شعر شماره ۱۷ از اشعار ترکی شهریار؛ ایل کئچدی، باهار اولدو، خبر یوخ گولوموزدن …

شعر شماره ۱۷ از اشعار ترکی شهریار را در روزانه بخوانید. استفاده از زبان ترکی آذری در برخی از اشعار، به ویژه در اثر معروف «حیدر بابایه سلام»، نشان‌دهنده هویت فرهنگی و دوزبانه شهریار است. این ترکیب نه تنها به غنای ادبیات فارسی افزوده، بلکه پل ارتباطی میان دو فرهنگ مهم ایران ایجاد کرده است. همچنین شعر شماره ۱۸ از اشعار ترکی شهریار؛ جانا گلمیشیک بیز بو جانان الیندن … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۱۷ از اشعار ترکی شهریار؛ ایل کئچدی، باهار اولدو، خبر یوخ گولوموزدن ...

شعر شماره ۱۷

ایل کئچدی، باهار اولدو، خبر یوخ گولوموزدن،

گول آچمادی، قووزانمادی سس بولبولوموزدن.

بایرام گونوموز، یاسلی گؤروشلرله کئچر کن،

شادلیق نه اوماق بیز آییمیزدان ایلیمیزدن

تقویم آلابیلمم اله، گؤردوم منه تقویم،

«گؤزداغ» دیکی (تقویمی) ده گئتدی الیمیزدن.

بیز باغچامیزی بئلیه بیللیک؟ داهاهیهات!

نایمید اجلین بئلداری وورموش بئلیمیزدن

(تقویمی) اولاردان دی کی، یاددان چیخابیلمز،

یاددان نئجه چیخسین، آدی دوشمور دیلیمیزدن

ائل ایچره، باشی بیریئره گاهدان اوییغاردی،

اوگئتدی، ییغینجاق دا ییغیشدی ائلیمیزدن

یولداش سپه لندی، ائله بیل سام یئلی اسدی،

سرسام دی قالان بیزلره، بوسام یئلیمیزدن

دنیا نه یامان تاپماجا دیرباش چخاران یوخ،

بیزباش تاپاق آنجاق، بوقوبول- منقلمیزدن.

(تقویمی) کیمی دوز کیشی؟ هیهات تاپیلماز،

بیر شمع دی کی، کؤچدو بیزیم محفیلیمیزدن

اوچ نازلی بالا، همسر ایله قالدیلا- باشسیز،

یانساق دا اود ال چکمیه جکدیر کولوموزدن.

بیر (کافیه) اوندان باجاری یادگار اولسون

باش یولمادا، بیرتئلدی قالان کاکیلمیزدن

ائل بیرده دئسین: «سئل سارانی قاپدی قاچیرتدی»،

آغلاشدی بولودلاردا بوداشقین سئلیمیزدن

بیر مزرعه دیر (شهریار) ین عومرو، نه حاصل،

سئل، قویمورو بیرچؤپ ده قالا حاصیلیمیزدن

مطلب مشابه: شعر شماره ۱۶ از اشعار ترکی شهریار؛ بیر گون آغیز قالی بوش …

مطلب مشابه: شعر شماره ۱۵ از اشعار ترکی شهریار؛ یغدی خیر و برکت سفره سین ، احسانیله گئتدی …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

# ایل کئچدی، باهار اولدو، خبر یوخ گولوموزدن،

گول آچمادی، قووزانمادی سس بولبولوموزدن.

سال گذشت، بهار شد، از گلمان خبری نیست. گل نشکفت، بلبلمان نغمه سر نداد.

# بایرام گونوموز، یاسلی گؤروشلرله کئچر کن،

شادلیق نه اوماق بیز آییمیزدان ایلیمیزدن

هنگامی که روز عیدمان با دیدارهای غم‌انگیز می‌گذرد از ماه و سالمان به چه امیدوار باشیم؟

# تقویم آلابیلمم اله، گؤردوم منه تقویم،

«گؤزداغ» دیکی (تقویمی) ده گئتدی الیمیزدن.

در تقویم آلابیلمم، به چشمم آمد که “گؤزداغ” هم به تقویم اضافه شده است.

# بیز باغچامیزی بئلیه بیللیک؟ داهاهیهات!

نایمید اجلین بئلداری وورموش بئلیمیزدن

در باغچه‌ام علف‌های هرز روئیده است. آیا دیگر می‌توان به حال خود رها کرد؟ ناگهان مرگ خود را می‌بیند و به یاد می‌آورد که ما از آن خبر نداریم.

# (تقویمی) اولاردان دی کی، یاددان چیخابیلمز،

یاددان نئجه چیخسین، آدی دوشمور دیلیمیزدن

«تقویمی» از آن‌ها بود که نمی‌تواند از یاد برود. چگونه از یاد برود هنگامی که نامش از زبانمان نمی‌افتد؟

# ائل ایچره، باشی بیریئره گاهدان اوییغاردی،

اوگئتدی، ییغینجاق دا ییغیشدی ائلیمیزدن

این جمله بیان می‌کند که در جایی که آتش و روشنایی وجود دارد، ترس و نگرانی جایی ندارد. افراد به هم می‌پیوندند و در کنار هم آرامش و دوستی را تجربه می‌کنند. در این فضا، همه احساس امنیت و راحتی می‌کنند.

# یولداش سپه لندی، ائله بیل سام یئلی اسدی،

سرسام دی قالان بیزلره، بوسام یئلیمیزدن

دوست من، دلاوری و شجاعت دارد، می‌تواند به راحتی بر مشکلات غلبه کند. ما که در میانه این راه هستیم، نمی‌دانیم چه اتفاقی برایمان خواهد افتاد.

# دنیا نه یامان تاپماجا دیرباش چخاران یوخ،

بیزباش تاپاق آنجاق، بوقوبول- منقلمیزدن.

دنیا چیز بدی نیست اگر دیرتر به سمت هدف‌هایمان برویم. ما به هر حال ادامه می‌دهیم و به تلاش‌مان ادامه خواهیم داد.

# (تقویمی) کیمی دوز کیشی؟ هیهات تاپیلماز،

بیر شمع دی کی، کؤچدو بیزیم محفیلیمیزدن

چه کسی همچون «تقویمی» راستگو بود؟ افسوس که مانندش پیدا نمی‌شود. شمعی بود که از محفلمان کوچید.

# اوچ نازلی بالا، همسر ایله قالدیلا- باشسیز،

یانساق دا اود ال چکمیه جکدیر کولوموزدن.

سه فرزند نازنین و همسرش تنها ماندند. اگر بسوزیم هم آتش دست از سر خاکسترمان برنخواهد داشت.

# بیر (کافیه) اوندان باجاری یادگار اولسون

باش یولمادا، بیرتئلدی قالان کاکیلمیزدن

کافی است که در یادهایمان، نشانه‌ای از قدم‌های آغازین‌مان باقی بماند، تا از ردپای گذشته‌مان غافل نشویم.

# ائل بیرده دئسین: «سئل سارانی قاپدی قاچیرتدی»،

آغلاشدی بولودلاردا بوداشقین سئلیمیزدن

تو می‌گویی: «سیلی که گرفته بود، ناگهانی آمد و همه چیز را خراب کرد»، و من در دل خود از عشقمان بسیار ناراحت شدم.

# بیر مزرعه دیر (شهریار) ین عومرو، نه حاصل،

سئل، قویمورو بیرچؤپ ده قالا حاصیلیمیزدن

زندگانی شهریار کشتزاری‌ست. چه حاصل؟ سیل نمی‌گذارد از کشتمان زباله‌ای بماند.

مطلب مشابه: شعر شماره ۱۴ از اشعار ترکی شهریار؛ یار گونومی گؤی اسگییه توتدو کی دور منی بوشا …

مطلب مشابه: شعر شماره ۱۳ از اشعار ترکی شهریار؛ برق اولمادی قیزیم گئجه یاندیردی لاله نی …

پیشنهاد مرتبط

فال‌های سرگرم‌کننده روزانه

پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.