غزل شماره ۵۴ از غزلیات شهریار؛ نوجوانان وطن بستر به خاک و خون گرفتند …
غزل شماره ۵۴ از غزلیات شهریار را در روزانه بخوانید. طبیعت در اشعار شهریار نقش مهمی دارد. او با توصیف زیباییهای طبیعی، احساسات خود را به تصویر میکشد و خواننده را به دنیای خیالانگیز خود دعوت میکند. همچنین غزل شماره ۵۵ از غزلیات شهریار؛ روشنانی که به تاریکی شب گردانند … را در سایت روزانه بخوانید.

غزل شماره ۵۴
نوجوانان وطن بستر به خاک و خون گرفتند
تا که در بر شاهد آزادی و قانون گرفتند
رایگان در پای نامردان برافشانی چه دانی
کاین همایون گوهر از کام نهنگان چون گرفتند
لاله از خاک جوانان میدمد بر دشتِ هامون
یا درفش سرخ بر سر انقلابیون گرفتند
خرم آن مردان که روزی خائنین در خون کشیدند
زان سپس آن روز را هر ساله عید خون گرفتند
تا به سیر قهقرایی آخرین فرصت کنی کم
خود عنان حزب در کف دشمنان دون گرفتند
با دمی پنهان چو اخگر عشق را کانون بیفروز
کوره افروزان غیرت کام از این کانون گرفتند
برج ایفل یادگارِ همّتِ مغلوب قومیست
کز کفِ امواج دریا نعش ناپلئون گرفتند
خوف کابوس سیاست جرم خواب غفلت ما
سخت ما را در خمار الکل و افیون گرفتند
کار با افسانه نبود رشته تدبیر میتاب
آری ارباب غرائم مار با افسون گرفتند
خاک لیلای وطن را جان شیرین بر سر افشان
خسروان عشق درس عبرت از مجنون گرفتند
شهریارا تا محیط خود تنزل کن مَیَندیش
کاین قبا بر قامت طبع تو ناموزون گرفتند
مطلب مشابه: غزل شماره ۵۳ از غزلیات شهریار؛ بهار آمد که بازم گل به باغ و بوستان خواند …
مطلب مشابه: غزل شماره ۵۲ از غزلیات شهریار؛ لبت تا در شکفتن لاله سیراب را ماند …
تفسیر این شعر

این شعر از شاعر معاصر ایرانی، شهریار، به موضوعات ملی، آزادی و فداکاری جوانان وطن پرداخته است. حالا به زبان سادهتر و با توضیحات مناسب، به تحلیل آن میپردازیم:
1. نوجوانان وطن بستر به خاک و خون گرفتند: این بیت به فداکاری و جانفشانی جوانان کشور اشاره دارد که برای آزادی و حقوق خود تلاش کردهاند و در این مسیر جان خود را نیز فدای وطن کردهاند.
2. تا که در بر شاهد آزادی و قانون گرفتند: جوانان با مبارزات خود به دنبال دستیابی به آزادی و برقراری قوانین عادلانه هستند.
3. رایگان در پای نامردان برافشانی چه دانی: شاعر میگوید که نمیدانی چه بر سر کسانی میآید که بدون هیچ دلیلی به دست نامردان کشته میشوند.
4. کاین همایون گوهر از کام نهنگان چون گرفتند: اینجا به ارزش و زیبایی جوانان (همایون گوهر) اشاره شده که توسط دشمنان (نهنگان) مورد تهدید قرار گرفتهاند.
5. لاله از خاک جوانان میدمد بر دشتِ هامون: لالهها نماد خون شهیدان هستند و از خاک جوانانی که جان خود را فدای وطن کردهاند، میرویند.
6. یا درفش سرخ بر سر انقلابیون گرفتند: درفش سرخ نماد انقلاب و مبارزه برای آزادی است که بر فراز انقلابگران برافراشته شده است.
7. خرم آن مردان که روزی خائنین در خون کشیدند: شاعر به مردان شجاعی اشاره میکند که دشمنان وطن را شکست داده و به پیروزی رسیدهاند.
8. زان سپس آن روز را هر ساله عید خون گرفتند: این روز پیروزی و یادآوری فداکاریها به عنوان عید خون جشن گرفته میشود.
9. تا به سیر قهقرایی آخرین فرصت کنی کم: شاعر به مخاطب میگوید که باید از فرصتهای باقیمانده استفاده کند و به عقب برنگردد.
10. خود عنان حزب در کف دشمنان دون گرفتند: اینجا به خیانتها و توطئههای دشمنان علیه ملت اشاره شده است.
11. با دمی پنهان چو اخگر عشق را کانون بیفروز: شاعر میگوید باید عشق و غیرت را زنده نگه داریم تا بتوانیم بر مشکلات غلبه کنیم.
12. کوره افروزان غیرت کام از این کانون گرفتند: کسانی که غیرت و شجاعت دارند، باید از این عشق و کانون انرژی بگیرند.
13. برج ایفل یادگارِ همّتِ مغلوب قومیست: برج ایفل نماد تلاشها و همتهای قومی است که شکست خوردهاند.
14. کز کفِ امواج دریا نعش ناپلئون گرفتند: اشاره به تاریخ دارد که چگونه بزرگترین شخصیتها نیز در برابر زمان شکست میخورند.
15. خوف کابوس سیاست جرم خواب غفلت ما: سیاستهای نادرست و بیتوجهی ما باعث مشکلات شده است.
16. سخت ما را در خمار الکل و افیون گرفتند: اشاره به این دارد که اعتیاد و غفلت ما را از واقعیت دور کرده است.
17. کار با افسانه نبود رشته تدبیر میتاب: کارها فقط داستان نیستند، بلکه نیاز به تدبیر و برنامهریزی دارند.
18. آری ارباب غرائم مار با افسون گرفتند: افرادی که قدرت دارند، با فریب ما را تحت کنترل خود دارند.
19. خاک لیلای وطن را جان شیرین بر سر افشان: برای وطن باید جان عزیز خود را فدای آن کرد.
20. خسروان عشق درس عبرت از مجنون گرفتند: عاشقان واقعی باید از مجنون (شخصیتی عاشق) درس عبرت بگیرند.
21. شهریارا تا محیط خود تنزل کن مَیَندیش: شاعر به خود (شهریار) میگوید که نباید به محیط خود تنزل کند و باید بر روی استعدادش تمرکز کند.
22. کاین قبا بر قامت طبع تو ناموزون گرفتند: اینجا شاعر میگوید که برخی از شرایط ممکن است بر روی خلاقیت او تأثیر منفی بگذارد.
به طور کلی، این شعر یک پیام قوی درباره فداکاری، عشق به وطن، و اهمیت آگاهی اجتماعی دارد و خواننده را تشویق میکند تا به تاریخ و فرهنگ خود توجه کند.
مطلب مشابه: غزل شماره ۵۱ از غزلیات شهریار؛ مسافری که به رخ اشک حسرتم بدواند …
مطلب مشابه: غزل شماره ۵۰ از غزلیات شهریار؛ شب است و چشم من و شمع اشکبارانند …










