شعر شماره ۵۸ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج / پشت این کوه بلند لب دریای کبود دختری بود…

بررسی شعر «دیوار» از هوشنگ ابتهاج (سایه) با مطلع «پشت این کوه بلند / لب دریای کبود». شرحی بر این غزل عاشقانه که در آن شاعر، از عشقی آرمانی و خاطره‌ای دور، اما شکننده سخن می‌گوید و با تصویری از جدایی، پایان این قصه را روایت می‌کند. 🌊

شعر «پشت این کوه بلند لب دریای کبود دختری بود…» که با عنوان «دیوار» نیز شناخته می‌شود، از سروده‌های هوشنگ ابتهاج، متخلص به «سایه»، یکی از غزل‌های عاشقانه و حسرت‌آمیز این شاعر بزرگ معاصر است که در آن، از دوری اجباری، دلتنگی و موانعی که عشق را از وصال بازمی‌دارند، سخن به میان آمده است. سایه در این سروده، با زبانی ساده و صمیمی، دختری را در پسِ «کوه بلند» و «دریای کبود» تصویر می‌کند که عاشقانه‌اش را در خود دارد، اما اکنون «دشت وسیع» و «راه دراز» و همان «کوه بلند»، میان او و یارش فاصله افکنده است . در این بخش از سایت، ضمن ارائهٔ متن کامل این شعر و تفسیر روان و ساده از ابیات آن، به بررسی درونمایهٔ عشقِ یک‌سویه، موانعِ وصال، و ویژگی‌های رمانتیک شعر سایه خواهیم پرداخت.

شعر شماره ۵۸ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج / پشت این کوه بلند لب دریای کبود دختری بود...

شعر زیبای سایه (شماره ۵۸ )

پشت این کوه بلند

لب دریای کبود

دختری بود که من

سخت می خواستمش

و تو گویی که گالی

آفریده شده بود

که منش

دوست بدارم پرشور

و مرا دوست بدارد شیرین

و شما می دانید

آه ای اخترکان خاموش

که چه خوش دل بودیم

من و او مست شکر خواب امید

و چه خوشبختی پاک

در نگاه من و او می خندید

وینک ای دخترکان غماز

گر نه لالید و نه گنگ

بگشایید زبان

و بگویید که از

یک بهتان

چون شد این چشمه غبار آلوده

و میان من و او

اینک این دشت بزرگ

اینک این راه دراز

اینک این کوه بلند

اشعار بیشتر از سایه: شعر شماره ۵۷ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج | شعر شماره ۵۶ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج

اشعار بیشتر از سایه: شعر شماره ۵۵ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج | شعر شماره ۵۴ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از هوشنگ ابتهاج، یکی از غم‌انگیزترین، عاشقانه‌ترین و حسرت‌آمیزترین سروده‌های اوست. سایه در این شعر با زبانی ساده و شورانگیز، از عشقی نافرجام سخن می‌گوید که در پشت کوه بلند و لب دریای کبود، میان او و دختری رویایی رخ داده است. او از خوشبختی‌های گذشته، از خوش‌دلی و مستی امید سخن می‌گوید، اما ناگهان، یک دروغ (بهتان) همه چیز را بر هم می‌زند و میان آن‌ها دشت بزرگ، راه دراز و کوه بلند فاصله می‌اندازد. شعر در فضایی حسرت‌آمیز و آکنده از اندوه به پایان می‌رسد.

 فضای کلی شعر

سایه در این شعر با لحنی غم‌انگین و نوستالژیک، به چند نکته اشاره می‌کند:

– دختر رویایی – دختری در پشت کوه بلند و لب دریای کبود که او را سخت می‌خواست.

– خوشبختی گذشته – آن‌ها با هم خوش‌دل و مست امید بودند.

– بهتان – یک دروغ، همه چیز را بر هم زد.

– جدایی – اکنون میان آن‌ها دشت بزرگ، راه دراز و کوه بلند است.

 تفسیر بخش‌های شعر

 بخش اول: دختر رویایی

«پشت این کوه بلند / لب دریای کبود / دختری بود که من / سخت می خواستمش»

– پشت این کوه بلند، در کنار دریای کبود،

– دختری بود که من سخت می‌خواستمش.

«و تو گویی که گالی / آفریده شده بود / که منش / دوست بدارم پرشور / و مرا دوست بدارد شیرین»

– گویی گالی (نماد زیبایی و رویایی) آفریده شده بود،

– که من او را پرشور دوست بدارم و او مرا شیرین دوست بدارد.

نکته: این بخش، عشقی رویایی و آرمانی را توصیف می‌کند. «گالی» اشاره به گالی (Galatea) در اساطیر یونان است که مجسمه‌ای زیبا بود و به عشق پیگمالیون جان گرفت.

 بخش دوم: خوشبختی گذشته

«و شما می دانید / آه ای اخترکان خاموش / که چه خوش دل بودیم / من و او مست شکر خواب امید / و چه خوشبختی پاک / در نگاه من و او می خندید»

– و شما می‌دانید، ای ستارگان خاموش،

– که چه خوش‌دل بودیم! من و او، مست از شکر خواب امید.

– چه خوشبختی پاکی در نگاه من و او می‌خندید.

نکته: شاعر از خوشبختی‌های گذشته با دختر رویایی سخن می‌گوید. آن‌ها با هم خوش‌دل و مست از امید بودند.

 بخش سوم: بهتان و جدایی

«وینک ای دخترکان غماز / گر نه لالید و نه گنگ / بگشایید زبان / و بگویید که از / یک بهتان / چون شد این چشمه غبار آلوده»

– ای دخترکان غماز (رازگشا)، اگر لال و گنگ نیستید،

– زبان بگشایید و بگویید که چگونه

– این چشمه (عشق پاک) با یک بهتان (دروغ) غبارآلود شد.

«و میان من و او / اینک این دشت بزرگ / اینک این راه دراز / اینک این کوه بلند»

– و میان من و او،

– اکنون این دشت بزرگ، این راه دراز، این کوه بلند است.

نکته: یک دروغ (بهتان)، عشق پاک را غبارآلود کرد و جدایی را به همراه آورد. اکنون میان آن‌ها دشت بزرگ، راه دراز و کوه بلند فاصله است.

 تحلیل عمیق‌تر

 ۱. عشق رویایی

شعر با توصیف عشقی رویایی آغاز می‌شود: دختری در پشت کوه بلند و لب دریای کبود که شاعر سخت می‌خواستش. این فضای رویایی، نشان از آرمانی بودن عشق دارد.

 ۲. خوشبختی گذشته

شاعر از خوشبختی‌های گذشته با دختر رویایی سخن می‌گوید. آن‌ها با هم خوش‌دل و مست از امید بودند و خوشبختی در نگاهشان می‌خندید.

 ۳. بهتان و جدایی

یک دروغ (بهتان) همه چیز را بر هم زد و عشق پاک را غبارآلود کرد. شاعر از دختران غماز می‌خواهد که بگویند چگونه این اتفاق افتاد.

 ۴. موانع جدایی

اکنون میان عاشق و معشوق، دشت بزرگ، راه دراز و کوه بلند است. این موانع، نشان از جدایی و دوری عاطفی دارند.

 خلاصه به زبان ساده

سایه می‌گوید:

پشت این کوه بلند، در کنار دریای کبود، دختری بود که من سخت می‌خواستمش. گویی گالی (نماد زیبایی) آفریده شده بود تا من او را پرشور دوست بدارم و او مرا شیرین دوست بدارد.

ای ستارگان خاموش، شما می‌دانید که چه خوش‌دل بودیم! من و او، مست از شکر خواب امید. چه خوشبختی پاکی در نگاه ما می‌خندید.

ای دخترکان غماز، اگر لال و گنگ نیستید، زبان بگشایید و بگویید که چگونه یک بهتان، این چشمه‌ی عشق پاک را غبارآلود کرد.

و اکنون میان من و او، این دشت بزرگ، این راه دراز و این کوه بلند است.

اشعار بیشتر از سایه: شعر شماره ۵۳ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج | شعر شماره ۵۲ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج

اشعار بیشتر از سایه: شعر شماره ۵۱ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج | شعر شماره ۵۰ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج

 نکته پایانی

این شعر سایه، سرود عشق نافرجام، حسرت و جدایی است. سایه در این شعر، با زبانی ساده و شورانگیز، از عشقی رویایی، از خوشبختی‌های گذشته، از یک دروغ که همه چیز را نابود کرد، و از موانع بزرگی که میان عاشق و معشوق فاصله انداخت، سخن می‌گوید. شعر در فضایی حسرت‌آمیز و آکنده از اندوه به پایان می‌رسد و نشان می‌دهد که چگونه یک دروغ، می‌تواند عشق پاک را غبارآلود کند و جدایی را به همراه آورد. این شعر، یکی از بهترین نمونه‌های شعر عاشقانه و نوستالژیک سایه است که در آن، عشق و حسرت به زیبایی به تصویر کشیده شده است.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.