شعر شماره ۲۳ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ نه هراسی نیست من هزاران بار تیرباران شده ام …
شعر شماره ۲۳ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج را در روزانه خوانده و لذت ببرید. ابتهاج در آثارش به عواطف انسانی مانند عشق، درد، رنج و نوستالژی پرداخته است. توانایی او در بیان احساسات پیچیده انسانی به قدری صادقانه و عمیق است که بسیاری از مخاطبان خود را در آن مییابند و با آن همذاتپنداری میکنند. این ارتباط عاطفی باعث میشود که اشعار او در دل خوانندگان جایگاه ویژهای پیدا کند. همچنین شعر شماره ۲۴ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ او را ز گیسوان بلندش شناختند … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۲۳
نه هراسی نیست
من هزاران بار
تیرباران شده ام
و هزاران بار
دل زیبای مرا از دار آویخته اند
و
هزاران بار
با شهیدان تمام تاریخ
خون جوشان مرا
به زمین ریخته اند
سرگذشت دل من
زندگی نامه انسان است
که لبش دوخته اند
زنده اش سوخته اند
و به دارش زده اند
آه ای بابک خرم دین
تو لومومبا را می دیدی
و لومومبا می دید
مرگ خونین
مرا در بولیوی
راز سرسبزی حلاج این است
ریشه در خون شستن
باز از خون رستن
در ویتنام هزاران بار
زیر تیغ جلاد
زخم برداشته ام
وندر آن آتش و خون
باز چون پرچم فتح
قامت افراشته ام
آه ای آزادی
دیرگاهی ست ک از اندونزی تاشیلی
خاک این دشت
جگر سوخته با خون تو می آمیزد
دیرگاهی ست که از پیکر مجروححح فلسطین شب و روز
خون فرو می ریزد
و هنوز از لبنان
دود برمیخیزد
سالها پیش مرا با کیوان کشتند
شاه هر روز مرا میکشت
و هنوز
دست شاهانه دراز است پی کشتن من
هم از آن دست پلید است که در
خوزستان
در هویزه بستان سوسنگرد
این چنین در خون آغشته شدم
و همین امروز با مسلمان جوانی که خط پشت لبش
تازه سبزی می زد کشته شدم
نه هراسی نیست
خون ما راه دراز بشریت را گلگون کرده ست
دست تاریخ ظفرنامه انسان را
زیب دیباچه خون کرده ست
آری از مرگ هراسی نیست
مرگ در میدان این آرزوی هر مرد است
من دلم از دشمن کام شدم شدن می سوزد
مرگ با دشنه دوست ؟
دوستان این درد است
نه هراسی نیست
پیش ما ساده ترین مسئله ای مرگ است
مرگ ما سهل تر از کندن یک برگ است
من به این باغ می اندیشم
که یکی پشت درش با تبری نیز کمین کرده ست
دوستان گوش کنید
مرگ من مرگ شماست
مگذارید شما را بکشند
مگذارید که من بار دگر
در شما کشته شوم
مطلب مشابه: شعر شماره ۲۲ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ سایه ها زیر درختان در غروب سبز می گریند …
مطلب مشابه: شعر شماره ۲۱ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ این ساکت صبور که چون شمع سر کرده در کنار غم خویش
تفسیر این شعر

این شعر به بیان احساسات عمیق و دردناک شاعر درباره ظلم، جنگ و فداکاریهای انسانی میپردازد. در اینجا به زبان سادهتر و با توضیحات مناسب، نکات کلیدی شعر را بررسی میکنیم:
1. عدم ترس از مرگ: شاعر از این میگوید که او بارها مورد ظلم و ستم قرار گرفته و جانش را از دست داده، اما هیچگاه از مرگ نمیترسد. او به نوعی از مرگ به عنوان بخشی از زندگی و مبارزه یاد میکند.
2. تجربه تاریخی: شاعر به تاریخ اشاره میکند و میگوید که خون او و دیگران در طول تاریخ بر زمین ریخته شده و این خونها به نوعی نشاندهنده مبارزات انسانی است.
3. زندگی نامه انسان: او زندگی خود را به عنوان داستان انسانهایی توصیف میکند که تحت ستم قرار گرفتهاند، کسانی که صدایشان خاموش شده و مورد ظلم واقع شدهاند.
4. اشاره به شخصیتهای تاریخی: شاعر به شخصیتهایی مانند بابک خرم دین و لومومبا اشاره میکند و نشان میدهد که مبارزات برای آزادی در نقاط مختلف جهان وجود داشته است.
5. خون و آزادی: او به ارتباط بین خون و آزادی اشاره میکند و میگوید که رنج و خونریزی بخشی از مسیر دستیابی به آزادی است.
6. انتقاد از ظلم: شاعر به ظلمهای مختلفی که در تاریخ بر او و دیگران رفته، اشاره میکند، از جمله ظلمهای شاه و جنگها در کشورهای مختلف.
7. مرگ به عنوان یک واقعیت: او مرگ را یک واقعیت ساده و طبیعی میداند و آن را به عنوان بخشی از مبارزه برای آزادی و انسانیت توصیف میکند.
8. پیام همبستگی: شاعر تأکید میکند که مرگ او، مرگ همه است و از دیگران میخواهد که اجازه ندهند تا دوباره کشته شوند یا تحت ستم قرار بگیرند.
در نهایت، این شعر نه تنها به بیان درد و رنج انسانی میپردازد، بلکه پیامی قوی درباره اتحاد، مبارزه برای آزادی و عدم ترس از مرگ را منتقل میکند. شاعر با استفاده از تصاویری قوی و تاریخی، احساسات عمیق خود را نسبت به ظلم و ستم در جوامع مختلف بیان میکند.
مطلب مشابه: شعر شماره ۲۰ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ جنگل سرسبز در حریق خزان سوخت …
مطلب مشابه: شعر شماره ۱۹ از مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج؛ باز باران است و شب چون جنگلی انبوه …










