غزل شماره ۴۹ از غزلیات شهریار؛ ماندم به چمن شب شد و مهتاب برآمد …
غزل شماره ۴۹ از غزلیات شهریار را در روزانه آماده کردهایم. غزلیات شهریار تحت تأثیر فرهنگ غنی ایرانی و تاریخ این سرزمین قرار دارند. او به مضامین ملی و مذهبی نیز پرداخته و این موضوعات را در شعرهایش گنجانده است. همچنین غزل شماره ۵۰ از غزلیات شهریار؛ شب است و چشم من و شمع اشکبارانند … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۴۹
ماندم به چمن شب شد و مهتاب برآمد
سیمای شب آغشته به سیماب برآمد
آویخت چراغ فلک از طارم نیلی
قندیل مه آویزه محراب برآمد
دریای فلک دیدم و بس گوهر انجم
یاد از توام ای گوهر نایاب برآمد
شد مست چو من بلبل عاشق به چمنزار
تا لاله به کف جام می ناب برآمد
تصویر خیال تو پری کرد تجلی
چون شمع به خلوتگه اصحاب برآمد
چون غنچه دل تنگ من آغشته به خون شد
تا یادم از آن نوگل سیراب برآمد
ماهم به نظر در دل ابر متلاطم
چون زورقی افتاده به گرداب برآمد
ای مرغ حق افسانهٔ شبگیر رها کن
در دیدهٔ مستان چمن خواب برآمد
از راز فسونکاری شب پرده برافتاد
هر روز که خورشید جهانتاب برآمد
دیدم به لب جوی جهان گذران را
آفاق همه نقش رخ آب برآمد
از کید مه و مهر به راحت نکند خواب
آن کس که در این منزل ناباب برآمد
در صحبت احباب ز بس روی و ریا بود
جانم به لب از صحبت احباب برآمد
کی بوده وفا یاد حریفان مکن ای دل
پندار که آن واقعه در خواب برآمد
مطلب مشابه: غزل شماره ۴۸ از غزلیات شهریار؛ خوابم آشفت و سر خفته به دامان آمد …
مطلب مشابه: غزل شماره ۴۷ از غزلیات شهریار؛ صبا به شوق در ایوان شهریار آمد …
تفسیر این شعر

این شعر زیبا از شاعر بزرگ ایرانی، “سعدی” است و در آن احساسات عمیق و زیباییهای طبیعت به تصویر کشیده شده است. در ادامه، شعر را به زبان ساده توضیح میدهم:
▎توضیحات شعر:
1. آغاز شب و زیباییهای آن:
• شاعر در ابتدا به زیبایی شب اشاره میکند. وقتی که شب فرامیرسد، نور مهتاب در آسمان میدرخشد و چمنها و طبیعت به زیبایی آغشته میشوند.
2. چراغهای آسمان:
• شاعر میگوید که ستارهها مانند چراغهایی در آسمان آویزان هستند. این نورها زیبایی خاصی به آسمان میدهند و احساس آرامش را منتقل میکنند.
3. یاد تو:
• شاعر در اینجا به یاد کسی خاص میافتد و او را به عنوان “گوهر نایاب” توصیف میکند. این شخص برای شاعر بسیار ارزشمند است و یاد او در دلش زنده است.
4. احساس عاشقانه:
• شاعر به بلبل عاشق اشاره میکند که در چمنزار مست و شاداب است. او از لالهها و زیباییهای طبیعت لذت میبرد و احساس خوشحالی میکند.
5. تصویر خیال:
• تصویر شخص محبوب در ذهن شاعر تجلی پیدا میکند و او مانند شمعی در جمع دوستانش میدرخشد. این تصویر برای شاعر بسیار دلنشین است.
6. دل تنگ:
• شاعر از دل تنگ خود صحبت میکند و میگوید که یاد محبوبش مانند گل نوبر او را سیراب میکند. دل او پر از عشق و احساسات عمیق است.
7. ماهی در ابر:
• شاعر به ماهی که در دل ابر متلاطم است، اشاره میکند و آن را به زورقی تشبیه میکند که در گرداب افتاده است. این تصویر نشاندهنده احساس ناامیدی و سردرگمی است.
8. مرغ حق:
• شاعر از “مرغ حق” (نماد حقیقت) میخواهد که افسانههای شب را رها کند و بیدار شود. او از خواب و غفلت دوری میجوید.
9. راز شب:
• راز شب و زیباییهای آن با طلوع خورشید فاش میشود. هر روز که خورشید طلوع میکند، زیباییهای جدیدی نمایان میشود.
10. زندگی گذرا:
• شاعر به زندگی گذران اشاره میکند و میگوید که همه چیز مانند نقش روی آب است و دوام ندارد.
11. خواب بد:
• او به کسانی اشاره میکند که در این دنیا دچار فریب و نیرنگ هستند و نمیتوانند آرامش داشته باشند.
12. دوستی و ریا:
• شاعر از صحبت با دوستانش خسته شده است، زیرا در آنجا فقط ظاهر و ریا وجود دارد.
13. وفا و یاد حریفان:
• در پایان، شاعر به وفا و یاد حریفان اشاره میکند و میگوید که نباید به این یادها دل خوش کرد، زیرا ممکن است همه چیز خواب باشد.
نتیجهگیری:
این شعر به بررسی احساسات عاشقانه، زیباییهای طبیعت، ناامیدی از دوستیهای سطحی، و در نهایت گذرای زندگی پرداخته است. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا، احساسات عمیق خود را بیان کرده و خواننده را به تفکر درباره عشق، دوستی و حقیقت زندگی دعوت میکند.
مطلب مشابه: غزل شماره ۴۶ از غزلیات شهریار؛ بی تو ای دل نکند لاله به بار آمده باشد …
مطلب مشابه: غزل شماره ۴۵ از غزلیات شهریار؛ کاش پیوسته گل و سبزه و صحرا باشد …
فالهای سرگرمکننده روزانه
پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.










