غزل شماره ۸۲ از غزلیات صائب تبریزی؛ صرفِ بیکاری مگردان روزگار خویش را …
غزل شماره ۸۲ از غزلیات صائب تبریزی در روزانه آماده شده است. صائب با استفاده از زبان ساده و در عین حال عمیق، توانسته است احساسات و افکار خود را به شیوهای نوین بیان کند. او در ساختار غزلها از قافیهها و وزنهای مختلف بهره برده و تنوعی خاص به شعر خود بخشیده است. همچنین غزل شماره ۸۳ از غزلیات صائب تبریزی؛ غوطه دادم در دلِ الماس داغِ خویش را … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل زیبای شماره ۸۲ از صائب
صرفِ بیکاری مگردان روزگار خویش را
پردهٔ رویِ توکّل ساز، کارِ خویش را
زادِ همراهان درین وادی نمیآید به کار
پُرکن از لَختِ جگر جَیب و کنارِ خویش را
شعلهٔ نیلوفری در محفلِ قدس است باب
دورکن اینجا ز خود دود و شرارِ خویش را
پردهٔ دام است خاکِ این جهانِ پرفریب
بندِ عُزلت برمدار از پا شکارِ خویش را
یک سیهخانه است گردون از بیابانِ عدم
گردبادِ آن بیابان کُن غبارِ خویش را
گردِ راه از چهرهٔ سیلاب میشوید محیط
متّصلگردان به دریا جویبارِ خویش را
بر زرِ کاملعیار آتش گلستان میشود
فرصتی تا هست کاملکن عیارِ خویش را
گوشهگیری کشتیِ نوح است در بحرِ وجود
از کشاکش وارهان جسمِ نزارِ خویش را
تا در ایامِ خزان از زردرویی وارهی
در بهار از خود بیفشان برگ و بارِ خویش را
ای که در چشمِ خود از یوسف فزونی در جمال
از دو چشم خصم کن آیینهدارِ خویش را
یا خُمِ می، یا سبو، یا خشت، یا پیمانه کن
بیش ازین در پا میفکن خاکسارِ خویش را
نیست صائب قول را بی فعل در دلها اثر
بر نصیحت چند بگذاری مدارِ خویش را؟
مطلب مشابه: غزل شماره ۸۱ از غزلیات صائب تبریزی؛ از صفای دل نباشد حاصلی درویش را …
مطلب مشابه: غزل شماره ۸۰ از غزلیات صائب تبریزی؛ نوشِ این غمخانه در دنبال دارد نیش را …
تفسیر این شعر

این شعر به بیان نکات عمیق فلسفی و اجتماعی میپردازد و شاعر در آن به مسائلی چون تلاش، خودشناسی، و اهمیت عمل در زندگی اشاره میکند. در ادامه، هر بیت را به زبان ساده توضیح میدهیم:
بیت اول:
شاعر به ما میگوید که نباید وقت خود را بیهوده تلف کنیم. باید با توکل به خدا و اعتماد به نفس، کارهای خود را انجام دهیم.
بیت دوم:
او اشاره میکند که در این دنیا، همراهان و دوستان واقعی کم هستند و باید با دل و جگر خود، زندگیمان را پر کنیم و از آن بهره ببریم.
بیت سوم:
شاعر از شعلهای نیلوفری (نماد عشق و زیبایی) در محفل قدس (محل مقدس) صحبت میکند و میگوید که باید از دود و آتش مشکلات دور شویم و خود را از آنها دور نگه داریم.
بیت چهارم:
دنیا را به عنوان دام و فریب توصیف میکند و میگوید که باید از تنهایی و انزوا دور شویم تا گرفتار نشویم.
بیت پنجم:
شاعر دنیا را مانند یک سیاهخانه میبیند که پر از ناامیدی است. او از ما میخواهد تا غبار مشکلات را از خود دور کنیم.
بیت ششم:
او میگوید که گرد و غبار راهها از چهرهی سیلاب (آبهای جاری) پاک میشود. باید خود را به دریا وصل کنیم تا جویبار (زندگی) خود را پیدا کنیم.
بیت هفتم:
شاعر اشاره میکند که آتش بر روی طلا (زر) باعث میشود که آن طلا خالصتر شود. بنابراین باید از فرصتها استفاده کنیم و خود را کامل کنیم.
بیت هشتم:
او به کشتی نوح (نماد نجات) در دریای وجود اشاره میکند و میگوید که باید از مشکلات دور شویم و جسم نزار (ضعیف) خود را رها کنیم.
بیت نهم:
شاعر به ما یادآوری میکند که تا زمانی که در فصل خزان هستیم (زمانهای سخت)، باید از زردی و پژمردگی دور شویم و در بهار زندگی، بار و برگ خود را بیفشانیم.
بیت دهم:
او به زیبایی یوسف اشاره میکند و میگوید که باید از چشمهای دشمنان خود آگاه باشیم و مراقب خود باشیم.
بیت یازدهم:
شاعر از ما میخواهد که یا از شراب (نماد شادی) یا چیزهای دیگر استفاده کنیم، اما نباید خود را در خاک بیندازیم و ناامید شویم.
بیت دوازدهم:
در پایان، شاعر میگوید که هیچ قولی بدون عمل در دلها تأثیر ندارد. پس چرا وقت خود را صرف نصیحت بیعمل کنیم؟
این شعر به ما یادآوری میکند که زندگی پر از چالشهاست و برای موفقیت باید تلاش کنیم، خود را بشناسیم و از فرصتها بهره ببریم. همچنین اهمیت عمل بر کلام را مورد تأکید قرار میدهد.
مطلب مشابه: غزل شماره ۷۹ از غزلیات صائب تبریزی؛ چند بتوان خاک زد در چشم، عقل و هوش را؟
مطلب مشابه: غزل شماره ۷۸ از غزلیات صائب تبریزی؛ بر جگر تا خوردهام نیشِ خمارِ نوش را …










