شعر شماره ۱۸ از اشعار ترکی شهریار؛ جانا گلمیشیک بیز بو جانان الیندن …

شعر شماره ۱۸ از اشعار ترکی شهریار را در روزانه قرار داده‌ایم. شهریار با اشعار خود توانسته است بر نسل‌های مختلف تأثیر فرهنگی بگذارد. او به عنوان یکی از بزرگان ادبیات معاصر ایران شناخته می‌شود و هر ساله در روز بزرگداشت او (روز شعر و ادب پارسی) به یاد و خاطره‌اش بزرگداشت‌هایی برگزار می‌شود. همچنین شعر شماره ۱۹ از اشعار ترکی شهریار؛ سن یاریمین قاصدی سن ایلن سنه چای دئمیشم … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۱۸ از اشعار ترکی شهریار؛ جانا گلمیشیک بیز بو جانان الیندن ...

شعر شماره ۱۸

جانا گلمیشیک بیز بو جانان الیندن

که نه انس امان تاپدی نه جان الیندن

مسلمانه باخ، دین و ایمان قان آغلیر

بو دین سیز، ایمان سیز مسلمان الیندن

بو شیطاندی، بیز آدمی گویده تولار

قاچا بیلمز آدم بو شیطان الیندن

آلار اول ایمانی، سونداندا جانی

نه ایمان قالار دیبده نه جان الیندن

قاریشقا کیمی دئو نژادی قیمیلدیر

که خاتم چیخیب دیر سلیمان الیندن

بادمجان چوخی بازیلاردا کوچوکلر

دا ترپشمک اولماز بادیمجان الیندن

خوروز تک بیزی دنله ییب قورتایبدیر

چینه قالماییب نو چیکدان الیندن

پناه اولسا بیز خلقه کافر، قوی اولسون

سیخینتی دوشه ک کفره، ایمان الیندن

گئدیب چٶلده کی حیوانا یالواردیق

که گلسین، بیزی آلسین اینسان الیندن

ائله تورشادیب ایرانین عیرانین که

گٶزللر گٶزی یاشدی ایران الیندن

سالیب دیر اله، سانکی موسا عصاسین

قاچیر اژدها لر، بو ثعبان الیندن

نه سلطانلار اولوش الینده اویونجاق

نه گلسین اویونجاقلی سلطان الیندن

بئش- اوچ باش بیله ن ده قالیرسا، اوشاق تک

قاچیب گیزله نیب لر، بوخورتان الیندن

ائویم زندانیم، مٲموریم ٲوز ایچیمده

هاراقاچسین اینسان بو زندانالیندن

بیزاینسان اولاق، یا که حیوان، امان یوق

نه اینسان قوتارمیش، نه حیوان الیندن

نه دئولر که قیطانلا زنجیر له نیب لر

قنف لر قیریلمیش بو قیطان الیندن

سالیب خلقی درمان آدیلن نه درده

که درد آغلاییر بیله درمان الیندن

او بیگ خان یازیقلار نه اینسانیمیشلار

عبث آغلیاردیقاو بیگ خان الیندن

وئرردیک قدیم دیوانا عرضه، ایندی

کیمه عرضه وئرمک بو دیوان الیندن؟

نه طوفانه راست گلمیشیک بیز، مگر نوح

گله قورتارا خلقی طوفان الیندن

مطلب مشابه: شعر شماره ۱۷ از اشعار ترکی شهریار؛ ایل کئچدی، باهار اولدو، خبر یوخ گولوموزدن …

مطلب مشابه: شعر شماره ۱۶ از اشعار ترکی شهریار؛ بیر گون آغیز قالی بوش …

تفسیر و ترجمه

تفسیر و ترجمه

# جانا گلمیشیک بیز بو جانان الیندن

که نه انس امان تاپدی نه جان الیندن

ما از دست این جانان به جان آمده‌ایم. که از دستش نه انسان پناه یافت نه جان.

# مسلمانه باخ، دین و ایمان قان آغلیر

بو دین سیز، ایمان سیز مسلمان الیندن

به مسلمان بنگر، دین و ایمان خون می‌گرید از دست این مسلمان بی‌دین بی‌ایمان.

# بو شیطاندی، بیز آدمی گویده تولار

قاچا بیلمز آدم بو شیطان الیندن

این شیطان است. ما آدم‌ها به آسمان هم که بپریم نمی‌توانیم از دست این شیطان بگریزیم.

# آلار اول ایمانی، سونداندا جانی

نه ایمان قالار دیبده نه جان الیندن

نخست ایمان را می‌ستاند و سپس جان را. از دستش نه ایمان ماند و نه جان.

# قاریشقا کیمی دئو نژادی قیمیلدیر

که خاتم چیخیب دیر سلیمان الیندن

این بیت به مفهوم شایستگی و ارزشمندی اشاره دارد. شاعر با ابراز قدرت و توانایی خاصی در فردی، آن را به انگشتری که به دست سلیمان می‌درخشد، تشبیه کرده است. این به نوعی نشان‌دهنده مقام و جایگاه یک شخصیت برجسته است که در میان افراد، ویژگی‌های منحصر به‌فردی دارد.

# بادمجان چوخی بازیلاردا کوچوکلر

دا ترپشمک اولماز بادیمجان الیندن

بادمجان وقتی که در بازی‌های بچه‌ها زیاد تکان بخورد، دیگر نمی‌تواند از دست بچه‌ها خلاص شود.

# خوروز تک بیزی دنله ییب قورتایبدیر

چینه قالماییب نو چیکدان الیندن

خروس تنها صدای بلندی دارد و در کیسه‌اش چیزی برای خوردن نیست، همچنین نمی‌تواند چیزی را از چنگ دیگران بیرون بکشد.

# پناه اولسا بیز خلقه کافر، قوی اولسون

سیخینتی دوشه ک کفره، ایمان الیندن

به خداوند پناه می‌برم، هرچند که بر بندگانش از ایمان کافر و دور از خداوندی هستند. امیدوارم ایمان من قوی‌تر شود و از نفاق و کفر دور بمانم.

# گئدیب چٶلده کی حیوانا یالواردیق

که گلسین، بیزی آلسین اینسان الیندن

به بیابان رفته به پای حیوان می‌افتادیم که بیاید ما را از دست انسان نجات دهد.

# ائله تورشادیب ایرانین عیرانین که

گٶزللر گٶزی یاشدی ایران الیندن

ایران به خود می‌بالد به خاطر زیبایی چشمانش، چشمانی که از لطف و مهربانی سرچشمه می‌گیرد.

# سالیب دیر اله، سانکی موسا عصاسین

قاچیر اژدها لر، بو ثعبان الیندن

انگار موسی عصایش را انداخته است. اژدهاها از دست این اژدها می‌گریزند.

# نه سلطانلار اولوش الینده اویونجاق

نه گلسین اویونجاقلی سلطان الیندن

نه شاهان بر سر قدرت، همواره خوشحال خواهند بود و نه کسی که در قدرت است، همواره خوشبختی را تجربه خواهد کرد.

# بئش- اوچ باش بیله ن ده قالیرسا، اوشاق تک

قاچیب گیزله نیب لر، بوخورتان الیندن

اگر نازک و ظریف باشد، بچه‌ها با یک شی‌ء تکان خواهند خورد و آن را از دست می‌دهند.

# ائویم زندانیم، مٲموریم ٲوز ایچیمده

هاراقاچسین اینسان بو زندانالیندن

خانه‌ام زندانم است و نگهبانم درون خودم. از این زندان به کجا می‌گریزی انسان؟

# بیزاینسان اولاق، یا که حیوان، امان یوق

نه اینسان قوتارمیش، نه حیوان الیندن

ما چه انسان باشیم چه حیوان در امان نیستیم. کدام انسان از دست کدام حیوان رهایی یافته است؟

# نه دئولر که قیطانلا زنجیر له نیب لر

قنف لر قیریلمیش بو قیطان الیندن

این بیت به وضعیت و شرایطی اشاره دارد که در آن فرد نمی‌تواند از زنجیرهایی که به او بسته شده، رهایی یابد. به نوعی بیانگر احساس اسارت یا محدودیت است و نشان می‌دهد که تلاش برای خلاصی از این وضعیت ممکن است بی‌فایده باشد. همچنین، اشاره به این دارد که قیطانی که فرد به آن وابسته است، نماد عواطف یا مشکلاتی است که او را در بر گرفته است.

# سالیب خلقی درمان آدیلن نه درده

که درد آغلاییر بیله درمان الیندن

نمی‌توان به کمک دیگران و از طریق آنان به درمان دردها و مشکلات رسید؛ راه حل واقعی در درون خود ماست و باید خودمان به آن بپردازیم.

# او بیگ خان یازیقلار نه اینسانیمیشلار

عبث آغلیاردیقاو بیگ خان الیندن

او بیگ خان یازیقلار نه اینسانیمیشلار عبث آغلیاردیقاو بیگ خان الیندان زندگی بیگ خان یازیقلار مثل این است که مردم بیهوده می‌گریند و این گریه‌ها هیچ نتیجه‌ای ندارد چون او بیگ خان در دستانش قدرتی دارد که نمی‌توان با آن مقابله کرد.

# وئرردیک قدیم دیوانا عرضه، ایندی

کیمه عرضه وئرمک بو دیوان الیندن؟

به قدیم به دیوان شعر خود عرضه می‌کردی، اکنون به چه کسی باید آن را ارائه کنی؟

# نه طوفانه راست گلمیشیک بیز، مگر نوح

گله قورتارا خلقی طوفان الیندن

ما به چه توفانی برخورده‌ایم؟! مگر اینکه نوح بیاید ما را از دست این توفان رهایی بخشد.

مطلب مشابه: شعر شماره ۱۵ از اشعار ترکی شهریار؛ یغدی خیر و برکت سفره سین ، احسانیله گئتدی …

مطلب مشابه: شعر شماره ۱۴ از اشعار ترکی شهریار؛ یار گونومی گؤی اسگییه توتدو کی دور منی بوشا …

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.