غزل شماره ۸۱ از غزلیات صائب تبریزی؛ از صفای دل نباشد حاصلی درویش را …
غزل شماره ۸۱ از غزلیات صائب تبریزی را در روزانه برای شما اهالی شعر آماده کرده ایم. غزلیات صائب تبریزی یکی از مهمترین و برجستهترین آثار شعر فارسی به شمار میرود. صائب تبریزی، شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری، با نبوغ و خلاقیت خود توانست غزلیاتی عمیق و زیبا خلق کند که به لحاظ ادبی و هنری دارای اهمیت ویژهای هستند. همچنین غزل شماره ۸۲ از غزلیات صائب تبریزی؛ صرفِ بیکاری مگردان روزگار خویش را … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۸۱
از صفای دل نباشد حاصلی درویش را
نان به خون تر میشود صبح صداقتکیش را
نیست غیر از بستنِ چشم و لب و گوش و دهان
رخنهای گر هست این زندانِ پر تشویش را
شرکت روزی خسیسان را به فریاد آورد
بر سرِ نانپاره سگ دشمن بود درویش را
مردمِ کوتهنظر در انتظارِ محشرند
نقد باشد محنتِ فردا مآلاندیش را
آسمانِ سنگدل از خاکِ راهش برنداشت
بر زمین چندان که زد خورشیدِ تابان خویش را
در خورِ پروانهام بزمِ جهان شمعی نداشت
سوختم از گرمی پرواز، بالِ خویش را
صبرکن بر تلخکامیها که آخر روزگار
چشمهسارِ نوش سازد بوسهگاهِ نیش را
از حبابِ خود هزاران چشم در هر جلوهای
میکند ایجاد دریا تا ببیند خویش را
گر به درد آمد دلت از نالهٔ صائب، ببخش
ناله دردآلود میباشد درونِ ریش را
مطلب مشابه: غزل شماره ۸۰ از غزلیات صائب تبریزی؛ نوشِ این غمخانه در دنبال دارد نیش را …
مطلب مشابه: غزل شماره ۷۹ از غزلیات صائب تبریزی؛ چند بتوان خاک زد در چشم، عقل و هوش را؟
تفسیر این شعر

این شعر از شاعر بزرگ فارسیزبان، صائب تبریزی، است و موضوعات عمیق انسانی و فلسفی را به تصویر میکشد. بیایید این شعر را به زبان ساده توضیح دهیم:
1. حاصلی نداشتن درویش: شاعر میگوید که اگر دل انسان صاف و پاک باشد، برای درویش (انسان ساده و بیادعا) نتیجهای ندارد. او به این نکته اشاره میکند که زندگی گاهی سخت و ناپایدار است.
2. زندانی بودن انسان: شاعر بیان میکند که انسانها با بستن چشمها، گوشها و دهانها خود را در یک زندان پر از تشویش قرار میدهند. این به معنای نادیده گرفتن واقعیتها و مشکلات زندگی است.
3. خسیسان و فریاد: در اینجا شاعر به افرادی اشاره دارد که در جستجوی روزی هستند و برای نان خود به هر چیزی چنگ میزنند. او میگوید که درویش، به مانند سگی است که بر سر تکهای نان با دشمنانش درگیر است.
4. مردم کوتهنظر: شاعر به مردم اشاره میکند که فقط به فکر محشر (روز قیامت) هستند و از مشکلات امروز غافلند. او میگوید که دردهای امروز باید مورد توجه قرار گیرد.
5. آسمان سنگدل: در اینجا شاعر به آسمان اشاره میکند که از خاک راهش برنمیدارد. این نشاندهندهی بیتوجهی طبیعت به سختیهای انسانهاست.
6. بزم جهان و پروانه: شاعر احساس میکند که در دنیای بزرگ هیچ جایی برای او وجود ندارد و از گرمی پرواز سوخته است. این به معنای احساس تنهایی و بیپناهی است.
7. صبر بر تلخیها: او به ما توصیه میکند که بر تلخیهای زندگی صبر کنیم، زیرا روزگاری خواهد آمد که این تلخیها به شیرینی تبدیل خواهد شد.
8. حباب و دریا: شاعر به حبابی اشاره میکند که در تلاش است تا خود را در دریا ببیند. این نمادی از تلاش انسان برای شناخت خود و حقیقت وجودش است.
9. ناله دردآلود: در پایان، شاعر میگوید اگر دلتان از نالههای او ناراحت شد، ببخشید، زیرا نالههای او دردناک هستند و ناشی از رنجهای درونی اوست.
به طور کلی، این شعر بیانگر احساسات عمیق انسانی، رنج، تنهایی و تلاش برای فهمیدن خود و زندگی است. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و نمادین، احساسات پیچیدهای را به تصویر کشیده است.
مطلب مشابه: غزل شماره ۷۸ از غزلیات صائب تبریزی؛ بر جگر تا خوردهام نیشِ خمارِ نوش را …
مطلب مشابه: غزل شماره ۷۷ از غزلیات صائب تبریزی؛ پردهدارِ حرفِ دعوی کن لبِ خاموش را …










