غزل شماره ۵۹ از غزلیات شهریار؛ شمعی فروخت چهره که پروانهٔ تو بود …
غزل شماره ۵۹ از غزلیات شهریار را در روزانه بخوانید. شهریار با اشعار خود توانسته است بر نسلهای مختلف تأثیر فرهنگی بگذارد. او به عنوان یکی از بزرگان ادبیات معاصر ایران شناخته میشود و هر ساله در روز بزرگداشت او (روز شعر و ادب پارسی) به یاد و خاطرهاش بزرگداشتهایی برگزار میشود. همچنین غزل شماره ۶۰ از غزلیات شهریار؛ دوش در خواب من آن لالهعذار آمده بود … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۵۹
شمعی فروخت چهره که پروانهٔ تو بود
عقلی درید پرده که دیوانهٔ تو بود
خم فلک که چون مه و مهرش پیالههاست
خود جرعهنوش گردش پیمانهٔ تو بود
پیر خرد که منع جوانان کند ز می
تا بود خود سبوکش میخانهٔ تو بود
خوان نعیم و خرمن انبوه نه سپهر
تهسفرهخوار ریزش انبانهٔ تو بود
تا چشم جان ز غیر تو بستیم پای دل
هر جا گذشت جلوهٔ جانانهٔ تو بود
دوشم که راه خواب زد افسون چشم تو
مرغان باغ را به لب افسانهٔ تو بود
هدهد گرفت رشتهٔ صحبت به دلکشی
بازش سخن ز زلف تو و شانهٔ تو بود
برخاست مرغ همتم از تنگنای خاک
کو را هوای دام تو و دانهٔ تو بود
بیگانه شد به غیر تو هر آشنای راز
هر چند آشنا همه بیگانهٔ تو بود
همسایه گفت کز سر شب دوش شهریار
تا بانگ صبح نالهٔ مستانهٔ تو بود
مطلب مشابه: غزل شماره ۵۸ از غزلیات شهریار؛ تا که از طارم میخانه نشان خواهد بود …
مطلب مشابه: غزل شماره ۵۷ از غزلیات شهریار؛ شبها به کنج خلوتم آواز میدهند …
تفسیر این شعر

این شعر از شاعر بزرگ ایرانی، شهریار، است و به زیبایی عشق و دلدادگی را به تصویر میکشد. حالا بیایید این شعر را به زبان ساده توضیح دهیم:
1. شمع و پروانه: شاعر میگوید که شمعی وجود دارد که چهرهای زیبا دارد و این شمع، پروانهای (عاشق) دارد که به آن نزدیک میشود. این استعاره به عشق و جذابیت اشاره دارد.
2. فلک و پیمانه: در اینجا شاعر به آسمان (فلک) اشاره میکند که مانند پیالهای است که شراب عشق در آن ریخته شده است. گردش آسمان به نوعی نشاندهندهٔ تأثیر عشق بر زندگی انسانهاست.
3. پیر خرد و جوانان: شاعر به شخصی اشاره میکند که از نوشیدن شراب (نماد عشق و لذت) منع میکند، اما خود او در واقع در میخانهٔ عشق غرق است.
4. خوان نعیم و خرمن انبوه: شاعر میگوید که سفرهٔ نعمت و خوشبختی در واقع از عشق تو پر شده است و هیچ چیز دیگری نمیتواند به آن برابری کند.
5. چشم جان و جلوهٔ جانانه: وقتی چشم دل خود را از غیر تو بستهایم، هرجا که برویم، جلوهٔ زیبای تو را خواهیم دید.
6. افسون چشم تو: شاعر در خواب به یاد چشمان معشوقش میافتد و این چشمان او مانند افسونکنندهای هستند که او را به خواب میبرد.
7. مرغان باغ: پرندگان باغ به زیباییهای زلف و شانهٔ معشوق اشاره دارند و از آن صحبت میکنند.
8. مرغ همت: پرندهای که نماد آرزوها و تلاشهای شاعر است، از زمین بلند میشود تا به دامان عشق معشوق برسد.
9. آشنای راز: شاعر میگوید که همهٔ آشنایان او بدون عشق تو بیگانه هستند و هیچ ارتباطی با او ندارند.
10. همسایه: در آخر، همسایهای میگوید که از شب گذشته تا صبح، صدای ناله و غم عشق تو را شنیده است.
به طور کلی، این شعر به زیبایی احساسات عمیق عاشقانه را بیان میکند و نشان میدهد که عشق چگونه میتواند تمام جوانب زندگی فرد را تحت تأثیر قرار دهد.
مطلب مشابه: غزل شماره ۵۶ از غزلیات شهریار؛ سبوکشان که به ظلمات عشق خضر رهند …
مطلب مشابه: غزل شماره ۵۵ از غزلیات شهریار؛ روشنانی که به تاریکی شب گردانند …










