شعر شماره ۱۱ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ باد ما را با خود خواهد برد در شب کوچک من …
شعر شماره ۱۱ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد را در روزانه بخوانید. فروغ نه تنها در زمان خود تأثیرگذار بود، بلکه آثارش الهامبخش شاعران و نویسندگان نسلهای بعدی نیز بوده است. بسیاری از شاعران معاصر تحت تأثیر سبک و مضامین او قرار گرفتند و تلاش کردند تا از دیدگاههای او بهره ببرند. همچنین شعر شماره ۱۲ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ بیش از اینها ، آه ، آری بیش از اینها میتوان … را در سایت روزانه بخوانید.

شعر شماره ۱۱
باد ما را با خود خواهد برد
در شب کوچک من ، افسوس
باد با برگ درختان میعادی دارد
در شب کوچک من دلهرهء ویرانیست
گوش کن
وزش ظلمت را می شنوی؟
من غریبانه به این خوشبختی می نگرم
من به نومیدی خود معتادم
گوش کن
وزش ظلمت را می شنوی؟
در شب اکنون چیزی می گذرد
ماه سرخست و مشوش
و بر این بام که هر لحظه در او بیم فرو ریختن است
ابرها، همچون انبوه عزاداران
لحظهء باریدن را گوئی منتظرند
لحظه ای و پس از آن،هیج
پشت این پنجره شب دارد می لرزد
و زمین دارد
باز می ماند از چرخش
پشت این پنجره یک نامعلوم
نگران من و تست
ای سراپایت سبز
دستهایت را چون خاطره ای سوزان، در دستان عاشق من بگذار
و لبانت را چون حسی گرم از هستی
به نوازش لبهای عاشق من بسپار
باد ما را با خود خواهد برد
باد ما را با خود خواهد برد
مطلب مشابه: شعر شماره ۱۰ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ تمام روز را در آئینه گریه میکردم
مطلب مشابه: شعر شماره ۹ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ کاش بر ساحل رودی خاموش عطر مرموز گیاهی بودم
تفسیر این شعر

این شعر از شاعر معاصر ایرانی، “بانو فروغ” است و به احساسات عمیق، تنهایی، و نگرانیهای انسانی در برابر طبیعت و زندگی اشاره دارد. بیایید هر بخش را به زبان ساده توضیح دهیم:
1. باد ما را با خود خواهد برد: شاعر از بادی صحبت میکند که همه چیز را جابهجا میکند و نشاندهنده تغییرات زندگی است.
2. در شب کوچک من، افسوس: او در شب تاریک و غمگینی قرار دارد و به احساس افسوس و ناامیدی خود اشاره میکند.
3. باد با برگ درختان میعادی دارد: این جمله نشان میدهد که باد و درختان در یک رابطه طبیعی و هماهنگ هستند، اما برای شاعر این رابطه ممکن است حسرتبار باشد.
4. در شب کوچک من دلهرهء ویرانیست: او احساس میکند که شب برایش پر از دلهره و نگرانی از آینده است.
5. گوش کن: دعوت به توجه و شنیدن صدای اطراف.
6. وزش ظلمت را میشنوی؟: شاعر از تاریکی و ظلمت صحبت میکند که بر زندگیاش سایه افکنده است.
7. من غریبانه به این خوشبختی مینگرم: او به خوشبختی که شاید برایش دور از دسترس باشد، نگاه میکند و احساس تنهایی میکند.
8. من به نومیدی خود معتادم: او به احساس ناامیدی خود عادت کرده است، انگار که نمیتواند از آن رها شود.
9. در شب اکنون چیزی میگذرد: او متوجه تغییراتی در شب میشود، شاید نشانههایی از امید یا تحول.
10. ماه سرخست و مشوش: ماه در آسمان حالتی نگران و مضطرب دارد، که نشاندهندهی اضطراب شاعر است.
11. و بر این بام که هر لحظه در او بیم فرو ریختن است: او بر بامی ایستاده که احساس خطر میکند، به نوعی نشاندهندهی عدم ثبات اوضاع زندگیاش است.
12. ابرها، همچون انبوه عزاداران: ابرها را به عزاداران تشبیه میکند، انگار که منتظر بارش باران هستند.
13. لحظه ای و پس از آن، هیج: انتظار بارش باران وجود دارد، اما بعد از آن هیچ چیزی نمیماند.
14. پشت این پنجره شب دارد میلرزد: پشت پنجره، شب به نوعی ناپایدار و لرزان به نظر میرسد.
15. و زمین دارد باز میماند از چرخش: زمین نمیچرخد و زندگی متوقف به نظر میرسد.
16. پشت این پنجره یک نامعلوم نگران من و تست: او احساس میکند که چیزی ناشناخته در حال نگرانی او و محبوبش است.
17. ای سراپایت سبز: خطاب به محبوبش که نماد زندگی و طراوت است.
18. دستهایت را چون خاطرهای سوزان، در دستان عاشق من بگذار: او از محبوبش میخواهد که دستهایش را به او بدهد، چون این لحظه برایش یادآور احساسات عمیق است.
19. و لبانت را چون حسی گرم از هستی به نوازش لبهای عاشق من بسپار: او خواهان نزدیکی عاطفی و جسمی با محبوبش است.
20. باد ما را با خود خواهد برد (دو بار تکرار): در پایان، دوباره تأکید میکند که باد (تغییرات زندگی) آنها را با خود خواهد برد.
به طور کلی، شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به زندگی، عشق، تنهایی، و تغییرات طبیعی است. شاعر در تلاش است تا در میان ناامیدیها و دلهرهها، ارتباط عاطفی و زیبایی را با محبوبش برقرار کند.
مطلب مشابه: شعر شماره ۸ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ ما تکیه داده نرم به بازوی یکدگر در روحمان طراوت …
مطلب مشابه: شعر شماره ۷ از مجموعه اشعار فروغ فرخزاد؛ معشوق من با آن تن برهنه بیشرم
فالهای سرگرمکننده روزانه
پیشنهادهای منتخب فال را متناسب با این بخش ببینید.










