شعر شماره ۲۶ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ گفتم اگر پر نتوانست یا نخواست من …

شعر شماره ۲۶ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج را در روزانه بخوانید. شعرهای سایه نه تنها در زمان خود بلکه بر نسل‌های بعدی شاعران و هنرمندان تأثیر گذاشته است. بسیاری از شاعران جوان از سبک و مضامین او الهام گرفته‌اند و شعرهایش در محافل ادبی و هنری همچنان مورد تحلیل و بحث قرار می‌گیرند. همچنین شعر شماره ۲۷ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ شبی کدام شب؟ شبی شبی ستاره ای دهان گشود … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۲۶ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ گفتم اگر پر نتوانست یا نخواست من ...

شعر شماره ۲۶

گفتم اگر پر نتوانست یا

نخواست

من

هموار کرد خواهم گیتی را

فرزند من به عجب جوانی تو این مگوی

من

خواتسم ولی نتوانستم

تا خود چه خواهی و چه توانی

مطلب مشابه: شعر شماره ۲۵ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ خانه خالی تنهایی مثل آینه بی تصویر …

مطلب مشابه: شعر شماره ۲۴ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ او را ز گیسوان بلندش شناختند …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر به نظر می‌رسد که از یک شاعر معاصر یا کلاسیک ایرانی باشد و به بیان احساسات و افکار شاعر در مورد عشق و زندگی می‌پردازد. بیایید آن را به زبان ساده توضیح دهیم:

1. گفتم اگر پر نتوانست یا نخواست: شاعر به محبوبش می‌گوید که اگر او نتواند یا نخواهد که به او عشق بورزد یا در زندگی مشترکشان تلاش کند، این موضوع برای او مهم نیست.

2. من هموار کرد خواهم گیتی را: شاعر اعلام می‌کند که او خودش تلاش خواهد کرد تا زندگی را برای خود و محبوبش آسان و هموار کند. او آماده است تا مشکلات را حل کند و مسیر زندگی را هموار کند.

3. فرزند من به عجب جوانی تو این مگوی: شاعر به محبوبش اشاره می‌کند که نباید به سن و سال خود (جوانی) مغرور باشد و باید واقعیت‌ها را ببیند. او به نوعی به جوانی و بی‌تجربگی محبوبش اشاره می‌کند.

4. من خواستم ولی نتوانستم: شاعر در اینجا از ناامیدی خود صحبت می‌کند. او خواسته‌هایی داشته اما نتوانسته به آن‌ها دست یابد. این نشان‌دهنده احساسات عمیق و گاهی شکست در عشق است.

5. تا خود چه خواهی و چه توانی: در پایان، شاعر می‌گوید که در نهایت، همه چیز بستگی به انتخاب‌های محبوبش دارد. او باید تصمیم بگیرد که چه چیزی می‌خواهد و چه کارهایی می‌تواند انجام دهد.

به طور کلی، این شعر نشان‌دهنده احساسات پیچیده‌ای است که شاعر نسبت به عشق و روابط دارد. او آماده است تا برای عشقش تلاش کند، اما همچنین به واقعیت‌ها و محدودیت‌های خود نیز آگاه است. این شعر می‌تواند به عنوان یک دعوت به تفکر درباره عشق، تلاش و انتخاب‌ها در زندگی تعبیر شود.

مطلب مشابه: شعر شماره ۲۳ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ نه هراسی نیست من هزاران بار تیرباران شده ام …

مطلب مشابه: شعر شماره ۲۲ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ سایه ها زیر درختان در غروب سبز می گریند …

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.