غزل شماره ۸۰ از غزلیات صائب تبریزی؛ نوشِ این غمخانه در دنبال دارد نیش را …
غزل شماره ۸۰ از غزلیات صائب تبریزی را در روزانه خوانده و لذت ببرید. غزلیات صائب تنها به عشق محدود نمیشود بلکه موضوعاتی چون عرفان، طبیعت، زندگی اجتماعی و فلسفه را نیز در بر میگیرد. این تنوع باعث میشود که آثار او برای طیف وسیعی از خوانندگان جذاب باشد. همچنین غزل شماره ۸۱ از غزلیات صائب تبریزی؛ از صفای دل نباشد حاصلی درویش را … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۸۰ از صائب
نوشِ این غمخانه در دنبال دارد نیش را
شکوهای از تلخکامی نیست دوراندیش را
سوزِ دل از دست میگیرد عنانِ اختیار
شمع نتواند گره زد اشک و آهِ خویش را
خالِ مشکین است ازان سیبِ ذَقَن ظاهر شده؟
یا شبِ قدری است گِرد آورده نورِ خویش را
حاصلی غیر از جگر خوردن ندارد راستی
نان به خون تر میشود صبحِ صداقتکیش را
پیشِ پای فکرِ رنگین هیچ راهی دور نیست
چون حنا یک شب به هندستان رساند خویش را
میرود از کوتهاندیشی به استقبالِ مرگ
بی ضرورت میدواند هر که اسبِ خویش را
گرچه میسازند خود را دیگران در خانه جمع
گم کند در خانهٔ آیینه خودبین خویش را
پاسِ همراهانِ کاهل سنگِ راهِ من شده است
ورنه صائب من به منزل میرساندم خویش را
مطلب مشابه: غزل شماره ۷۹ از غزلیات صائب تبریزی؛ چند بتوان خاک زد در چشم، عقل و هوش را؟
مطلب مشابه: غزل شماره ۷۸ از غزلیات صائب تبریزی؛ بر جگر تا خوردهام نیشِ خمارِ نوش را …
تفسیر این شعر زیبا

این شعر از شاعر بزرگ ایرانی، صائب تبریزی، است و به بیان احساسات عمیق و تفکرات فلسفی او میپردازد. در ادامه، هر بیت را به زبان ساده توضیح میدهم:
1. بیت اول: شاعر میگوید که غم و اندوهی که در زندگیاش دارد، مانند نیشی است که او را آزار میدهد. او به دوراندیشی و حکمت اشاره میکند و میگوید که از تلخیهای زندگی شکوهای نمیکند.
2. بیت دوم: شاعر بیان میکند که سوز دل و دردهایش از دستش خارج شده و او نمیتواند اشکها و آههایش را کنترل کند. این نشاندهنده شدت احساسات اوست.
3. بیت سوم: شاعر به زیبایی یک معشوق اشاره میکند و میپرسد که آیا خال مشکین (نقطه سیاه) بر روی سیب ذقن اوست یا اینکه شب قدر (شب با ارزش) است که نور خود را جمع کرده است.
4. بیت چهارم: او بیان میکند که در زندگی واقعی، نتیجهای جز درد و رنج ندارد. صبح صداقت باعث میشود که نان (زندگی) به خون (رنج) تر شود.
5. بیت پنجم: شاعر میگوید که در برابر افکار رنگین و فریبنده، هیچ راهی دور نیست. او به حنا (رنگ) اشاره میکند که یک شب به هندستان میرسد، یعنی زیبایی و جذابیت به راحتی به دست میآید.
6. بیت ششم: شاعر اشاره میکند که کسی که فکرهای کوتاهمدت دارد، به استقبال مرگ میرود و بدون دلیل، خود را درگیر مشکلات میکند.
7. بیت هفتم: او بیان میکند که اگرچه دیگران خود را در خانه جمع کردهاند، اما او در خانه خود، در آینه خودش گم شده است. این نشاندهنده تنهایی و انزوای اوست.
8. بیت هشتم: شاعر میگوید که همراهان بیعلاقهاش، سنگی بر سر راه او شدهاند و اگر نه، او به راحتی به منزل خود میرسید.
به طور کلی، این شعر نمایانگر دردها، اندیشهها و احساسات عمیق شاعر است که در جستجوی حقیقت و زیبایی در زندگی است، اما با موانع و چالشهای زیادی روبروست.
مطلب مشابه: غزل شماره ۷۷ از غزلیات صائب تبریزی؛ پردهدارِ حرفِ دعوی کن لبِ خاموش را …
مطلب مشابه: غزل شماره ۷۶ از غزلیات صائب تبریزی؛ عشق کو تا چاک سازم جامهٔ ناموس را …










