غزل شماره ۷۶ از غزلیات صائب تبریزی؛ عشق کو تا چاک سازم جامهٔ ناموس را …

غزل شماره ۷۶ از غزلیات صائب تبریزی را در روزانه خوانده و لذت ببرید. صائب با استفاده از زبان ساده و در عین حال عمیق، توانسته است احساسات و افکار خود را به شیوه‌ای نوین بیان کند. او در ساختار غزل‌ها از قافیه‌ها و وزن‌های مختلف بهره برده و تنوعی خاص به شعر خود بخشیده است. همچنین غزل شماره ۷۷ از غزلیات صائب تبریزی؛ پرده‌دارِ حرفِ دعوی کن لبِ خاموش را … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۷۶ از غزلیات صائب تبریزی؛ عشق کو تا چاک سازم جامهٔ ناموس را ...

غزل شماره ۷۶

عشق کو تا چاک سازم جامهٔ ناموس را

پیشِ زُهّاد افکنم این خرقهٔ سالوس را

هیچ کس از رشتهٔ کارم سری بیرون نبرد

نبضِ من بندِ زبان گردید جالینوس را

از خودآرایان نمی‌باید بصیرت چشم‌داشت

عیب پیشِ پا نیاید در نظر طاوس را

حرف دعوی در میانِ باطلان دارد رواج

هست در بتخانه گلبانگِ دگر ناقوس را

هر چه ماند از تو بر جا، حاصلش باشد دریغ

چند خواهی جمع کرد این مایهٔ افسوس را

ظلم می‌سازد زبانِ عیب‌جویان را دراز

عدل مُهرِ خامشی بر لب زند جاسوس را

زخم از مرهم گواراتر بود بر عارفان

رخنه در زندان بود از نقش به، محبوس را

می‌کند در پردهٔ ناموس، حسن ایجادِ عشق

شمع چون پروانه در رقص آورد فانوس را

بر سرِ گنج است صائب پای من، تا کرده ام

چون صدف گنجینهٔ گوهر، کفِ افسوس را

مطلب مشابه: غزل شماره ۷۵ از غزلیات صائب تبریزی؛ ننگِ کفرِ من به فریاد آورد ناقوس را …

مطلب مشابه: غزل شماره ۷۴ از غزلیات صائب تبریزی؛ نیست از رازِ نهانِ من خبر جاسوس را …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از شاعر بزرگ ایرانی، صائب تبریزی، است و در آن به موضوعاتی چون عشق، عیب‌جویی، و ارزش‌های انسانی پرداخته شده است. بیایید هر بیت را به زبان ساده توضیح دهیم:

1. عشق کو تا چاک سازم جامهٔ ناموس را / پیشِ زُهّاد افکنم این خرقهٔ سالوس را

   – شاعر از عشق می‌پرسد که کجاست تا بتواند لباس پاکی و شرافتش را پاره کند و این لباس ریاکاری را به پای زاهدان بی‌خبر بیندازد.

2. هیچ کس از رشتهٔ کارم سری بیرون نبرد / نبضِ من بندِ زبان گردید جالینوس را

   – هیچ‌کس نمی‌تواند به کارهای من پی ببرد و حال من به گونه‌ای است که زبانم بند آمده و نمی‌توانم صحبت کنم، مثل جالینوس (پزشک معروف) که نبض را بررسی می‌کند.

3. از خودآرایان نمی‌باید بصیرت چشم‌داشت / عیب پیشِ پا نیاید در نظر طاوس را

   – از کسانی که فقط به ظاهر خود می‌پردازند، نباید انتظار بصیرت و بینش داشت. عیب‌ها در نظر کسانی که خود را زیبا می‌پندارند، به چشم نمی‌آید.

4. حرف دعوی در میانِ باطلان دارد رواج / هست در بتخانه گلبانگِ دگر ناقوس را

   – در میان افرادی که باطل هستند، سخن‌وری و ادعا رواج دارد. در معبد بت‌ها هم صدای دیگری (ناقص) وجود دارد که نشان‌دهنده‌ی حقیقت نیست.

5. هر چه ماند از تو بر جا، حاصلش باشد دریغ / چند خواهی جمع کرد این مایهٔ افسوس را

   – هر چیزی که از تو باقی بماند، حسرت و دریغ است. چه مقدار می‌خواهی از این حسرت‌ها جمع کنی؟

6. ظلم می‌سازد زبانِ عیب‌جویان را دراز / عدل مُهرِ خامشی بر لب زند جاسوس را

   – ظلم باعث می‌شود که عیب‌جویان زبانشان دراز شود و درباره‌ی دیگران صحبت کنند. اما عدالت باعث می‌شود که جاسوسان سکوت کنند.

7. زخم از مرهم گواراتر بود بر عارفان / رخنه در زندان بود از نقش به، محبوس را

   – برای عارفان، زخم و درد از مرهم (درمان) شیرین‌تر است. در واقع، محبوس بودن در زندان، از نقش و تصویر زیبا بهتر است.

8. می‌کند در پردهٔ ناموس، حسن ایجادِ عشق / شمع چون پروانه در رقص آورد فانوس را

   – عشق زیبایی را در پس پرده‌ی شرافت ایجاد می‌کند و مانند شمعی است که پروانه را به رقص درمی‌آورد.

9. بر سرِ گنج است صائب پای من، تا کرده‌ام / چون صدف گنجینهٔ گوهر، کفِ افسوس را

   – صائب می‌گوید که پای او بر روی گنجی است که در زندگی‌اش جمع کرده، اما مانند صدفی است که فقط حسرت و افسوس را در کف خود نگه داشته است.

در کل، شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره‌ی عشق، عیب‌جویی، حقیقت و ارزش‌های انسانی است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعاره‌ها، تفکرات خود را درباره‌ی زندگی و روابط انسانی بیان می‌کند.

مطلب مشابه: غزل شماره ۷۳ از غزلیات صائب تبریزی؛ نعل در آتش گدازد، روی گرمت بوس را …

مطلب مشابه: غزل شماره ۷۲ از غزلیات صائب تبریزی؛ هر خسی قیمت نداند نالهٔ شبخیز را …

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.