شعر شماره ۱۲ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ بیش از اینها ، آه ، آری بیش از اینها میتوان …

شعر شماره ۱۲ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد را در روزانه قرار داده‌ایم. فروغ فرخزاد به عنوان یکی از پیشگامان ادبیات زنانه در ایران شناخته می‌شود. او با شجاعت به موضوعات مربوط به زنان، عشق، هویت و آزادی‌های فردی پرداخت. اشعار او نه تنها از جنبه‌های عاطفی بلکه از منظر اجتماعی نیز قابل توجه است و به چالش‌های زنان در جامعه سنتی ایران می‌پردازد.

شعر شماره ۱۲ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ بیش از اینها ، آه ، آری بیش از اینها میتوان ...

شعر شماره ۱۲

بیش از اینها ، آه ، آری

بیش از اینها میتوان خاموش ماند

میتوان ساعات طولانی

با نگاهی چون نگاه مردگان ، ثابت

خیره شد در دود یک سیگار

خیره شد در شکل یک فنجان

در گلی بیرنگ ، بر قالی

در خطی موهوم ، بر دیوار

میتوان با پنجه های خشک

پرده را یکسو کشید و دید

در میان کوچه باران تند میبارد

کودکی با بادبادکهای رنگینش

ایستاده زیر یک طاقی

گاری فرسوده ای میدان خالی را

با شتابی پرهیاهو ترک میگوید

میتوان بر جای باقی ماند

در کنار پرده ، اما کور ، اما کر

میتوان فریاد زد

با صدائی سخت کاذب ، سخت بیگانه

دوست میدارم

میتوان در بازوان چیرهء یک مرد

ماده ای زیبا و سالم بود

با تنی چون سفرهء چرمین

با دو پستا.ن درشت سخت

میتوان در بستر یک مست ، یک دیوانه ، یک ولگرد

عصمت یک عشق را آلود

میتوان با زیرکی تحقیر کرد

هر معمای شگفتی را

میتوان تنها به حل جدولی پرداخت

میتوان تنها به کشف پاسخی بیهوده دل خوش ساخت

پاسخی بیهوده ، آری پنج یا شش حرف

میتوان یک عمر زانو زد

با سری افکنده ، در پای ضریحی سرد

میتوان در گور مجهولی خدا را دید

میتوان با سکه ای ناچیز ایمان یافت

میتوان در حجره های مسجدی پوسید

چون زیارتنامه خوانی پیر

میتوان چون صفر در تفریق و جمع و ضرب

حاصلی پیوسته یکسان داشت

میتوان چشم ترا در پیلهء قهرش

دکمهء بیرنگ کفش کهنه ای پنداشت

میتوان چون آب در گودال خود خشکید

میتوان زیبائی یک لحظه را با شرم

مثل یک عکس سیاه مضحک فوری

در ته صندوق مخفی کرد

میتوان در قاب خالی ماندهء یک روز

نقش یک محکوم ، یا مغلوب ، یا مصلوب را آویخت

میتوان باصورتک ها رخنهء دیوار را پوشاند

میتوان با نقشهای پوچ تر آمیخت

میتوان همچون عروسک های کوکی بود

با دو چشم شیشه ای دنیای خود را دید

میتوان در جعبه ای ماهوت

با تنی انباشته از کاه

سالها در لابلای تور و پولک خفت

میتوان با هر فشار هرزهء دستی

بی سبب فریاد کرد و گفت

آه ، من بسیار خوشبختم

مطلب مشابه: شعر شماره ۱۱ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ باد ما را با خود خواهد برد در شب کوچک من …

مطلب مشابه: شعر شماره ۱۰ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ تمام روز را در آئینه گریه می‌کردم

تفسیر این شعر

تفسیر این شعر

این شعر از “سهراب سپهری” به بررسی احساسات انسانی، تنهایی، و بی‌معنایی زندگی می‌پردازد. شاعر در این شعر به ما می‌گوید که می‌توانیم در شرایط مختلف زندگی کنیم، اما این زندگی ممکن است خالی از معنا و احساس باشد. بیایید بخش‌های مختلف شعر را به زبان ساده توضیح دهیم:

1. بیش از اینها میتوان خاموش ماند: شاعر می‌گوید که می‌توانیم در سکوت و بی‌عملی بمانیم.

2. میتوان ساعات طولانی با نگاهی چون نگاه مردگان: ما می‌توانیم ساعت‌ها با نگاهی خالی و بی‌روح به چیزها نگاه کنیم.

3. خیره شد در دود یک سیگار، شکل یک فنجان، گلی بیرنگ: اینجا شاعر به چیزهای بی‌جان و بی‌احساس اشاره می‌کند که ما می‌توانیم به آنها خیره شویم.

4. میتوان با پنجه‌های خشک پرده را یکسو کشید و دید: او می‌گوید که حتی اگر پرده را کنار بزنیم، ممکن است فقط چیزهای عادی و روزمره ببینیم.

5. در میان کوچه باران تند میبارد: باران نماد زندگی و تغییر است، اما ما ممکن است از آن غافل باشیم.

6. کودکی با بادبادک‌های رنگینش ایستاده: تصویر کودکی که بازی می‌کند نشان‌دهنده‌ی شادی و زندگی است، در حالی که شاعر ممکن است در حالتی دیگر باشد.

7. میتوان بر جای باقی ماند، اما کور، اما کر: ما می‌توانیم در یک جا بمانیم و از زندگی واقعی غافل باشیم.

8. میتوان فریاد زد با صدایی سخت کاذب: او می‌گوید که حتی اگر فریاد بزنیم، ممکن است این صدا واقعی نباشد.

9. دوست میدارم: این جمله نشان‌دهنده‌ی احساسات عمیق است، اما شاید در قالبی بی‌معنا بیان شود.

10. میتوان در بازوان چیرهٔ یک مرد ماده‌ای زیبا و سالم بود: اشاره به اینکه می‌توانیم در رابطه‌ای قرار بگیریم، ولی ممکن است این رابطه واقعی نباشد.

11. میتوان با زیرکی تحقیر کرد هر معمای شگفتی را: ما می‌توانیم به سادگی مسائل پیچیده را نادیده بگیریم.

12. میتوان تنها به حل جدولی پرداخت: اشاره به اینکه ممکن است به کارهای بی‌فایده مشغول شویم.

13. میتوان یک عمر زانو زد در پای ضریحی سرد: این تصویر نشان‌دهنده‌ی عبادت یا امید به چیزی است که ممکن است بی‌نتیجه باشد.

14. میتوان در گور مجهولی خدا را دید: اشاره به جستجوی معنای زندگی و خدا در مکان‌های ناشناخته.

15. میتوان با سکه‌ای ناچیز ایمان یافت: ایمان ممکن است به چیزهای بی‌ارزش وابسته باشد.

16. میتوان چون صفر در تفریق و جمع و ضرب حاصلی پیوسته یکسان داشت: ما می‌توانیم مثل عدد صفر همیشه همان حالت را داشته باشیم، بدون تغییر.

17. میتوان زیبائی یک لحظه را با شرم مثل یک عکس سیاه مضحک فوری در ته صندوق مخفی کرد: زیبایی‌ها و لحظات خوب را فراموش کنیم یا نادیده بگیریم.

18. میتوان در قاب خالی ماندهٔ یک روز نقش یک محکوم یا مغلوب را آویخت: اشاره به اینکه زندگی ممکن است پر از شکست‌ها و ناکامی‌ها باشد.

19. میتوان با صورتک‌ها رخنهٔ دیوار را پوشاند: ما می‌توانیم احساسات واقعی خود را پنهان کنیم.

20. میتوان همچون عروسک‌های کوکی بود: اشاره به اینکه زندگی می‌تواند مانند یک عروسک باشد که فقط حرکاتش کنترل شده است.

21. سال‌ها در لابلای تور و پولک خفت: ما ممکن است سال‌ها در خواب یا بی‌تحرکی بگذرانیم.

22. میتوان با هر فشار هرزهٔ دستی بی‌سبب فریاد کرد و گفت آه، من بسیار خوشبختم: حتی اگر دروغین باشد، ما می‌توانیم وانمود کنیم که خوشبخت هستیم.

در کل، شعر سهراب سپهری به ما یادآوری می‌کند که زندگی ممکن است پر از بی‌معنایی و تنهایی باشد، اما ما همچنان می‌توانیم به زندگی ادامه دهیم و احساسات خود را پنهان کنیم. این شعر تأملی عمیق دربارهٔ انسانیت و شرایط وجودی ماست.

مطلب مشابه: شعر شماره ۹ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ کاش بر ساحل رودی خاموش عطر مرموز گیاهی بودم

مطلب مشابه: شعر شماره ۸ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ ما تکیه داده نرم به بازوی یکدگر در روحمان طراوت …

پیشنهاد مرتبط

فال‌های سرگرم‌کننده روزانه

پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.

امیرسالار کریمی صابر
نویسنده: امیرسالار کریمی صابر

امیرسالار، نویسنده ارشد تیم تحریریه. از ابتدا در کنار مدیر مجموعه، در شکل‌دهی به هویت محتوایی سایت نقش داشته‌ام. هر آنچه در حوزه‌های سینما، ادبیات، فلسفه، اشعار و جملات کوتاه می‌خوانید، حاصل نگاه و قلم من است. بیش از ۵ سال است که به عنوان یکی از سئوکاران مجموعه، استراتژی محتوایی و بهینه‌سازی فنی سایت را نیز پیش می‌برم؛ تا مطالب نه تنها از نظر عمق و معنا ارزش خواندن داشته باشند، بلکه در فضای وب هم دیده شوند و به دست مخاطبِ واقعی‌شان برسند. نگارش بیوگرافی‌ها و مقالات تخصصی سایت نیز بخش دیگری از کار من است؛ آثاری که در آنها همیشه کوشیده‌ام دانش فنی را با نگاهی انسانی و روایی درآمیزم. باور همیشگی‌ام این بوده که فیلم‌ها را باید از چشمِ کتاب دید، شعرها را با نگاهِ فلسفی خواند و جملات را بهانه‌ای برای مکث کردن دانست.