شعر شماره ۱۴ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ از چهره طبیعت افسونکار بر بسته ام …

شعر شماره ۱۴ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد را در روزانه آماده کرده‌ایم. فروغ فرخزاد به عنوان یکی از نمادهای فرهنگی و ادبی ایران شناخته می‌شود. اشعار او بخشی از میراث فرهنگی ایران محسوب می‌شود و هنوز هم مورد مطالعه و تحلیل قرار می‌گیرد. همچنین شعر شماره ۱۵ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ آن روزها رفتند آن روزهای خوب آن روزهای … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۱۴ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ از چهره طبیعت افسونکار بر بسته ام ...

شعر شماره ۱۴

از چهره طبیعت افسونکار

بر بسته ام دو چشم پر از غم را

تا ننگرد نگاه تب آلودم

این جلوه های حسرت و ماتم را

پاییز، ای مسافر خاک آلود

در دامنت چه چیز نهان داری

جز برگ های مرده و خشکیده

دیگر چه ثروتی به جهان داری

جز غم چه می دهد به دل شاعر

سنگین غروب تیره و خاموشت؟

جز سردی و ملال چه می بخشد

بر جان دردمند من آغوشت؟

در دامن سکوت غم افزایت

اندوه خفته می دهد آزارم

آن آرزوی گمشده می رقصد

در پرده های مبهم پندارم

پاییز ای سرود خیال انگیز

پاییز، ای ترانهء محنت بار

پاییز، ای تبسم افسرده

بر چهرهء طبیعت افسونکار

مطلب مشابه: شعر شماره ۱۳ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ من از تو می مردم اما تو زندگانی من بودی

مطلب مشابه: شعر شماره ۱۲ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ بیش از اینها ، آه ، آری بیش از اینها میتوان …

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر زیبا از شاعر ایرانی، به توصیف احساسات عمیق و غم‌انگیز در فصل پاییز می‌پردازد. بیایید آن را به زبان ساده‌تر توضیح دهیم:

1. چهره طبیعت و غم: شاعر با اشاره به زیبایی‌های طبیعت، می‌گوید که چشمانش پر از غم است. او نمی‌خواهد کسی به چشمانش نگاه کند تا حسرت و اندوهش را ببیند.

2. پاییز و رازهای آن: شاعر به پاییز، که به عنوان یک مسافر خاک آلود توصیف شده، می‌گوید که در دامن این فصل چه چیزهایی نهفته است. او از پاییز می‌پرسد که جز برگ‌های مرده و خشکیده، چه ثروتی دارد.

3. غم شاعر: شاعر به این فکر می‌کند که جز غم چه چیزی به دلش می‌دهد. غروب تاریک و ساکت، تنها سردی و ملال را بر جان او می‌افزاید.

4. سکوت و اندوه: در سکوت پاییز، اندوهی وجود دارد که او را آزار می‌دهد. آرزوهای گمشده‌اش در ذهنش رقص می‌کنند و او را به یاد گذشته‌ها می‌اندازند.

5. پاییز به عنوان نماد احساسات: شاعر پاییز را به عنوان یک سرود خیال انگیز و ترانه‌ای پر از محنت توصیف می‌کند. او از پاییز به عنوان یک تبسم افسرده یاد می‌کند که بر چهره طبیعت نشسته است.

این شعر به خوبی احساساتی مانند غم، حسرت و تنهایی را در فصل پاییز بیان می‌کند. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و عاطفی، خواننده را به دنیای درونی خود دعوت می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه طبیعت می‌تواند بازتاب‌دهنده احساسات انسانی باشد.

مطلب مشابه: شعر شماره ۱۱ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ باد ما را با خود خواهد برد در شب کوچک من …

مطلب مشابه: شعر شماره ۱۰ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ تمام روز را در آئینه گریه می‌کردم

دسترسی سریع

فال و سرگرمی امروز

فال روزانه ماه تولد، حافظ، تاروت، ابجد و استخاره را از مسیرهای اصلی روزانه ببینید.

فال امروز ماه تولدت انتخاب فقط در همین مرورگر ذخیره می‌شود.
امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.