غزل شماره ۷۸ از غزلیات صائب تبریزی؛ بر جگر تا خورده‌ام نیشِ خمارِ نوش را …

غزل شماره ۷۸ از غزلیات صائب تبریزی را در روزانه خوانده و لذت ببرید. شعرهای صائب معمولاً حاوی تحلیل‌های روان‌شناختی عمیق از انسان و روابط انسانی هستند که می‌تواند مورد توجه پژوهشگران علوم انسانی قرار گیرد. همچنین غزل شماره ۷۹ از غزلیات صائب تبریزی؛ چند بتوان خاک زد در چشم، عقل و هوش را؟ را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۷۸ از غزلیات صائب تبریزی؛ بر جگر تا خورده‌ام نیشِ خمارِ نوش را ...

غزل شماره ۷۸

بر جگر تا خورده‌ام نیشِ خمارِ نوش را

می‌کنم با درد سودا بادهٔ سرجوش را

مُهر بر لب زن که در خون غوطه (ور هرگز نساخت)

زخمِ دندانِ پشیمانی لبِ خاموش را

چون صدف هر کس به غورِ بحرِ خاموشی رسید

کاسهٔ دریوزهٔ سیماب سازد گوش را

بازیِ همواریِ ظاهر مخور از دشمنان

نانِ سوزن‌دار پیش‌افکن سگِ خاموش را

ای ردا از دوشِ من بردار دستِ التفات

کرده‌ام وقفِ سبوی می‌پرستان دوش را

کِلکِ شکربار صائب بر سرِ شور آمده است

تنگ شکر ساز یکسر پرده‌های گوش را

مطلب مشابه: غزل شماره ۷۷ از غزلیات صائب تبریزی؛ پرده‌دارِ حرفِ دعوی کن لبِ خاموش را …

مطلب مشابه: غزل شماره ۷۶ از غزلیات صائب تبریزی؛ عشق کو تا چاک سازم جامهٔ ناموس را …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از شاعر بزرگ ایرانی، صائب تبریزی، است و در آن احساسات عمیق عاشقانه و تفکرات فلسفی شاعرانه بیان شده است. در ادامه، هر بیت را به زبان ساده توضیح می‌دهم:

1. نیش خمار نوش: شاعر می‌گوید که از درد عشق و شوق به معشوق، مانند کسی که از شراب مست است، رنج می‌کشد. او با درد و اندوه خود، به نوشیدن باده‌ای که او را سرخوش می‌کند، می‌پردازد.

2. زخم دندان پشیمانی: در این بیت، شاعر به زخم‌هایی اشاره می‌کند که از پشیمانی و ندامت بر لبان او نشسته است. این زخم‌ها نماد غم و اندوهی هستند که ناشی از اشتباهات گذشته‌اش است.

3. صدف و بحر خاموشی: شاعر می‌گوید که هر کس به عمق سکوت و تنهایی خود برسد، مانند صدفی می‌شود که در دریا به جستجوی گوهر می‌پردازد. او به گوش‌هایش اشاره می‌کند که باید گوش به سخنان دل بدهند.

4. بازی همواری ظاهر: در اینجا، شاعر به ما هشدار می‌دهد که از ظاهر فریبنده دشمنان خود غافل نشویم. او به نوعی به ما می‌گوید که نباید به چیزهای سطحی توجه کنیم و باید از خطرات پنهان دوری کنیم.

5. ردای التفات: شاعر از کسی می‌خواهد که دست محبت و توجهش را از او برندارد. او خود را وقف عشق و محبت کرده و به دنبال سبوی شراب عشق می‌گردد.

6. کِلک شکربار: در این بیت، شاعر به حالتی اشاره می‌کند که روحش شاداب و شیرین شده است. او می‌گوید که در این حالت، پرده‌های گوشش به زیبایی‌های زندگی گوش فرا می‌دهند.

به طور کلی، این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه، دردهای ناشی از عشق، پشیمانی و جستجوی زیبایی‌های زندگی است. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و نمادین، احساسات خود را به تصویر کشیده و خواننده را به تفکر درباره عشق و زندگی دعوت می‌کند.

مطلب مشابه: غزل شماره ۷۵ از غزلیات صائب تبریزی؛ ننگِ کفرِ من به فریاد آورد ناقوس را …

مطلب مشابه: غزل شماره ۷۴ از غزلیات صائب تبریزی؛ نیست از رازِ نهانِ من خبر جاسوس را …

پیشنهاد مرتبط

فال‌های سرگرم‌کننده روزانه

پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.