غزل شماره ۷۷ از غزلیات صائب تبریزی؛ پرده‌دارِ حرفِ دعوی کن لبِ خاموش را …

غزل شماره ۷۷ از غزلیات صائب تبریزی در روزانه برای شما دوستان آماده شده است. غزلیات صائب تبریزی یکی از مهم‌ترین و برجسته‌ترین آثار شعر فارسی به شمار می‌رود. صائب تبریزی، شاعر بزرگ قرن یازدهم هجری، با نبوغ و خلاقیت خود توانست غزلیاتی عمیق و زیبا خلق کند که به لحاظ ادبی و هنری دارای اهمیت ویژه‌ای هستند. همچنین غزل شماره ۷۸ از غزلیات صائب تبریزی؛ بر جگر تا خورده‌ام نیشِ خمارِ نوش را … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۷۷ از غزلیات صائب تبریزی؛ پرده‌دارِ حرفِ دعوی کن لبِ خاموش را ...

غزل شماره ۷۷

پرده‌دارِ حرفِ دعوی کن لبِ خاموش را

از دبستان بر‌میاور طفلِ بازیگوش را

مور بر خوانِ سلیمان خونِ خود را می‌خورد

خرمنِ گل مایهٔ حسرت بود آغوش را

نیست بر بالای دستِ خاکساری هیچ دست

خشتِ خُم می‌نوشد اول، بادهٔ سرجوش را

باغبان گل را کند سیراب از بهرِ گلاب

ساقی از می بهر‌بردن می‌فزاید هوش را

جز پشیمانی سخن‌چینی ندارد حاصلی

حلقهٔ بیرونِ در کُن در مجالس گوش را

مستی و مخموری عالم به هم آمیخته است

دور‌باش! نیش در دنبال باشد نوش را

این زمان در زیرِ بارِ کوهِ منت می‌روم

من که می‌دزدیدم از دستِ نوازش دوش را

گِردِ آن چاهِ زنخدان در زمانِ خط مگرد

بیشتر باشد خطر از چاه ها خس‌پوش را

بر سرِ بی مغز، صائب کسوتِ پشمین منه

از سرِ خوانِ تهی بردار این سرپوش را

مطلب مشابه: غزل شماره ۷۶ از غزلیات صائب تبریزی؛ عشق کو تا چاک سازم جامهٔ ناموس را …

مطلب مشابه: غزل شماره ۷۵ از غزلیات صائب تبریزی؛ ننگِ کفرِ من به فریاد آورد ناقوس را …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از شاعر بزرگ ایرانی، صائب تبریزی، است و در آن موضوعات مختلفی از جمله عشق، زندگی، و فلسفه انسانی بررسی می‌شود. حالا به زبان ساده‌تر و با توضیحات مناسب آن را بررسی می‌کنیم:

بیت اول:

شاعر از کسی می‌خواهد که به حرف‌های بی‌خود و دعواها پایان دهد و به جای آن، سکوت را انتخاب کند. او به نوعی می‌گوید که در دنیای پر از جنجال، بهتر است آرامش و سکوت را در پیش بگیریم.

بیت دوم:

در اینجا شاعر به داستان سلیمان اشاره می‌کند که مورچه‌ای در حال خوردن خون خود است. این تصویر نشان‌دهندهٔ حسرت و ناکامی است. او به ما می‌گوید که آغوش کسی که دوستش داریم، می‌تواند مایهٔ حسرت باشد.

بیت سوم:

شاعر بیان می‌کند که هیچ دستی برتر از دست خاکسار (فرد فروتن) نیست. او به ما یادآوری می‌کند که قبل از اینکه شراب خوشمزه‌ای بنوشیم، باید زحمت و تلاش کنیم.

بیت چهارم:

باغبان گل‌ها را برای تهیه گلاب آبیاری می‌کند. در اینجا شاعر به ما می‌گوید که برای بهره‌برداری از شراب (می) باید هوشیاری خود را افزایش دهیم.

بیت پنجم:

شاعر می‌گوید که نتیجهٔ سخن‌چینی و غیبت فقط پشیمانی است. او به ما توصیه می‌کند که از جمع‌هایی که در آنها غیبت و حرف‌های بیهوده زده می‌شود، دوری کنیم.

بیت ششم:

در این بیت شاعر بیان می‌کند که مستی و خوشی‌های زندگی با هم آمیخته‌اند. او به ما هشدار می‌دهد که ممکن است نیش و ضرر در پی نوشیدن خوشی‌ها باشد.

بیت هفتم:

شاعر در حال حاضر زیر بار سنگین منت دیگران حرکت می‌کند. او اشاره می‌کند که قبلاً از نوازش و محبت دیگران لذت می‌برده، اما اکنون در شرایطی سخت قرار دارد.

بیت هشتم:

شاعر به ما توصیه می‌کند که دور چاه (خطر) زنخدان (خط) نگردیم، زیرا خطرات بیشتری در آنجا وجود دارد. اینجا نماد خطرات ناشی از عشق یا رابطه‌های عاطفی است.

بیت نهم:

در آخر، شاعر به افراد بی‌مغز (احمق) هشدار می‌دهد که نباید لباس‌های پشمین (ظاهر فریبنده) بر سر بگذارند. او همچنین به ما یادآوری می‌کند که باید از سفرهٔ خالی (کمبود) دوری کنیم.

نتیجه‌گیری:

این شعر به ما درس‌های مهمی دربارهٔ زندگی، عشق، و رفتارهای انسانی می‌دهد. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و مفاهیم عمیق، ما را به تفکر دربارهٔ انتخاب‌هایمان و تأثیرات آنها بر زندگی دعوت می‌کند.

مطلب مشابه: غزل شماره ۷۴ از غزلیات صائب تبریزی؛ نیست از رازِ نهانِ من خبر جاسوس را …

مطلب مشابه: غزل شماره ۷۳ از غزلیات صائب تبریزی؛ نعل در آتش گدازد، روی گرمت بوس را …

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.