غزل شماره ۵۳ از غزلیات شهریار؛ بهار آمد که بازم گل به باغ و بوستان خواند …
غزل شماره ۵۳ از غزلیات شهریار را در روزانه بخوانید. غزلیات شهریار تنها به عشق نمیپردازد بلکه مسائل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی را نیز در بر میگیرد. شعر “علی ای همای رحمت” از معروفترین غزلهای اوست که نشاندهنده عمق احساسات مذهبی و عرفانی اوست. همچنین غزل شماره ۵۴ از غزلیات شهریار؛ نوجوانان وطن بستر به خاک و خون گرفتند … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۵۳
بهار آمد که بازم گل به باغ و بوستان خواند
به گوشم ناله بلبل هزاران داستان خواند
قفس بگشا و پروازش ده این بد طوطی خاموش
که گلبانگ همآوازش سوی هندوستان خواند
به مرغان بهاری گو که این مرغ خزاندیده
دگر سازش غمانگیز است و آواز خزان خواند
دل واماندهام بس همرهانش کاروانی شد
اگر خواند به آهنگ درای کاروان خواند
مگر پروانه مطرح بوده و شبهای افسانه
که شمع داستان ما را به جمع دوستان خواند
چه دستانیست با این گوژپشت پیر تاکستان
که در در عالم مستیش سرو راستان خواند
چه ناز آهنگ ساز دل که هم دلها به وجد آرد
اگر از تازهها گوید و گر از باستان خواند
هنوزت غنچهٔ پیچیده است، با این برگها چون گل
کتابی کن که دل، هم با زبان هم بی زبان خواند
اگر تار دل و مضراب سوز جادوان داری
به سازی پنجه کن جانا که سیمش جاودان خواند
مگس را دست بر سر باد از آن خوانِ شکر یارب
که طوطی را به قند لعل نوشین، میهمان خواند
دلا ما را به خوی خواندهاست دکتر مرتضای شمس
نه آخر شمس ملا را به آذربایجان خواند
به پشت اشتران کن شهریارا بار مولانا
که شمست مرحباگویان سرود ساربان خواند
مطلب مشابه: غزل شماره ۵۲ از غزلیات شهریار؛ لبت تا در شکفتن لاله سیراب را ماند …
مطلب مشابه: غزل شماره ۵۱ از غزلیات شهریار؛ مسافری که به رخ اشک حسرتم بدواند …
تفسیر این شعر

این شعر زیبا از شاعر بزرگ ایرانی، شهریار است و به موضوعاتی چون بهار، عشق، زیبایی و احساسات انسانی میپردازد. در ادامه، شعر را به زبان ساده توضیح میدهیم:
▎توضیحات شعر:
1. بند اول: بهار فرا رسیده و گلها دوباره در باغها و بوستانها شکوفا شدهاند. بلبل ناله میزند و داستانهای زیادی را روایت میکند.
2. بند دوم: شاعر از قفس میخواهد که پرندهای خاموش (طوطی) را آزاد کند تا بتواند پرواز کند. این پرنده آوازهایی را از هندوستان میخواند.
3. بند سوم: شاعر به پرندگان بهاری میگوید که این پرنده خزانزده دیگر نمیتواند آواز غمانگیز بخواند و باید به زندگی شاداب برگردد.
4. بند چهارم: دل شاعر در حسرت است و او احساس میکند که دوستانش مانند کاروانی هستند که با هم سفر میکنند. اگر آواز بخواند، باید آهنگ کاروان را بخواند.
5. بند پنجم: شاعر به یاد پروانههایی میافتد که در شبهای افسانهای بودند و شمع داستان او را به جمع دوستانش دعوت کرده است.
6. بند ششم: شاعر به پیرمردی در تاکستان اشاره میکند که با مستی و خوشحالی، سروهای بلند را ستایش میکند.
7. بند هفتم: آهنگ ساز دل، دلها را شاداب میکند. او یا از زیباییهای جدید میگوید یا از داستانهای قدیمی.
8. بند هشتم: شاعر به غنچهای اشاره میکند که هنوز باز نشده است و از آن میخواهد که با زبان بیزبان، احساسات دل را بیان کند.
9. بند نهم: اگر کسی تار دل و ساز سوزان دارد، باید با سازش آهنگ جاودانهای بنوازد.
10. بند دهم: شاعر به مگس اشاره میکند که بر سر سفرهای شیرین نشسته است و طوطی را به قند شیرین دعوت میکند.
11. بند یازدهم: شاعر اشاره میکند که دکتر مرتضای شمس ما را به خود خوانده است و شمس ملا نیز در آذربایجان شناخته شده است.
12. بند دوازدهم: در پایان، شاعر از شهریار میخواهد که بار مولانا را بر دوش اشتران بگذارد و از او بخواهد که با سرود ساربان خوشامد بگوید.
▎پیام کلی:
این شعر به زیباییهای بهار، عشق، دوستی و زندگی اشاره دارد. حافظ با استفاده از تصاویر زیبا و استعارهها، احساسات عمیق انسانی را بیان میکند و ما را به فکر دربارهی زندگی و زیباییهای آن دعوت میکند. عشق و زیبایی در زندگی انسانها همیشه مهم بوده و باید در کنار هم تجربه شوند.
مطلب مشابه: غزل شماره ۵۰ از غزلیات شهریار؛ شب است و چشم من و شمع اشکبارانند …
مطلب مشابه: غزل شماره ۴۹ از غزلیات شهریار؛ ماندم به چمن شب شد و مهتاب برآمد …
فالهای سرگرمکننده روزانه
پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.










