شعر شماره ۲۴ از مجموعه اشعار نیما یوشیج؛ بودم به کارگاه جوانی دوران روزهای جوانی مرا گذشت

شعر شماره ۲۴ از مجموعه اشعار نیما یوشیج را در روزانه آماده کرده‌ایم. اشعار نیما نه تنها بر شاعران معاصر او تأثیر گذاشت، بلکه نسل‌های بعدی را نیز تحت تأثیر قرار داد و الهام‌بخش شاعران جوان‌تر شد. همچنین شعر شماره ۲۵ از مجموعه اشعار نیما یوشیج؛ مرغ آمین درد آلودی است کاواره … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۲۴ از مجموعه اشعار نیما یوشیج؛ بودم به کارگاه جوانی دوران روزهای جوانی مرا گذشت

شعر شماره ۲۴

بودم به کارگاه جوانی دوران روزهای جوانی مرا گذشت

در عشق های دلکش و شیرین (شیرین چو وعده ها)

یا عشق های تلخ کز آنم نبود کام. فی الجمله گشت دور جوانی مرا تمام.

آمد مرا گذار به پیری

اکنون که رنگ پیری بر سر کشیده ام فکری است باز در سرم از عشق های تلخ

لیک او نه نام داند از من نه من از او فرق است در میانه که در غره یا به سلخ.

مطلب مشابه: شعر شماره ۲۳ از مجموعه اشعار نیما یوشیج؛ شب آمد مرا وقت غریدن است …

مطلب مشابه: شعر شماره ۲۲ از مجموعه اشعار نیما یوشیج؛ چوک و چوک!… گم کرده راهش در شب تاریک …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از نیما یوشیج، به احساسات و تجربیات شاعر در دوران جوانی و پیری می‌پردازد. در ادامه، این شعر را به زبان ساده توضیح می‌دهم:

توضیحات شعر:

1. دوران جوانی: شاعر به یاد می‌آورد که در کارگاه جوانی‌اش بوده و روزهای جوانی‌اش به سرعت گذشته است. این نشان‌دهنده‌ی گذر زمان و خاطرات شیرین و دلکش جوانی است.

2. عشق‌های شیرین و تلخ: او به عشق‌هایی که در دوران جوانی تجربه کرده اشاره می‌کند. برخی از این عشق‌ها دلکش و شیرین بوده‌اند، مانند وعده‌های خوش، و برخی دیگر تلخ و ناامیدکننده.

3. پایان جوانی: شاعر به این نتیجه می‌رسد که دوران جوانی‌اش تمام شده است و این احساس او را به فکر فرو می‌برد.

4. آغاز پیری: اکنون که رنگ پیری بر سرش نشسته، او به یاد عشق‌های تلخ گذشته‌اش می‌افتد. این بخش نشان‌دهنده‌ی تأمل او بر روی تجربیاتش در زندگی است.

5. فقدان ارتباط: شاعر اشاره می‌کند که اکنون دیگر نه آن شخص (عشقش) او را می‌شناسد و نه او آن شخص را می‌شناسد. این نشان‌دهنده‌ی فاصله‌ای است که میان آن‌ها ایجاد شده و غم ناشی از آن.

6. اختلاف بین آن‌ها: شاعر به تفاوت‌ها و فاصله‌های عاطفی میان خود و عشقش اشاره دارد، که ممکن است به دلیل گذر زمان یا تغییر شرایط باشد.

نتیجه‌گیری:

این شعر بیانگر تأملات شاعر درباره‌ی گذر زمان، عشق، جوانی و پیری است. او احساساتی از شیرینی و تلخی عشق را مرور می‌کند و به این نتیجه می‌رسد که با گذشت زمان، ارتباطات و احساسات تغییر می‌کنند. شاعر در این شعر به زیبایی احساسات انسانی را به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد که چگونه تجربیات گذشته، همواره در ذهن ما باقی می‌مانند.

مطلب مشابه: شعر شماره ۲۱ از مجموعه اشعار نیما یوشیج؛ شب همه شب شکسته خواب به چشمم …

مطلب مشابه: شعر شماره ۲۰ از مجموعه اشعار نیما یوشیج؛ شب است، شبی بس تیرگی دمساز با آن …

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.