رباعی شماره ۴۰ از رباعیات خیام / گر شاخِ بقا ز بیخِ بختت رُسْته‌ست با تفسیر

بررسی رباعی شماره ۴۰ خیام با مطلع «گر شاخ بقا ز بیخ بختت رُسته‌ست». تفسیری بر این رباعی که با تصویر خیمهٔ تن، ناپایداری زندگی و سستی پایه‌های آن را به رخ مخاطب می‌کشد و او را از تکیه بر ظواهر فریبندهٔ دنیا برحذر می‌دارد. ⛺

رباعی شماره ۴۰ از رباعیات حکیم عمر خیام نیشابوری، با مطلعِ «گر شاخِ بقا ز بیخِ بختت رُسْته‌ست…»، یکی از تأمل‌برانگیزترین سروده‌های این فیلسوف و ریاضی‌دان بزرگ است که در آن، با تمثیلِ «خیمهٔ تن» و «چارمیخِ سست»، به ناپایداریِ وجود انسان و فریبندگیِ ظواهر زندگی پرداخته شده است . خیام در این رباعی، حتی اگر بخت و اقبال یار باشد و تندرستی و عمر چون جامه‌ای برازنده بر تن نشسته باشد، هشدار می‌دهد که نباید بر این «خیمهٔ موقت» تکیه کرد؛ زیرا پایه‌های آن سست و لرزان است . در این بخش از سایت، ضمن ارائهٔ متن کامل این رباعی و تفسیر روان و ساده از آن، به بررسی درون‌مایهٔ ناپایداریِ حیات، فریبندگیِ ظواهر، و دعوتِ خیام به هوشیاری در برابر دلبستگی‌های دنیوی خواهیم پرداخت.

رباعی شماره ۴۰ از رباعیات خیام / گر شاخِ بقا ز بیخِ بختت رُسْته‌ست با تفسیر

رباعی شماره ۴۰ خیام

گر شاخِ بقا ز بیخِ بختت رُسْته‌ست

ور بر تنِ تو، عُمْر، لباسی چُسْت است

در خیمهٔ تن که سایبانی‌ست تو را

هان تکیه مکن که چارمیخش سُسْت است

رباعیات بیشتر از خیام: رباعی شماره ۳۹ از رباعیات خیام | رباعی شماره ۳۸ از رباعیات خیام

تفسیر این رباعی

تفسیر این رباعی

این رباعی از حکیم عمر خیام نیشابوری، یکی از تأمل‌برانگیزترین، واقع‌بینانه‌ترین و هشداردهنده‌ترین سروده‌های اوست. خیام در این شعر با زبانی ساده و تصویری، به ناپایداری زندگی، به شاخ بقا (جاودانگی)، به لباس عمر، و به خیمه‌ی تن اشاره می‌کند. او می‌گوید که اگر شاخ بقا از بیخ بخت تو روییده و اگر عمر بر تن تو لباسی محکم است، به خیمه‌ی تن که سایبانی برای توست، تکیه مکن، زیرا چهارمیخش سست است.

 فضای کلی رباعی

خیام در این رباعی به چند نکته اساسی اشاره می‌کند:

– شاخ بقا از بیخ بخت – اگر شاخ جاودانگی از ریشه‌ی بخت تو روییده است.

– لباس عمر – اگر عمر بر تن تو لباسی محکم و دوخته است.

– خیمه‌ی تن – تن، خیمه‌ای است که سایبان توست.

– چارمیخ سست – چهارمیخ این خیمه (پایه‌های بدن) سست است.

 تفسیر بیت‌به‌بیت

 مصراع اول:

«گر شاخِ بقا ز بیخِ بختت رُسْته‌ست»

– اگر شاخ بقا (جاودانگی) از بیخ (ریشه) بخت تو روییده است،

– یعنی اگر بخت و اقبال تو، جاودانگی را برایت به ارمغان آورده است.

 مصراع دوم:

«ور بر تنِ تو، عُمْر، لباسی چُسْت است»

– و اگر عمر، بر تن تو لباسی محکم و دوخته است،

– یعنی اگر عمر تو، لباسی محکم و پایدار بر تن توست.

 مصراع سوم:

«در خیمهٔ تن که سایبانی‌ست تو را»

– در خیمه‌ی تن که سایبانی برای توست،

– تن، خیمه‌ای است که بر تو سایه می‌افکند.

رباعیات بیشتر از خیام: رباعی شماره ۳۷ از رباعیات خیام | رباعی شماره ۳۶ از رباعیات خیام

 مصراع چهارم:

«هان تکیه مکن که چارمیخش سُسْت است»

– هشدار! تکیه مکن، زیرا چهارمیخ آن (پایه‌های بدن) سست است.

– یعنی تن، پایه‌های محکمی ندارد و ناپایدار است.

 تحلیل عمیق‌تر

 ۱. شاخ بقا از بیخ بخت

خیام می‌گوید که اگر جاودانگی از بخت تو روییده است، باز هم نباید به آن تکیه کنی. این نشان می‌دهد که حتی اگر بخت و اقبال با تو باشد، ناپایداری زندگی را نباید فراموش کرد.

 ۲. لباس عمر

عمر، لباسی است که بر تن تو دوخته شده است. اما این لباس، هرچند محکم به نظر برسد، در نهایت کهنه و پاره می‌شود.

 ۳. خیمه تن

تن، خیمه‌ای است که بر تو سایه می‌افکند. اما این خیمه، پایه‌های محکمی ندارد و ممکن است هر لحظه فرو ریزد.

 ۴. چارمیخ سست

چهارمیخ خیمه‌ی تن (پایه‌های بدن) سست است. این اشاره به ناپایداری جسم انسان دارد.

 ۵. تکیه نکردن

خیام هشدار می‌دهد که به تن و عمر ناپایدار تکیه نکن. این نشان از نگاه واقع‌بینانه‌ی او به زندگی دارد.

 خلاصه به زبان ساده

خیام می‌گوید:

اگر شاخ جاودانگی از ریشه بخت تو روییده و اگر عمر، لباسی محکم بر تن توست، به خیمه‌ی تن که سایبان توست، تکیه مکن، زیرا چهارمیخش سست است.

 نکته پایانی

این رباعی خیام، سرود ناپایداری زندگی و هشدار به تکیه نکردن بر تن و عمر است. خیام در این شعر، با زبانی ساده و تصویری، از شاخ بقا، از لباس عمر، از خیمه‌ی تن، و از چارمیخ سست سخن می‌گوید. او می‌گوید که حتی اگر بخت و اقبال با تو باشد، نباید به تن و عمر ناپایدار تکیه کنی. این رباعی، یکی از بهترین نمونه‌های شعر واقع‌بینانه و فلسفی خیام است که در آن، ناپایداری زندگی و هشدار به تکیه نکردن بر آن، به زیبایی به تصویر کشیده شده است.

رباعیات بیشتر از خیام: رباعی شماره ۳۵ از رباعیات خیام | رباعی شماره ۳۴ از رباعیات خیام

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.