غزل شماره ۵۶ از غزلیات شهریار؛ سبوکشان که به ظلمات عشق خضر رهند …

غزل شماره ۵۶ از غزلیات شهریار را در روزانه بخوانید. عشق و عرفان از مضامین اصلی شعرهای شهریار هستند. او با استفاده از نمادها و تمثیل‌های مختلف، به بررسی ابعاد مختلف عشق الهی و انسانی پرداخته است. همچنین غزل شماره ۵۷ از غزلیات شهریار؛ شب‌ها به کنج خلوتم آواز می‌دهند … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۵۶ از غزلیات شهریار؛ سبوکشان که به ظلمات عشق خضر رهند ...

غزل شماره ۵۶

سبوکشان که به ظلمات عشق خضر رهند

ز جوی آب بقا هم به چابکی بجهند

نگین جم که به جامیش می‌خرند این قوم

به رغم جوهریانش به جرعه‌ای بدهند

جلا و جوهر این بوالعجب گدایان بین

که جلوه‌گاه جلال و جمال پادشهند

برون رو از خود و آنگه درون میکده آی

که خرقه‌ها همه اینجا به رهن باده نهند

کلاه بفکن و بر خاک نه سر نخوت

که مهر و ماه بر این در سران بی‌کلهند

چه چاره ده مه برج شرف به خانه ماست

که از شعاع و شفق رشگ ماه چاردهند

تو آب و گل به چَه و چاله دیده‌ای، هشدار

ز جان و دل همه طرف کُلَه به مهر و مهند

به راه میکده هُش دار و پا به حرمت نِه

چرا که پادشهانش عجین خاک رهند

چه فر بخت بلندی است با مه و خورشید

که پاسبان در این بلند بارگهند

خدای را که به صد قایق نجات هنوز

بسا کسا که چو من غرق لجّهٔ گنهند

برای کینه در این تنگ سینه جایی نیست

صفای دیده و دل صادقانه خود گُوَهَند

تو شهریار در این هفتخوان تهمتن باش

که دیو نفس حرون است و راهبان نرهند

مطلب مشابه: غزل شماره ۵۵ از غزلیات شهریار؛ روشنانی که به تاریکی شب گردانند …

مطلب مشابه: غزل شماره ۵۴ از غزلیات شهریار؛ نوجوانان وطن بستر به خاک و خون گرفتند …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر به نوعی در مورد عشق، عرفان و جستجوی حقیقت صحبت می‌کند. شاعر با استفاده از استعاره‌ها و تصاویری زیبا، به مسائل عمیق انسانی و روحانی می‌پردازد. بیایید این شعر را به زبان ساده‌تر توضیح دهیم:

1. عشق و جستجوی حقیقت: در ابتدای شعر، شاعر به کسانی اشاره می‌کند که در تاریکی عشق (احساسات و مشکلات) راهی به سوی نور و حقیقت (عشق واقعی) پیدا می‌کنند. این افراد با شتاب و انرژی از موانع عبور می‌کنند.

2. ارزش‌های مادی و معنوی: شاعر به نگین جم (یک سنگ قیمتی) اشاره می‌کند که در واقع نماد ارزش‌های مادی است. او می‌گوید که این افراد به رغم ارزش‌های ظاهری، به دنبال یک جرعه از حقیقت و معنویت هستند.

3. جلال و جمال: در بخش بعدی، شاعر زیبایی و عظمت پادشاهان را به تصویر می‌کشد و از گدایان (افرادی که به دنبال حقیقت هستند) صحبت می‌کند که در مقابل این زیبایی‌ها قرار دارند.

4. خود را فراموش کن: شاعر به ما می‌گوید که باید از خودخواهی و غرور خود بیرون بیاییم و به میکده (مکان عشق و حقیقت) برویم. او تأکید می‌کند که در اینجا همه چیز برای نوشیدن باده (معرفت) آماده است.

5. تسلیم در برابر طبیعت: شاعر از ما می‌خواهد که کلاه را از سر بیندازیم و بر خاک بیفتیم، زیرا خورشید و ماه (نمادهای زیبایی و قدرت) بر سر ما هستند و ما باید تواضع باشیم.

6. نکته‌ای درباره زندگی: شاعر به ما یادآوری می‌کند که زندگی پر از چالش‌هاست و ما باید با صداقت و خلوص نیت در این مسیر قدم برداریم.

7. مبارزه با نفس: در انتها، شاعر به مبارزه با نفس و تمایلات دنیوی اشاره می‌کند، و ما را تشویق می‌کند که مانند قهرمانان، در برابر این چالش‌ها ایستادگی کنیم.

به طور کلی، این شعر دعوتی است به جستجوی عشق حقیقی، تواضع در برابر عظمت طبیعت و تلاش برای دست‌یابی به حقیقت در زندگی.

مطلب مشابه: غزل شماره ۵۳ از غزلیات شهریار؛ بهار آمد که بازم گل به باغ و بوستان خواند …

مطلب مشابه: غزل شماره ۵۲ از غزلیات شهریار؛ لبت تا در شکفتن لاله سیراب را ماند …

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.