غزل شماره ۷۵ از غزلیات صائب تبریزی؛ ننگِ کفرِ من به فریاد آورد ناقوس را …
غزل شماره ۷۵ از غزلیات صائب تبریزی را در روزانه بخوانید. صائب با استفاده از زبان ساده و در عین حال عمیق، توانسته است احساسات و افکار خود را به شیوهای نوین بیان کند. او در ساختار غزلها از قافیهها و وزنهای مختلف بهره برده و تنوعی خاص به شعر خود بخشیده است. همچنین غزل شماره ۷۶ از غزلیات صائب تبریزی؛ عشق کو تا چاک سازم جامهٔ ناموس را … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۷۵
ننگِ کفرِ من به فریاد آورد ناقوس را
میکِشد ایمانِ من در خون، لبِ افسوس را
از هوایِ نفسِ ظلمانی است سِیر و دورِ خلق
دود میآرد به جنبش صورتِ فانوس را
عیبِ خود دیدن مرا ز اهلِ هنر ممتاز کرد
منفعت از پا زیاد از پر بود طاوس را
خوفِ ما ز اعمالِ ناشایستِ خود باشد که نیست
نامهٔ قتلی به جز مکتوبِ خود، جاسوس را
عالَمِ معقول صائب روی بنماید ترا
گر توانی ترککردن عالمِ محسوس را
مطلب مشابه: غزل شماره ۷۴ از غزلیات صائب تبریزی؛ نیست از رازِ نهانِ من خبر جاسوس را …
مطلب مشابه: غزل شماره ۷۳ از غزلیات صائب تبریزی؛ نعل در آتش گدازد، روی گرمت بوس را …
تفسیر این شعر

این شعر از شاعر بزرگ ایرانی، صائب تبریزی است و در آن به موضوعاتی چون ایمان، خودشناسی، و تضاد بین دنیای مادی و معنوی پرداخته شده است. بیایید هر بیت را به زبان ساده توضیح دهیم:
1. ننگِ کفرِ من به فریاد آورد ناقوس را:
– شاعر از احساس شرم و ننگی که به خاطر کفر (عدم ایمان) خود دارد، سخن میگوید. این ننگ باعث شده که صدای ناقوس (که معمولاً نشانهای از هشدار یا فراخوانی است) او را به فریاد درآورد.
2. میکشد ایمانِ من در خون، لبِ افسوس را:
– ایمان او به حدی عمیق است که باعث میشود او در غم و اندوه غرق شود. این ایمان او را به افسوس و ناامیدی میکشاند.
3. از هوایِ نفسِ ظلمانی است سِیر و دورِ خلق:
– شاعر بیان میکند که انسانها به خاطر هوای نفس و خواستههای تاریک خود، از دیگران دور میشوند و در مسیر نادرستی قرار میگیرند.
4. دود میآرد به جنبش صورتِ فانوس را:
– این دود (که نماد مشکلات و گناهان است) باعث میشود که نور فانوس (نماد روشنایی و هدایت) تحت تأثیر قرار گیرد و نتواند به خوبی بدرخشد.
5. عیبِ خود دیدن مرا ز اهلِ هنر ممتاز کرد:
– شاعر با دیدن عیوب و نواقص خود، به نوعی به هنرمندان برتر تبدیل شده است، زیرا خودشناسی و نقد خود باعث رشد او شده است.
6. منفعت از پا زیاد از پر بود طاوس را:
– او میگوید که طاووس (پرندهای زیبا با پرهای رنگارنگ) به خاطر زیباییاش از پاهایش سود نمیبرد، بلکه زیباییاش از پرهایش ناشی میشود. اینجا شاعر به این نکته اشاره دارد که زیبایی ظاهری نباید فریبنده باشد.
7. خوفِ ما ز اعمالِ ناشایستِ خود باشد که نیست:
– ترس ما از اعمال ناپسند خودمان است، اما این ترس وجود ندارد و ما باید به آن توجه کنیم.
8. نامهٔ قتلی به جز مکتوبِ خود، جاسوس را:
– شاعر اشاره میکند که هیچ کس نمیتواند نامهای از مرگ او بنویسد جز خود او. اینجا تأکید بر مسئولیت فردی در قبال اعمال خود است.
9. عالَمِ معقول صائب روی بنماید ترا:
– اگر بخواهی، دنیای معقول و معنوی (عالم عقل) میتواند خود را به تو نشان دهد.
10. گر توانی ترککردن عالمِ محسوس را:
▪ برای رسیدن به دنیای معقول و معنوی، باید بتوانی دنیای مادی و محسوس (چیزهایی که با حواس قابل درک هستند) را ترک کنی.
این شعر به خوبی نشاندهندهی تضاد بین دنیای مادی و معنوی، خودشناسی و تأمل در اعمال فردی است. شاعر با استفاده از استعارهها و تصاویر زیبا، خواننده را به تفکر دربارهی زندگی و معنای آن دعوت میکند.
مطلب مشابه: غزل شماره ۷۲ از غزلیات صائب تبریزی؛ هر خسی قیمت نداند نالهٔ شبخیز را …
مطلب مشابه: غزل شماره ۷۱ از غزلیات صائب تبریزی؛ از فغان شد سرگرانی بیش آن طناز را …










