غزل شماره ۷۰ از غزلیات صائب تبریزی؛ شد غرور حسن از خط بیش آن طناز را …
غزل شماره ۷۰ از غزلیات صائب تبریزی را در روزانه بخوانید. غزلیات صائب تبریزی یکی از مهمترین و برجستهترین آثار شعر فارسی به شمار میرود. صائب تبریزی، شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری، با نبوغ و خلاقیت خود توانست غزلیاتی عمیق و زیبا خلق کند که به لحاظ ادبی و هنری دارای اهمیت ویژهای هستند. همچنین غزل شماره ۷۱ از غزلیات صائب تبریزی؛ از فغان شد سرگرانی بیش آن طناز را … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۷۰
شد غرور حسن از خط بیش آن طناز را
بوی این ریحان گرانتر کرد خوابِ ناز را
انتظارِ صید دارد زاهدان را گوشهگیر
نیست از سیری، ز دنیا چشمبستن باز را
در هوای رستگاری نیست بالافشانیم
میکنم از بال بیرون قوّتِ پرواز را
آنچنان کز برگِ گل گردید رسوا بوی گل
پردهٔ بسیارِ من بیپرده کرد این راز را
از هدف گردِ خدنگِ گرمرو ظاهر شود
هست خاکستر ز دلها شعلهٔ آواز را
نیست پروا عشق را از نخوتِ اربابِ عقل
مستیِ کبکان فزاید جرأتِ شهباز را
کرد صائب عیبجویان را به کمحرفی خموش
از خموشی شمع میبندد دهانِ گاز را
مطلب مشابه: غزل شماره ۶۹ از غزلیات صائب تبریزی؛ چربنرمی میکند کوتهزبان شمشیر را …
مطلب مشابه: غزل شماره ۶۸ از غزلیات صائب تبریزی؛ خوب دارد زاهدِ شیاد، داروگیر را …
تفسیر این شعر

این شعر از شاعر معروف ایرانی، صائب تبریزی، است و به زیبایی احساسات عمیق انسانی، عشق، و جستجوی حقیقت را بیان میکند. در ادامه، هر بیت را به زبان ساده توضیح میدهم:
1. شد غرورِ حسن از خط بیش آن طناز را: زیبایی و جذابیت محبوب (طناز) به حدی رسیده که غرور او را افزایش داده است.
2. بوی این ریحان گرانتر کرد خوابِ ناز را: عطر گلهای خوشبو (ریحان) خواب و آرامش محبوب را ارزشمندتر کرده است.
3. انتظارِ صید دارد زاهدان را گوشهگیر: زاهدان (مردان دیندار و گوشهگیر) منتظرند که دلی را صید کنند، اما این انتظار ناشی از سیری نیست.
4. نیست از سیری، ز دنیا چشمبستن باز را: این انتظار برای رهایی از دنیا و لذتهای آن نیست، بلکه یک نوع جستجوی معنوی است.
5. در هوای رستگاری نیست بالافشانیم: در جستجوی نجات و رستگاری، نمیتوانیم بیهدف پرواز کنیم.
6. میکنم از بال بیرون قوّتِ پرواز را: شاعر میگوید که برای رسیدن به رستگاری، باید قدرت پرواز را پیدا کند.
7. آنچنان کز برگِ گل گردید رسوا بوی گل: بوی گل به قدری قوی است که حتی برگهای گل هم نمیتوانند آن را پنهان کنند.
8. پردهٔ بسیارِ من بیپرده کرد این راز را: رازهای شاعر به قدری آشکار شده که دیگر نیازی به پردهپوشی نیست.
9. از هدف گردِ خدنگِ گرمرو ظاهر شود: هدف زندگی مانند تیر (خدنگ) است که باید به سمت آن نشانهگیری کرد.
10. هست خاکستر ز دلها شعلهٔ آواز را: دلهای ما مانند خاکستر هستند که هنوز شعلهای از آواز و عشق در آنها وجود دارد.
11. نیست پروا عشق را از نخوتِ اربابِ عقل: عشق به هیچوجه تحت تأثیر خودپسندی و تکبر عقلای جامعه نیست.
12. مستیِ کبکان فزاید جرأتِ شهباز را: مستی و شجاعت عشق باعث میشود که انسانها مانند شاهینها جسورتر شوند.
13. کرد صائب عیبجویان را به کمحرفی خموش: شاعر (صائب) عیبجویان را با سکوتش به فکر فرو برده است.
14. از خموشی شمع میبندد دهانِ گاز را: سکوت او مانند شمعی است که نورش (حقیقت) دهان منتقدان را میبندد.
در کل، شعر بیانگر جستجوی عشق و حقیقت در زندگی است و نشاندهنده تضاد بین عشق و عقل، و همچنین قدرت عشق در غلبه بر مشکلات و چالشهاست. شاعر با زبانی زیبا و استعارههای غنی، احساسات عمیق خود را منتقل کرده است.
مطلب مشابه: غزل شماره ۶۷ از غزلیات صائب تبریزی؛ مُهرِ خاموشی کند کوتهزبان تقریر را …
مطلب مشابه: غزل شماره ۶۶ از غزلیات صائب تبریزی؛ وصفِ زلفِ یار عاجز میکند تقریر را …










