غزل شماره ۷۲ از غزلیات صائب تبریزی؛ هر خسی قیمت نداند نالهٔ شبخیز را …

غزل شماره ۷۲ از غزلیات صائب تبریزی را در روزانه بخوانید. صائب با استفاده از زبان ساده و در عین حال عمیق، توانسته است احساسات و افکار خود را به شیوه‌ای نوین بیان کند. او در ساختار غزل‌ها از قافیه‌ها و وزن‌های مختلف بهره برده و تنوعی خاص به شعر خود بخشیده است. همچنین غزل شماره ۷۳ از غزلیات صائب تبریزی؛ نعل در آتش گدازد، روی گرمت بوس را … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۷۲ از غزلیات صائب تبریزی؛ هر خسی قیمت نداند نالهٔ شبخیز را ...

غزل شماره ۷۲

هر خسی قیمت نداند نالهٔ شبخیز را

خسروی باید که داند قدر این شبدیز را

خامشی دریا و گفت و گو خس و خاشاکِ اوست

پاک‌کن از خار و خس این بحرِ گوهرخیز را

دفترِ گل را به آبِ چشم خواهد پاک شست

گر ببیند بلبل آن رخسارِ شبنم‌خیز را

تیزیِ مژگانِ او گفتم شود از خواب کم

خوابِ سنگین شد فسان آن دشنهٔ خونریز را

عشق خونخوار از دلِ پرخون فزون گیرد خبر

بیش دارد پاس ساقی ساغرِ لبریز را

شوکت شاهی سبک‌سنگ است در میزانِ عدل

عشق می‌گیرد به خونِ کوهکن پرویز را

در قیامت کشتهٔ ناز تو می‌غلطد به خون

برنیاید زود خون از زخم، تیغِ تیز را

در بهارِ سرخ‌رویی همچو جنّت غوطه داد

فکرِ رنگینِ تو صائب خطّهٔ تبریز را

مطلب مشابه: غزل شماره ۷۱ از غزلیات صائب تبریزی؛ از فغان شد سر‌گرانی بیش آن طناز را …

مطلب مشابه: غزل شماره ۷۰ از غزلیات صائب تبریزی؛ شد غرور حسن از خط بیش آن طناز را …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر زیبا از شاعر بزرگ ایرانی، صائب تبریزی، احساسات عمیق عشق و زیبایی را به تصویر می‌کشد. در ادامه، متن شعر را به زبان ساده توضیح می‌دهم:

▎توضیحات شعر

1. بند اول:

   شاعر می‌گوید که کسی که قدر ناله و غم شب را نمی‌داند، نمی‌تواند ارزش زیبایی و لطافت شبدیز (اسب سفید) را بفهمد. یعنی فقط کسانی که درک عمیقی از احساسات دارند، می‌توانند زیبایی‌های واقعی را بشناسند.

2. بند دوم:

   خاموشی دریا به خاطر وجود خس و خاشاک (زائدات) است. شاعر از ما می‌خواهد که این زوائد را از دریای گوهرخیز (پر از جواهر) پاک کنیم. اینجا اشاره به این است که برای رسیدن به زیبایی‌های واقعی، باید زشتی‌ها و بی‌ارزش‌ها را کنار بگذاریم.

3. بند سوم:

   بلبل (پرنده‌ای عاشق) اگر آن چهره‌ی زیبا و شفاف را ببیند، اشک‌هایش را برای پاک کردن دفتر گل (زندگی یا یادداشت‌های عاشقانه) خواهد ریخت. این بیانگر عشق عمیق و احساساتی است که در دل بلبل وجود دارد.

4. بند چهارم:

   شاعر می‌گوید که اگر مژگان (مژه‌ها) او خواب را کم کنند، خواب سنگینی به سراغش می‌آید، مثل دشنه‌ای خونریز. اینجا به قدرت و زیبایی چشم‌ها اشاره دارد که می‌تواند خواب را از انسان بگیرد.

5. بند پنجم:

   عشق خونخوار از دل پرخون خبر می‌گیرد و ساقی (خدمتکار شراب) بیشتر از آنچه که انتظار می‌رود، مراقب ساغر لبریز است. اینجا اشاره به درد و رنج ناشی از عشق دارد.

6. بند ششم:

   شوکت (عظمت) پادشاهی در مقیاس عدالت سبک است، در حالی که عشق به خون کوهکن پرویز (شخصیتی افسانه‌ای) سنگین‌تر است. این بیانگر این است که عشق از هر قدرت و مقام دیگری مهم‌تر و باارزش‌تر است.

7. بند هفتم:

   در روز قیامت، کسی که به خاطر ناز تو کشته شده، در خون خود غوطه‌ور خواهد شد. اینجا اشاره به عواقب عشق و دردهای ناشی از آن دارد.

8. بند هشتم:

   شاعر در بهار زیبایی تو را مانند بهشت غوطه‌ور می‌کند و فکر رنگین تو در خطه تبریز (منطقه‌ای زیبا) را به تصویر می‌کشد. اینجا به زیبایی و لطافت عشق اشاره دارد.

▎جمع‌بندی

شعر صائب تبریزی درباره عشق، زیبایی و دردهای ناشی از آن است. او با استفاده از تصاویری زیبا و عمیق، احساسات انسانی را بیان می‌کند و ما را به تفکر درباره ارزش‌های واقعی زندگی دعوت می‌کند.

مطلب مشابه: غزل شماره ۶۹ از غزلیات صائب تبریزی؛ چرب‌نرمی می‌کند کوته‌زبان شمشیر را …

مطلب مشابه: غزل شماره ۶۸ از غزلیات صائب تبریزی؛ خوب دارد زاهدِ شیاد، داروگیر را …

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.