غزل شماره ۶۸ از غزلیات صائب تبریزی؛ خوب دارد زاهدِ شیاد، داروگیر را …

غزل شماره ۶۸ از غزلیات صائب تبریزی را در روزانه بخوانید. صائب تبریزی به عنوان یکی از پیشگامان شعر فارسی، تأثیر زیادی بر شاعران بعدی گذاشته است. بسیاری از شاعران معاصر و بعد از او تحت تأثیر سبک و زبان او قرار گرفته‌اند. همچنین غزل شماره ۶۹ از غزلیات صائب تبریزی؛ چرب‌نرمی می‌کند کوته‌زبان شمشیر را … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۶۸ از غزلیات صائب تبریزی؛ خوب دارد زاهدِ شیاد، داروگیر را ...

غزل شماره ۶۸

خوب دارد زاهدِ شیاد، داروگیر را

دامِ دردانه است پنهان سبحهٔ تزویر را

در نشاط و خرمی، غافل نمی‌جوید سبب

زعفران حاجت نباشد خنده تصویر را

نفسِ قابل را دمِ گرمی به اصلاح آورد

راست سازد گوشهٔ چشمی به یکدم تیر را

لال خواهی خصم را، گردآوری‌‌ کُن خویش را

کاین سپر دندانه می‌سازد دمِ شمشیر را

گردنِ رعنا غزالان را کند خط چربِ نرم

نی به ناخن می‌کند مورِ ضعیفی شیر را

نیست مجنونِ مرا پروایی از بندِ گران

آب سازد آتشِ سودای من زنجیر را

روی خاک از سایه دستش نگارین گَشته بود

پیشتر زان کز نیام آرد برون شمشیر را

چرب‌نرمی کن که بارانِ ملایم می‌کند

چون گلِ بی‌خار صائب خارِ دامنگیر را

مطلب مشابه: غزل شماره ۶۷ از غزلیات صائب تبریزی؛ مُهرِ خاموشی کند کوته‌زبان تقریر را …

مطلب مشابه: غزل شماره ۶۶ از غزلیات صائب تبریزی؛ وصفِ زلفِ یار عاجز می‌کند تقریر را …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از شاعر بزرگ ایرانی، صائب تبریزی است و به زیبایی مضامین فلسفی و اجتماعی را بیان می‌کند. در ادامه، هر بیت را به زبان ساده توضیح می‌دهیم:

1. خوب دارد زاهدِ شیاد، داروگیر را

   زاهدی که در ظاهر خود را پارسا نشان می‌دهد، به خوبی داروگیر (پزشک) را فریب می‌دهد.

2. دامِ دردانه است پنهان سبحهٔ تزویر را

   در حقیقت، او با تزویر و نیرنگ خود دام‌هایی را پنهان کرده است که برای دیگران دردسرساز است.

3. در نشاط و خرمی، غافل نمی‌جوید سبب

   در حال خوشی و شادی، او دلیلی برای این خوشحالی نمی‌جوید و به دنبال علت آن نیست.

4. زعفران حاجت نباشد خندهٔ تصویر را

   این خوشحالی و خنده به زعفران (نماد زیبایی و خوشبوئی) نیازی ندارد، زیرا خود تصویر خوشحال است.

5. نفسِ قابل را دمِ گرمی به اصلاح آورد

   نفس (روح) انسان را با دم گرم (زندگی و نشاط) بهبود می‌بخشد.

6. راست سازد گوشهٔ چشمی به یکدم تیر را

   با یک نگاه درست و صادقانه، می‌تواند تیر (نقص) را برطرف کند.

7. لال خواهی خصم را، گردآوری‌‌ کُن خویش را

   اگر می‌خواهی که دشمن خاموش شود، باید خودت را جمع و جور کنی و آرامش را حفظ کنی.

8. کاین سپر دندانه می‌سازد دمِ شمشیر را

   این سپر (حفاظت) از دندان‌های تیز شمشیر (خطرات) محافظت می‌کند.

9. گردنِ رعنا غزالان را کند خط چربِ نرم

   گردن زیبا و نرم غزالان (نماد زیبایی) را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

10. نی به ناخن می‌کند مورِ ضعیفی شیر را

    مورچه‌ای ضعیف نمی‌تواند به ناخن شیر (نماد قدرت) آسیب بزند.

11. نیست مجنونِ مرا پروایی از بندِ گران

    مجنون من (عاشق دیوانه) از بندهای سنگین نمی‌ترسد.

12. آب سازد آتشِ سودای من زنجیر را

    آرزوی من مانند آتش است که زنجیرها را آب می‌کند.

13. روی خاک از سایهٔ دستش نگارین گَشته بود

    سایهٔ دست او روی زمین نقش و نگارهای زیبایی ایجاد کرده بود.

14. پیشتر زان کز نیام آرد برون شمشیر را

    قبل از اینکه شمشیر از نیام بیرون بیاید، این نقش‌ها بر روی خاک شکل گرفته بودند.

15. چرب‌نرمی کن که بارانِ ملایم می‌کند

    باید نرم و لطیف باشی، زیرا باران ملایم بر زندگی تأثیر مثبت دارد.

16. چون گلِ بی‌خار صائب خارِ دامنگیر را

    مانند گلی که خار ندارد، باید از مشکلات دوری کنی تا گرفتار نشوی.

به طور کلی، این شعر به مضامین عشق، زیبایی و چالش‌های زندگی اشاره دارد و به ما یادآوری می‌کند که در مواجهه با مشکلات باید صبور و نرم‌خو باشیم.

مطلب مشابه: غزل شماره ۶۵ از غزلیات صائب تبریزی؛ سر به گردون می‌دهم این آهِ پُر تأثیر را …

مطلب مشابه: غزل شماره ۶۴ از غزلیات صائب تبریزی؛ سهل مشمر همتِ پیرانِ با تدبیر را …

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.