غزل شماره ۸۵ از غزلیات صائب تبریزی؛ من گرفتم ساختی پوشیده سال خویش را …

در این بخش از سایت ادبی و هنری روزانه غزل شماره ۸۵ از غزلیات صائب تبریزی را برای شما دوستان و عزیزان آماده کرده ایم. صائب در غزلیات خود به کارگیری تصاویر شاعرانه و تشبیهات زیبا را به خوبی انجام داده است. این ویژگی‌ها باعث می‌شود که شعر او برای خواننده جذاب و تاثیرگذار باشد. همچنین غزل شماره ۸۶ از غزلیات صائب تبریزی؛ من که خواهم محو از عالم نشانِ خویش را … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۸۵ از غزلیات صائب تبریزی؛ من گرفتم ساختی پوشیده سال خویش را ...

غزل شماره ۸۵ از صائب تبریزی

من گرفتم ساختی پوشیده سال خویش را

چون کنی پنهان ز چشم خلق حال خویش را؟

وارثان را کرد مستغنی ز احسان اجل

هر که پیش از مرگ قسمت کرد مال خویش را

چون صدف، گوهر اگر ریزند در دامن مرا

برنیارم ز آستین دست سؤال خویش را

در میان جمع تا چون شمع باشی سرفراز

سبزدار از آب چشم خود نهال خویش را

می گدازندت به چشم شور، این نادیدگان

من گرفتم بدر گرداندی هلال خویش را

می شود افزون غبار کلفتم چون آسیا

می زنم بر یکدگر چندان که بال خویش را

رحم کن ای گوهر سیراب بر لب تشنگان

چند داری در گره آب زلال خویش را

وقت رفتن نیست در دنبال چشم حسرتش

هر که پیش از خود فرستاده است مال خویش را

پرده حیرت جهان را چشم بندی کرده است

از که می داری نهان یارب جمال خویش را

نه ز دلسوزی است خوبان گر به دل رحمی کنند

تازه دارد بهر خود ریحان سفال خویش را

هر که گردیده است صائب زخمی عین الکمال

می کند پوشیده از مردم کمال خویش را

مطلب مشابه: غزل شماره ۸۴ از غزلیات صائب تبریزی؛ تر به اشکِ تلخ می‌سازم دِماغِ خویش را …

مطلب مشابه: غزل شماره ۸۳ از غزلیات صائب تبریزی؛ غوطه دادم در دلِ الماس داغِ خویش را …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

1.  “من گرفتم ساختی پوشیده سال خویش را / چون کنی پنهان ز چشم خلق حال خویش را؟”

       *تفسیر ساده: شاعر می‌گوید: “من متوجه شدم که تو زندگی و وجود واقعی خودت را در طول سال‌ها پنهان کرده‌ای. چرا حالت درونی و حقیقت خود را از چشم مردم مخفی می‌داری؟” این بیت به نوعی اشاره به پنهان‌کاری یا زندگی نکردن با تمام وجود دارد.

2.  “وارثان را کرد مستغنی ز احسان اجل / هر که پیش از مرگ قسمت کرد مال خویش را”

       *تفسیر ساده: هر کسی که ثروت و دارایی خود را قبل از مرگ تقسیم کند و به وارثانش برساند، باعث می‌شود که آن‌ها (یا خودش) از “لطف مرگ” (یعنی انتظار کشیدن برای مرگ و سپس دست و پا زدن برای ارث، یا ممکن است منظور، از بین رفتن مال پس از مرگ باشد) بی‌نیاز شوند. یعنی با تقسیم اموال در زمان حیات، مشکلات ثانویه برای وارثان ایجاد نمی‌شود.

3.  “چون صدف، گوهر اگر ریزند در دامن مرا / برنیارم ز آستین دست سؤال خویش را”

       *تفسیر ساده: حتی اگر مثل یک صدف، مروارید (ثروت یا بخشش) در دامنم بریزند، من دست نیاز و سؤال خود را از آستینم بیرون نخواهم آورد. این ابیات نشان‌دهنده عزت نفس، استقلال و خودکفایی است؛ یعنی حتی در صورت دریافت نعمت، باز هم نیازمند کسی نخواهی شد.

4.  “در میان جمع تا چون شمع باشی سرفراز / سبزدار از آب چشم خود نهال خویش را”

       *تفسیر ساده: (برای اینکه) در جمع سربلند و برجسته باشی (مانند شمع که نور می‌دهد)، “نهال” وجودت را (منظور شخصیت، استعداد یا تلاش‌هایت است) با “آب چشم” خودت (اشاره به اشک شوق، اشک حزن، یا رنج و تلاش فراوان) آبیاری کن و زنده نگه دار. یعنی برای رشد و سربلندی، باید رنج کشید و از وجود خودت مایه گذاشت.

5.  “می گدازندت به چشم شور، این نادیدگان / من گرفتم بدر گرداندی هلال خویش را”

       *تفسیر ساده: این افراد نادان و حسود، تو را با چشم بد و حسادت می‌سوزانند (منظور آزار و اذیت روحی است). شاعر با این جمله، فرض را بر این می‌گذارد که تو (خواننده/مخاطب) توانسته‌ای “هلال” (مرحله ابتدایی یا جنبه‌ای از وجودت) را به “بدر” (کمال و تمامیت) تبدیل کنی. یعنی این حسودان هر کاری کنند، تو پیشرفت کرده‌ای.

6.  “می شود افزون غبار کلفتم چون آسیا / می زنم بر یکدگر چندان که بال خویش را”*

       تفسیر ساده: (حال شاعر درباره خودش می‌گوید): غبار سختی و مشقت من، مانند سنگ آسیا زیاد می‌شود، زیرا “بال‌های” خود (منظور تلاش‌ها، توانایی‌ها یا جنبه‌های وجودی‌اش) را زیاد به کار می‌گیرد و درهم می‌کوبد. این بیت حس خستگی و تلاش مداوم را نشان می‌دهد که نتیجه‌اش انباشتگی مشکلات یا غبار سختی است.

7.  “رحم کن ای گوهر سیراب بر لب تشنگان / چند داری در گره آب زلال خویش را”

       *تفسیر ساده: ای گوهر (وجود) سیراب و پرمایه! بر لب تشنگان (افراد نیازمند دانش، کمک یا لطفی) رحم کن. تا کی می‌خواهی آب گوارای وجودت را (علم، دانش، بخشش) در “گره” (یعنی برای خودت، در انبار یا در زمان نیازت) نگه داری؟ این دعوت به بخشش و ایثار است.

8.  “وقت رفتن نیست در دنبال چشم حسرتش / هر که پیش از خود فرستاده است مال خویش را”

       *تفسیر ساده: وقتی مرگ فرا رسد، کسی که ثروت و دارایی خود را پیش از خود (برای آخرت یا برای گشایش کار دیگران) فرستاده باشد، دیگر چشم حسرت به مال از دست رفته‌اش نخواهد داشت. این بیت نیز بر اهمیت اعمال خیر و انفاق پیش از مرگ تاکید دارد.

9.  “پرده حیرت جهان را چشم بندی کرده است / از که می داری نهان یارب جمال خویش را”

       *تفسیر ساده: پرده سرگردانی و حیرت، چشمان جهان را بسته است (همه در سردرگمی هستند). خدایا! تو زیبایی و جمال حقیقی خودت را از چه کسی پنهان می‌داری؟ این بیت حالتی از حیرت و تعجب از پنهان بودن حقیقت یا زیبایی مطلق (که می‌تواند اشاره به خداوند یا کمال باشد) است.

10. “نه ز دلسوزی است خوبان گر به دل رحمی کنند / تازه دارد بهر خود ریحان سفال خویش را”

       *تفسیر ساده: اگر نیکان (انسان‌های خوب) به دل کسی رحم می‌کنند، دلیلش دلسوزی محض نیست؛ بلکه آن‌ها برای خودشان “ریحان سفال خویش” (منظور، دل و وجود خودشان) را تازه و شاداب نگه می‌دارند. یعنی کمک به دیگران، در نهایت برای خود فرد نیز سودمند است و باعث رضایت و طراوت روحی او می‌شود.

11. “هر که گردیده است صائب زخمی عین الکمال / می کند پوشیده از مردم کمال خویش را”

       *تفسیر ساده: (و در نهایت شاعر، یعنی صائب، می‌گوید): هر کسی که به مرتبه کمال رسیده و زخم (تجربه‌های سخت یا درک عمیق) خورده است، کمال و دانش واقعی خود را از مردم پنهان می‌کند. این بیت اشاره به تواضع افراد وارسته دارد که با وجود رسیدن به کمال، از خودنمایی پرهیز می‌کنند.

ترجمه کلی و پیام شعر

در مجموع، این شعر بر مفاهیمی چون *خودشناسی، استقلال، عزت نفس، اهمیت تلاش و پشتکار، بخشش و ایثار، عاقبت‌نگری در امور مالی و اعمال خیر، و تواضع افراد وارسته* تاکید دارد. شاعر با زبانی بلیغ، خواننده را به تأمل در این ارزش‌ها دعوت می‌کند و نکات اخلاقی و عرفانی را به شیوه‌ای زیبا بیان می‌دارد.

مطلب مشابه: غزل شماره ۸۲ از غزلیات صائب تبریزی؛ صرفِ بیکاری مگردان روزگار خویش را …

مطلب مشابه: غزل شماره ۸۱ از غزلیات صائب تبریزی؛ از صفای دل نباشد حاصلی درویش را …

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.