحظه ای از غم جدا نخواهد شد
پس از دو ماه عزا در غم پدر زِ تنت
دوباره رخت محرم جدا نخواهد شد
به سامرا ببری یا نه امشب از چشمم
هوای ابری ماتم جدا نخواهد شد
دخیل دست من از سامرا جداست ولی
دخیلِ بسته قلبم جدا نخواهد شد
غم حسین و غم توست در دل و، دستم
از این دو رشته محکم جدا نخواهد شد
شهید شد پدر تو ولی از انگشتش
به زور خنجر، خاتم جدا نخواهد شد
مستیم، مست باده انگور عسکری
پس حد به ما زدند به دستور عسکری
مطلب مشابه: عکس نوشته پروفایل شهادت امام حسن عسکری؛ اس ام اس تسلیت شهادت امام حسن عسکری

بر خلایق لطف کردی، منتها بر عکس شد!
پاسخ «خوبی» نمی دانم چرا بر عکس شد؟
خوب بودی، با بدی امّا جوابت داده اند
سنّت آن روزگاران با شما بر عکس شد
قسمت خوبان عالم لطف مردم بوده است
بهر «زهرا زاده ها» این ماجرا بر عکس شد
لن تنالوا البرّ حتّی تقتلوا آل الرّسول!
سنّت تفسیر قرآن خدا بر عکس شد
جام زهری هدیه ات کردند در تبعیدگاه
شیوهٔ تکریم تو در سامرا برعکس شد
سر نهادی روی زانوی پسر هنگام مرگ
عُرف هم این است! امّا کربلا بر عکس شد
شعر شهادت امام عسکری
حدیث گریه شده جام زهر خوردن تو
به عمر گل نرسد قصه فسردن تو
همیشه آب نخوردن دلیل مرثیه نیست
تمام روضه ما گشته آب خوردن تو
هزار بار، دلت را به ظلم سوزاندند
هزار بار، بمیرم برای مردن تو
نبرده است مدینه ز خاطر، ای یوسف
به سامرا، نه به زندان غصه بردن تو
چه سخت بود سپردی یتیم خود به قدر
چه سخت بود به دست قضا سپردن تو
تشنه لب بود ولی تشنه به گودال نرفت
دست و پا زد پسر و مادرش از حال نرفت
تا پدر آب طلب کرد پسر آب آوَرد
آتشی عصرِ عطش جانبِ اطفال نرفت
زهر خون بر جگرش کرد ولی هیچ کسی
به سراغِ حرم و غارت اَموال نرفت
پایِ شعله به حَریم کرمَش باز نشد
از حرم شکر خدا معجر و خلخال نرفت
دست های پسرش بسته نشد بعد از او
دختری پایِ سرَش یکسره از حال نرفت
سامرا گریه کنِ کرب و بلا شد امّا
ندبه خوانِ تو به سردابِ تو امسال نرفت

مثل بغض از وسط حنجره برخاسته ایم
همچو اشک از غم یک خاطره برخاسته ایم
با دو صد حاجت و درد و گره برخاسته ایم
به هواى حرم سامره برخاسته ایم
دیگر توانی در میان پیکرت نیست
آقا رمق بین دو چشمان ترت نیست
لعنت به این زهری که آبت کرد این طور
در بسترت انگار جسم لاغرت نیست










